1
00:00:02,560 --> 00:00:09,660
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

2
00:00:12,510 --> 00:00:14,180
‫گندش بزنن

3
00:00:28,280 --> 00:00:30,700
‫- سلام. بالاخره دارم میرم خونه
‫- سلام

4
00:00:30,700 --> 00:00:32,410
‫فقط خواستم ببینم حالت چطوره

5
00:00:32,410 --> 00:00:34,750
‫- امروز روز مهمی بود
‫- آره، بود

6
00:00:35,490 --> 00:00:37,580
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره

7
00:00:38,080 --> 00:00:39,920
‫توی جلسه‌ی شورا عالی بودی

8
00:00:40,580 --> 00:00:42,660
‫به‌نظرم این شروع
‫یه دوران فوق العاده‌ست

9
00:00:44,340 --> 00:00:46,260
‫بوی دود میاد

10
00:00:50,340 --> 00:00:54,550
‫سوپ رو دوست نداشتم
‫برای همین یکم پیتزا گرم کردم

11
00:00:56,510 --> 00:00:57,890
‫خیلی‌خب، پس...

12
00:00:57,890 --> 00:00:59,560
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

13
00:01:16,630 --> 00:01:19,130
‫خود یادداشت خیلی نگران‌کننده نیست

14
00:01:20,310 --> 00:01:21,770
‫چیزی که نگران کننده‌ست

15
00:01:21,790 --> 00:01:24,060
‫اینه که تصمیم گرفت
‫در موردش بهت دروغ بگه

16
00:01:25,750 --> 00:01:28,460
‫دارو فقط می‌تونه
‫خاطرات رو پاک کنه

17
00:01:29,530 --> 00:01:31,620
‫ولی اگر این روایت جدید
‫از اتفاقات رو باور نکنه

18
00:01:32,060 --> 00:01:34,150
‫به مشکل خیلی متفاوتی برمی‌خوریم

19
00:01:34,690 --> 00:01:37,820
‫و باید به حرف‌های تو باور داشته باشه، کامیل

20
00:01:38,560 --> 00:01:41,650
‫نمی‌فهمم چرا این قضیه
‫اینقدر طول کشیده

21
00:01:42,520 --> 00:01:45,110
‫گفتین یک ماه، یا نهایت دو ماه

22
00:01:45,860 --> 00:01:48,780
‫ما 352 سال داده جمع‌آوری کردیم

23
00:01:48,800 --> 00:01:51,410
‫که نشون میده این دستورالعمل موثره

24
00:01:51,850 --> 00:01:53,520
‫اکثر اوقات

25
00:01:53,540 --> 00:01:55,630
‫وقتی به درستی اعمال بشه

26
00:01:56,490 --> 00:01:59,620
‫تابحال 6 سیلو
‫با موفقیت بازنشانی کامل شدن

27
00:01:59,640 --> 00:02:02,250
‫از جمله سیلوی شما، 140 سال پیش

28
00:02:02,270 --> 00:02:05,920
‫و توی این سال‌ها
‫روی افراد خاص هم اعمال شده

29
00:02:08,350 --> 00:02:10,440
‫متوجه استیصالت هستیم

30
00:02:11,920 --> 00:02:13,680
‫با اینکه اکثراً موثر بوده

31
00:02:13,700 --> 00:02:15,460
‫استثناهایی هم وجود داشته

32
00:02:15,800 --> 00:02:17,680
‫ناهنجاری‌هایی مثل جولیت نیکولز

33
00:02:17,700 --> 00:02:19,780
‫که نیازمند درمان طولانی‌تر بودن

34
00:02:20,320 --> 00:02:22,820
‫توام با همچین ناهنجاری‌ای
‫طرف هستی، کامیل

35
00:02:22,850 --> 00:02:24,770
‫حالا خیالم خیلی راحت‌تر شد

36
00:02:25,830 --> 00:02:28,240
‫رویاش نشون میده که
‫بخشی از خاطرات بازگشتش

37
00:02:28,270 --> 00:02:30,220
‫در ضمیر ناخوداگاهش باقی مونده

38
00:02:31,280 --> 00:02:34,410
‫دستورالعمل مصرف دارو رو
‫تا دو هفته‌ی دیگه ادامه بده

39
00:02:34,960 --> 00:02:37,050
‫تدابیر امنیتی اطرافش رو بیشتر کن

40
00:02:37,070 --> 00:02:39,910
‫و بیشتر تلاش کن
‫که به نیکولز اطمینان‌خاطر بدی

41
00:02:39,930 --> 00:02:41,860
‫که تو قابل اعتمادترین متحدش هستی

42
00:02:43,830 --> 00:02:45,830
‫پنجاه کیلومتری کارترز‌ویل

43
00:02:46,450 --> 00:02:49,490
‫با یه منظره‌ی خفن از غرو‌ب‌آفتاب
‫پشت کوهستان پاین

44
00:02:50,790 --> 00:02:56,300
‫آره... اسب و اردک و بز داشتیم

45
00:02:59,050 --> 00:03:00,720
‫با دو تا بولداگ که...

46
00:03:02,300 --> 00:03:04,510
‫بی‌اعصاب‌ترین سگ‌هایی بودن
‫که خدا تابحال خلق کرده

47
00:03:04,510 --> 00:03:07,470
‫فقط بلد بودن هردفعه
‫از اتوبوس پیاده می‌شدیم

48
00:03:07,480 --> 00:03:09,360
‫از در حیاط تا در خونه بیفتن دنبالمون

49
00:03:14,520 --> 00:03:16,860
‫وقتی بهت گفتم به عنوان...

50
00:03:16,860 --> 00:03:19,780
‫نماد تیم بولداگ‌‌های
‫دانشگاه جورجیا انتخاب شدم...

51
00:03:23,740 --> 00:03:25,410
‫نه ولش کن

52
00:03:26,080 --> 00:03:27,500
‫چیه؟

53
00:03:27,490 --> 00:03:29,870
‫خب، اونقدر خندیدی که...

54
00:03:31,750 --> 00:03:33,420
‫خودت رو خیس کردی

55
00:03:35,170 --> 00:03:37,880
‫به‌نظر نمیاد خواهر چندان خوبی باشم

56
00:03:41,130 --> 00:03:45,890
‫اسم مامان گریس بود

57
00:03:46,550 --> 00:03:48,220
‫اسم بابا...

58
00:03:49,350 --> 00:03:51,020
‫ویلیام بود

59
00:03:51,930 --> 00:03:53,140
‫خواهش‌ می‌کنم...

60
00:03:53,140 --> 00:03:56,180
‫معذرت می‌خوام دونالد، ولی...

61
00:03:56,690 --> 00:03:58,020
‫نمی‌دونم چی بگم

62
00:03:58,020 --> 00:03:59,690
‫نـه، نـه

63
00:04:03,450 --> 00:04:05,580
‫نه. معذرت خواهی نکن
‫من معذرت می‌خوام

64
00:04:29,890 --> 00:04:31,560
‫لعنتی

65
00:04:32,640 --> 00:04:33,850
‫حالت خوبه؟

66
00:04:33,850 --> 00:04:36,140
‫معمولاً به اشیاء بی‌جان فحش نمیدم

67
00:04:36,140 --> 00:04:38,430
‫از دست چیزهای بدتری هم میشه عصبانی شد

68
00:04:38,440 --> 00:04:40,990
‫بعلاوه، این دستگاه ماه‌هاست
‫حقشه فحش بخوره

69
00:04:43,480 --> 00:04:44,650
‫دیگه نمی‌خواد

70
00:04:44,650 --> 00:04:46,360
‫فدای سرت

71
00:04:47,070 --> 00:04:48,740
‫همه‌چی مرتبه؟

72
00:04:49,660 --> 00:04:51,330
‫آره. خواهرم اینجاست

73
00:04:52,700 --> 00:04:54,370
‫خب، بهتره بگم جسمش اینجاست

74
00:04:54,750 --> 00:04:58,710
‫کنار کسی نشسته بودم
‫که سه دهه‌ هر روز باهاش حرف می‌زدم

75
00:04:58,710 --> 00:05:01,090
‫ولی جوری نگاهم می‌کنه
‫انگار راننده تاکسیم

76
00:05:01,750 --> 00:05:02,830
‫تو دنیلی

77
00:05:02,840 --> 00:05:05,630
‫منتظرت بودیم
‫ویکتور سرنکوویچ هستم

78
00:05:06,260 --> 00:05:08,260
‫- دکتر شارلوتم
‫- آها

79
00:05:08,260 --> 00:05:09,930
‫- سلام
‫- سلام

80
00:05:09,930 --> 00:05:11,310
‫خوشحالم می‌بینمت

81
00:05:11,300 --> 00:05:14,050
‫آره، متاسفانه بخاطر من
‫تو رو یادش نمیاد

82
00:05:15,190 --> 00:05:21,190
تنظيـم زیـرنـويـس از: آ‌رِن زُ‌هرابـی

83
00:06:56,110 --> 00:06:58,270
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

84
00:06:59,050 --> 00:07:01,660
‫« ســیــلــو »

85
00:07:02,910 --> 00:07:10,910
‫تـرجـمـه : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

86
00:07:11,250 --> 00:07:13,040
‫خب، داروها...

87
00:07:13,720 --> 00:07:17,350
‫مثل نصب کردن یه پل متحرک
‫بین خودش و حافظه‌شه

88
00:07:17,340 --> 00:07:20,760
‫یجورایی میشه گفت
‫یه فاصله‌ی ایمن بین ذهن و بدنه

89
00:07:20,760 --> 00:07:24,180
‫اگر به‌مدت زیادی ازش استفاده بشه
‫پل دیگه بالا می‌مونه و دائمی میشه

90
00:07:24,180 --> 00:07:25,680
‫و خاطراتش هیچوقت برنمی‌گرده

91
00:07:25,680 --> 00:07:29,430
‫ولی وقتی قوی‌تر شد
‫داروهاش رو قطع می‌کنیم

92
00:07:29,440 --> 00:07:32,150
‫پل رو میاریم پایین
‫ازش رد میشیم و انتخاب می‌کنیم...

93
00:07:32,150 --> 00:07:33,690
‫واقعاً انتخاب می‌کنیم...

94
00:07:33,690 --> 00:07:36,110
‫که کدوم خاطراتش رو برگردونیم
‫و کدوم‌ها رو رها کنیم

95
00:07:45,500 --> 00:07:48,880
‫بخاطر مثال پل که زدم گیج شدی؟

96
00:07:48,870 --> 00:07:50,540
‫نـه

97
00:07:51,130 --> 00:07:52,800
‫نمی‌دونم. آره...

98
00:07:53,590 --> 00:07:55,630
‫فکر نمی‌کردم مجبور باشم امروز

99
00:07:55,630 --> 00:07:57,300
‫همچین حرف‌هایی رو هضم کنم

100
00:07:58,380 --> 00:08:01,880
‫وقتی پل متحرک برگشت پایین
‫چطوری خاطراتش رو برمی‌گردونین؟

101
00:08:01,890 --> 00:08:04,310
‫داستانش رو تعریف می‌کنیم، بارها و بارها

102
00:08:04,510 --> 00:08:06,180
‫داستانش؟

103
00:08:06,430 --> 00:08:08,100
‫خیلی‌خب

104
00:08:09,310 --> 00:08:14,230
‫چرا انسان‌ها به دنیا حکومت می‌کنن
‫و نه میمون‌ها؟

105
00:08:17,070 --> 00:08:18,150
‫نمی‌دونم

106
00:08:18,150 --> 00:08:19,820
‫انگشت شست متقابل

107
00:08:21,070 --> 00:08:22,780
‫توانایی کنترل حرکتی بهتر

108
00:08:22,780 --> 00:08:25,030
‫- مغز بزرگ‌تر، موهای کمتر
‫- خیلی‌خب

109
00:08:25,030 --> 00:08:27,570
‫بذار اینطور بگم
‫تمام روز چیکار می‌کنی؟

110
00:08:27,580 --> 00:08:30,960
‫الان؟ به غریبه‌ها زنگ می‌زنم
‫و التماس‌شون می‌کنم بهم پول بدن

111
00:08:30,960 --> 00:08:34,460
‫دقیقاً. با مردم تماس می‌گیری
‫و یه داستان براشون تعریف می‌کنی

112
00:08:35,170 --> 00:08:37,800
‫یه سری داده رو برمی‌داری
‫و باهاش یه داستان معنادار می‌سازی

113
00:08:37,800 --> 00:08:41,090
‫کارمون همینه، ذات‌مون همینه
‫یه مشت قصه‌گو و معنابخشیم

114
00:08:41,090 --> 00:08:42,420
‫تنها ابرقدرت‌مون همینه

115
00:08:42,430 --> 00:08:44,010
‫تو، من، شارلوت

116
00:08:44,010 --> 00:08:47,010
‫چیزی جز یه سری داستان نیستیم
‫که برای خودمون تعریف کردیم

117
00:08:47,010 --> 00:08:49,140
‫خاطرات، زندگی‌نامه‌ی درونی ماست

118
00:08:49,140 --> 00:08:52,890
‫اطلاعاتی که بهشون معنا بخشیدیم
‫که بهمون بگن کی هستیم

119
00:08:54,190 --> 00:08:57,190
‫این دارو، کتاب شارلوت رو پاک کرده

120
00:08:58,360 --> 00:09:00,280
‫خب؟ همونطور که گفتم

121
00:09:00,280 --> 00:09:03,070
‫داروهاش رو قطع می‌کنیم
‫و خاطره به خاطره

122
00:09:03,070 --> 00:09:05,570
‫دوباره کتابش رو با داستانش پر می‌کنی

123
00:09:05,570 --> 00:09:06,860
‫خاطره به خاطره؟

124
00:09:06,870 --> 00:09:07,950
‫خاطره به خاطره

125
00:09:07,950 --> 00:09:09,620
‫خواهری مهربون

126
00:09:09,910 --> 00:09:11,580
‫خلبان نیروی دریایی نخبه

127
00:09:12,080 --> 00:09:15,000
‫حتی ماموریت ایران
‫ولی این‌دفعه یه حق انتخاب داری

128
00:09:15,000 --> 00:09:18,880
‫دنیل، این انتخاب رو داری
‫که با گفتن تمام حقیقت، وجودشو خرد نکنی

129
00:09:18,880 --> 00:09:21,380
‫با ضربه‌ی روحی
‫اتفاقی که برای گروهانش افتاد

130
00:09:21,380 --> 00:09:23,360
‫این انتخاب رو داری
‫که اون مسائل رو رها کنی

131
00:09:32,680 --> 00:09:34,350
‫می‌تونم بهش دروغ بگم؟

132
00:09:34,770 --> 00:09:36,440
‫باورش می‌کنه؟

133
00:09:37,350 --> 00:09:38,850
‫چرا باید دروغ بگی؟

134
00:09:38,860 --> 00:09:41,990
‫خب، یه سری نظر و عقیده در موردم داره
‫که بدم نمیاد فراموششون کنه

135
00:09:45,490 --> 00:09:48,370
‫راستش آره، می‌تونی یه دروغ رو
‫توی ذهنش بکاری

136
00:09:48,370 --> 00:09:51,540
‫زمان و تلاش زیادی می‌طلبه

137
00:09:51,540 --> 00:09:52,910
‫خاطرات واقعی سریع‌تر تداعی میشن

138
00:09:52,910 --> 00:09:54,160
‫چون از قبل توی ذهنش وجود دارن

139
00:09:54,160 --> 00:09:55,830
‫فقط نمی‌تونه ببینتشون

140
00:10:01,340 --> 00:10:05,180
‫برای برگردوندن خاطرات سابق
‫نیاز به وسایل داری

141
00:10:05,170 --> 00:10:08,760
‫وسایلی از زندگیش
‫از دوران کودکیش

142
00:10:09,590 --> 00:10:13,720
‫خاطرات فقط توی ذهن نیستن
‫توی جسم هم هستن

143
00:10:13,720 --> 00:10:15,050
‫توی...

144
00:10:15,060 --> 00:10:17,520
‫توی بوهای قدیمی و معنا و مفهومی

145
00:10:17,520 --> 00:10:19,900
‫که وسایل دوران کودکی‌مون
‫برامون پیدا کردن، نهفته‌ست

146
00:10:19,900 --> 00:10:23,610
‫برای فعال کردن مسیرهای عصبی
‫ازشون به‌عنوان میان‌بر استفاده می‌کنیم

147
00:10:25,480 --> 00:10:27,360
‫والدین‌مون وقتی بچه بودیم فوت کردن

148
00:10:28,910 --> 00:10:30,490
‫رفتیم پیش عمه‌مون زندگی کنیم

149
00:10:30,490 --> 00:10:32,530
‫چیزهای زیادی از دوران بچگی‌مون
‫برامون نمونده

150
00:10:33,790 --> 00:10:38,380
‫متاسفم، ولی بین
‫صفرها و یک‌ها یه چیز دیگه هم هست

151
00:10:38,370 --> 00:10:41,250
‫فقط نورون و آکسون نیست
‫یه چیز دیگه هم هست

152
00:10:41,250 --> 00:10:44,210
‫یه چیز اسرارآمیز، یه چیزی...

153
00:10:44,960 --> 00:10:46,630
‫یه چیزی مثل روح

154
00:10:46,920 --> 00:10:49,760
‫و نه من نه هیچکس دیگه‌ای
‫نمی‌تونه کنترلش کنه

155
00:10:51,180 --> 00:10:56,850
‫برای همین گاهی اوقات
‫شاید 10 درصد اوقات، جواب نمیده

156
00:10:58,180 --> 00:11:03,100
‫ولی داره به‌خوبی به داروها جواب میده
‫پس جای امیدواری هست

157
00:11:04,650 --> 00:11:07,190
‫باشه؟ خیلی‌خب

158
00:11:19,410 --> 00:11:22,500
‫ببخشید مزاحم شدم، رئیس
‫یه خانمی اومده

159
00:11:22,500 --> 00:11:24,290
‫یه گزارش مفقودی عادی پر کرد

160
00:11:24,290 --> 00:11:26,080
‫ولی میگه تا شما رو نبینه نمیره

161
00:11:26,090 --> 00:11:28,970
‫گزارش مفقودی عادی نیست

162
00:11:36,430 --> 00:11:37,930
‫اسم فرد مفقود شده چیه؟

163
00:11:37,930 --> 00:11:39,600
‫اورلا کنت

164
00:11:40,220 --> 00:11:41,850
‫خواهرمه

165
00:11:41,850 --> 00:11:43,520
‫دست راست سرپرست بخش تدارکات؟

166
00:11:45,020 --> 00:11:47,980
‫دیروز توی شورای سیلو دیدمش

167
00:11:47,980 --> 00:11:49,650
‫باهاش صحبت کردم

168
00:11:51,570 --> 00:11:53,610
‫- گم شده؟
‫- هر شب بعد از شیفتش

169
00:11:53,610 --> 00:11:54,690
‫میاد دیدن من

170
00:11:54,700 --> 00:11:57,200
‫دیشب، هیچ خبری ازش نشد

171
00:11:57,200 --> 00:11:59,160
‫شاید رفته خونه و خواب رفته

172
00:11:59,160 --> 00:12:00,830
‫نه، اگر می‌رفت یادداشت می‌فرستاد

173
00:12:01,200 --> 00:12:02,450
‫پدر و مادرم پیرن

174
00:12:02,450 --> 00:12:05,290
‫نگران میشن. قرارمون این بوده

175
00:12:05,290 --> 00:12:06,420
‫از وقتی بچه بودیم

176
00:12:06,420 --> 00:12:09,010
‫بی‌خبر غیب‌مون نزنه
‫تا کسی رو نگران نکنیم

177
00:12:10,460 --> 00:12:14,210
‫ببین، می‌دونم بابت خیلی چیزها سرت شلوغه

178
00:12:14,220 --> 00:12:17,430
‫که برای بقیه‌ی مردم سیلو خیلی مهم‌ترن
‫ولی یه اتفاق بدی افتاده

179
00:12:18,180 --> 00:12:19,970
‫مطمئنم، ته دلم حسش می‌کنم

180
00:12:22,430 --> 00:12:24,100
‫به مامان بابام دروغ گفتم

181
00:12:24,520 --> 00:12:26,770
‫بهشون گفتم اورلا دیشب
‫پیش من مونده

182
00:12:28,230 --> 00:12:30,230
‫نمی‌تونم امروز هم
‫دوباره بهشون دروغ بگم

183
00:12:33,280 --> 00:12:34,950
‫باشه

184
00:12:36,990 --> 00:12:38,660
‫باشه

185
00:12:43,630 --> 00:12:45,720
‫« گیرنده: کارلا مک‌لین »

186
00:12:45,750 --> 00:12:46,770
‫« بخش: تدارکات »

187
00:12:46,790 --> 00:12:48,460
‫ممنون

188
00:12:50,980 --> 00:12:56,190
‫« پیام دادم از اورلا کنت خبر بگیرم
‫باید با خواهرش تماس بگیره »

189
00:12:59,970 --> 00:13:01,640
‫عین داستان فرانکنشتاینه

190
00:13:02,600 --> 00:13:04,060
‫کارهای سرنکوویچ؟

191
00:13:04,060 --> 00:13:05,600
‫نه، من

192
00:13:05,600 --> 00:13:07,350
‫ازم می‌خواد...

193
00:13:07,350 --> 00:13:09,890
‫نمی‌دونم والا، توی ذهنش بگردم

194
00:13:09,900 --> 00:13:12,610
‫تکه‌های مختلفی از خاطراتش رو بردارم
‫و وجودش رو از نو بسازم

195
00:13:14,360 --> 00:13:16,030
‫خب...

196
00:13:17,650 --> 00:13:21,320
‫خب، اگر مجموع خاطرات‌مون نیستیم
‫پس کی هستیم، درست میگم؟

197
00:13:23,620 --> 00:13:25,290
‫آره گمونم

198
00:13:25,790 --> 00:13:29,130
‫ببین، اگر اشکالی نداره
‫تو فکر بودم برم یه سری بهش بزنم

199
00:13:29,960 --> 00:13:33,300
‫هیچوقت تو ارتش خدمت نکردم
‫پس بردن یکم شیرینی و مجله برای یه جانباز

200
00:13:33,290 --> 00:13:35,080
‫واقعاً کمترین کاریه که ازم برمیاد

201
00:13:35,090 --> 00:13:36,760
‫باشه

202
00:13:41,050 --> 00:13:42,720
‫دنیل

203
00:13:43,590 --> 00:13:45,590
‫- سلام
‫- هلن

204
00:13:46,390 --> 00:13:47,970
‫- سلام
‫- سلام

205
00:13:47,970 --> 00:13:50,510
‫آنا ثورمن رو می‌شناسی؟

206
00:13:50,520 --> 00:13:51,890
‫ایشون "هلن درو "ـه

207
00:13:51,890 --> 00:13:53,560
‫رسماً با هم آشنا نشدیم

208
00:13:54,020 --> 00:13:56,190
‫همه میگن از وقتی
‫مادرت تو رو آورده توی تیمش

209
00:13:56,190 --> 00:13:58,230
‫مو لای درز صحبت‌هاش نمیره، پس...

210
00:13:58,230 --> 00:14:01,320
‫من و هلن اتفاقی رفتیم سر قرار

211
00:14:02,610 --> 00:14:04,280
‫قرار نبود

212
00:14:04,950 --> 00:14:07,580
‫میگم، الان یه سر رفتم دفترت
‫قضیه‌ی خواهرت رو شنیدم

213
00:14:07,580 --> 00:14:10,790
‫- می‌خواستم بگم متاسفم
‫- ممنون

214
00:14:10,790 --> 00:14:12,330
‫توی والتر رید بستریه؟

215
00:14:12,330 --> 00:14:15,670
‫نه، منتقلش کردن
‫به درمانگاه هایدی استنسن

216
00:14:16,290 --> 00:14:18,000
‫عجب

217
00:14:18,000 --> 00:14:19,880
‫حتماً یکی حسابی پارتی‌بازی کرده

218
00:14:19,880 --> 00:14:23,630
‫بعید می‌دونم یه خلبان نیروی دریایی
‫اینقدر پس‌انداز داشته باشه

219
00:14:23,630 --> 00:14:25,760
‫راستش، به‌نظرم اگر تحقیق کنی
‫می‌بینی دکتر سرنکوویچ

220
00:14:25,760 --> 00:14:29,010
‫سال‌هاست داره
‫جانبازها رو مجانی درمان می‌کنه

221
00:14:31,640 --> 00:14:33,100
‫آره گمونم، آره

222
00:14:33,100 --> 00:14:36,560
‫اولین سری آزمایش‌هاش
‫روی زندانی‌های کشورهایی بود

223
00:14:36,560 --> 00:14:39,060
‫که اونقدر مدیون آمریکا بودن
‫که نمی‌تونستن نه بگن

224
00:14:39,060 --> 00:14:41,230
‫دومین سری آزمایش‌هاش
‫با همکاری وزارت دفاع

225
00:14:41,230 --> 00:14:43,610
‫روی سربازهای سال اولی بود
‫که توی درمان‌شون حق انتخاب ندارن

226
00:14:43,610 --> 00:14:47,110
‫و توی هر دو مورد
‫یه پاک‌کن گنده برداشت

227
00:14:47,110 --> 00:14:48,820
‫و خاطراتشون رو پاک کرد

228
00:14:48,830 --> 00:14:50,870
‫اجازه داد کهنه‌سربازهایی
‫که ضربه‌ی روحی خوردن

229
00:14:50,890 --> 00:14:52,700
‫اتفاقات وحشتناکی که دیدن رو فراموش کنن

230
00:14:52,700 --> 00:14:55,160
‫کاری کرد مجرم‌های سابقه‌دار
‫فراموش کنن خلافکارن

231
00:14:55,160 --> 00:14:56,870
‫- و تبدیل به اعضای مفید جامعه بشن
‫- صحیح، صحیح

232
00:14:56,870 --> 00:15:00,250
‫ولی اون تصمیم می‌گیره
‫چی یادشون میاد و چی یادشون نمیاد

233
00:15:01,340 --> 00:15:03,010
‫این نگرانت نمی‌کنه؟

234
00:15:03,760 --> 00:15:07,140
‫خب، یه‌خرده پیچیده‌تر از این حرفاست

235
00:15:07,840 --> 00:15:08,920
‫و پای خواهرم درمیونه

236
00:15:08,930 --> 00:15:12,390
‫از وقتی خلبان جنگنده شد
‫تمام مسائلش نگرانم می‌کنه

237
00:15:12,890 --> 00:15:14,180
‫اگر بگم داره از جانبازها

238
00:15:14,180 --> 00:15:16,600
‫برای آزمایش کردن فرضیه‌هاش
‫استفاده می‌کنه، زیادی بدبینانه‌ست؟

239
00:15:16,600 --> 00:15:18,600
‫- هلن
‫- ویکتور بخاطر اینکه

240
00:15:18,600 --> 00:15:21,270
‫پشت فرمون خوابش برد
‫زن و بچه‌ش رو توی تصادف از دست داد

241
00:15:23,070 --> 00:15:25,280
‫به‌نظرم بیشتر از خیلی‌های دیگه
‫ضربه‌های روحی رو درک می‌کنه

242
00:15:30,780 --> 00:15:31,860
‫مراقب خودت باش

243
00:15:31,870 --> 00:15:34,660
‫و سلامم رو به شارلوت برسون

244
00:15:34,660 --> 00:15:36,330
‫باشه

245
00:15:42,090 --> 00:15:44,930
‫رفتی دیدن یه خبرنگار
‫و فکر کردی قرار عاشقانه‌ست؟

246
00:15:46,630 --> 00:15:49,510
‫خودت که می‌دونی
‫رابطه‌ی بین سیاست‌مدارها و خبرنگارها...

247
00:15:49,510 --> 00:15:51,810
‫بده بستونه، آره، می‌دونم...

248
00:15:52,430 --> 00:15:53,810
‫اون‌موقع...

249
00:15:53,810 --> 00:15:55,480
‫حواست‌ پرت شده بود؟

250
00:15:57,060 --> 00:16:01,230
‫خب، علاوه بر اینکه خیلی خوشگله
‫توی کارش هم خیلی مهارت داره

251
00:16:01,230 --> 00:16:03,730
‫حتی اگر فقط تونسته باشه
‫یه شغل آشغال گیر بیاره

252
00:16:03,730 --> 00:16:05,400
‫مگه توی واشینگتن پست کار نمی‌کنه؟

253
00:16:05,980 --> 00:16:07,730
‫نه، یک ساله دیگه اونجا کار نمی‌کنه

254
00:16:08,240 --> 00:16:09,910
‫شیطونی کرده بود

255
00:16:10,150 --> 00:16:13,530
‫الان توی یه سایت
‫اخبار زرد اینترنتی کار می‌کنه

256
00:16:14,370 --> 00:16:17,040
‫با این‌حال خبرنگاره

257
00:16:17,040 --> 00:16:18,710
‫به چیزی که می‌خواست رسید
‫و تو هیچی گیرت نیومد

258
00:16:19,660 --> 00:16:21,330
‫مگه چی فهمید؟

259
00:16:21,830 --> 00:16:23,920
‫بهش گفتی شارلوت کجا بستریه

260
00:16:26,000 --> 00:16:27,670
‫و اینو مجانی بهش گفتی

261
00:16:52,700 --> 00:16:54,370
‫گفت کل جعبه رو بگیر

262
00:16:55,360 --> 00:16:57,030
‫برای خوش‌شانسی

263
00:16:58,120 --> 00:16:59,790
‫باشه؟

264
00:17:01,580 --> 00:17:03,250
‫می‌خواستی حقیقت رو بدونی؟

265
00:17:03,690 --> 00:17:05,570
‫حقیقت اینه که دوستت دارم

266
00:17:06,220 --> 00:17:07,890
‫اصلاً نترس

267
00:17:08,330 --> 00:17:10,420
‫توی تدارکات مشکلی ندارن

268
00:17:16,220 --> 00:17:17,890
‫شهردار؟

269
00:17:18,640 --> 00:17:20,390
‫شهردار؟

270
00:17:20,390 --> 00:17:23,350
‫خانم سیمز ازم خواست
‫امروز رفت‌و‌آمدهامون رو رسمی‌تر ثبت کنم

271
00:17:24,640 --> 00:17:25,930
‫برگردین بخش تدارکات

272
00:17:25,940 --> 00:17:29,070
‫اگر میل‌گردهای بیشتری
‫برامون پیدا نکنن، ساخت پله‌ها...

273
00:17:30,150 --> 00:17:32,440
‫موقع نوه‌هاشون تموم میشه

274
00:17:35,200 --> 00:17:36,870
‫جای من وایسا

275
00:17:45,540 --> 00:17:47,630
‫می‌دونی، درهرحال باید باهاش صحبت کنی

276
00:17:48,120 --> 00:17:49,790
‫نمی‌تونم

277
00:17:59,010 --> 00:18:00,680
‫ازت کمک خواست

278
00:18:05,520 --> 00:18:06,600
‫نمی‌تونم

279
00:18:06,600 --> 00:18:08,140
‫خیلی‌خب

280
00:18:08,140 --> 00:18:09,730
‫شاید بهتر باشه
‫از یکی اجازه بگیرم

281
00:18:09,730 --> 00:18:12,150
‫پایین رفتن امنه و اینا، ولی...

282
00:18:12,650 --> 00:18:14,440
‫چرا؟ می‌خوای از کی اجازه بگیری؟

283
00:18:14,440 --> 00:18:17,360
‫من شهردارم. اینم محافظمه

284
00:18:17,360 --> 00:18:19,030
‫تدی

285
00:18:19,530 --> 00:18:21,200
‫چی شده؟

286
00:18:21,870 --> 00:18:23,960
‫شهردار می‌خواد بره پایین

287
00:18:26,910 --> 00:18:28,830
‫خانم شهردار
‫میشه بپرسم چرا می‌خواین برین پایین؟

288
00:18:30,000 --> 00:18:31,670
‫لازمه دلیلی برات بیارم؟

289
00:18:32,040 --> 00:18:35,250
‫خب، من مسئول بازسازی پله‌هام

290
00:18:35,250 --> 00:18:37,290
‫و هیچکس بدون اجازه‌ی من
‫نمی‌تونه با طناب پایین بره

291
00:18:43,760 --> 00:18:46,050
‫می‌دونی که تو رو یادم نمیاد؟

292
00:18:46,060 --> 00:18:47,900
‫آره، می‌دونم

293
00:18:47,890 --> 00:18:50,980
‫و یه حسی بهم میگه
‫چندان با هم کنار نمیومدیم

294
00:18:51,640 --> 00:18:53,310
‫رابطه‌مون بدک نبود

295
00:18:55,270 --> 00:18:57,230
‫می‌خوام با مارتا واکر صحبت کنم

296
00:18:58,360 --> 00:19:01,320
‫خب، شانس آوردین. رفت طبقه‌ی 60
‫تا یکم لوازم پزشکی برداره

297
00:19:02,200 --> 00:19:03,910
‫به‌زودی برمی‌گرده پایین

298
00:19:05,870 --> 00:19:07,750
‫خیلی‌خب

299
00:19:07,740 --> 00:19:09,740
‫خب پس، منتظر می‌مونیم

300
00:19:12,330 --> 00:19:14,000
‫خانم شهردار

301
00:19:14,580 --> 00:19:16,460
‫حالا که منتظرین
‫میشه یه لحظه باهاتون صحبت کنم؟

302
00:19:17,710 --> 00:19:19,460
‫خصوصی

303
00:19:19,460 --> 00:19:21,130
‫باشه. حتماً

304
00:19:23,930 --> 00:19:25,600
‫مشکلی نیست

305
00:19:28,850 --> 00:19:31,480
‫من... گندش بزنن

306
00:19:32,850 --> 00:19:36,890
‫کامیل به همه‌مون گفت
‫باید چطوری باهات حرف بزنیم

307
00:19:36,900 --> 00:19:38,570
‫که روند بهبودیت رو خراب نکنم

308
00:19:38,860 --> 00:19:40,530
‫اشکال نداره. بگو

309
00:19:43,740 --> 00:19:45,740
‫از شرلی در مورد برنارد هالند پرسیدی

310
00:19:46,410 --> 00:19:47,490
‫خب؟

311
00:19:47,490 --> 00:19:49,160
‫امروز صبح یه چیزی یادش اومد

312
00:19:49,910 --> 00:19:54,000
‫نمی‌دونم به‌دردت می‌خوره یا نه
‫ولی توی شورش

313
00:19:55,250 --> 00:19:56,920
‫یه نفر اومد پایین

314
00:19:57,630 --> 00:19:59,300
‫گفت دست راست برنارده

315
00:20:00,460 --> 00:20:02,130
‫ما وقت نداشتیم ببینیم کیه
‫ شرلی می‌خواست...

316
00:20:02,130 --> 00:20:03,670
‫بندازتش توی یه سلول

317
00:20:03,670 --> 00:20:05,340
‫ولی گفت تو رو می‌شناسه

318
00:20:06,430 --> 00:20:08,470
‫گفت وقتی از تپه رفتی بالا

319
00:20:08,470 --> 00:20:10,850
‫یکی دیده وارد یه جایی شدی

320
00:20:10,850 --> 00:20:13,600
‫و اینکه شاید هنوز زنده‌ای

321
00:20:14,270 --> 00:20:16,190
‫- گفت کی بوده؟
‫- نه

322
00:20:17,270 --> 00:20:19,520
‫فقط اینو می‌دونم که
‫شرلی بردش توی چاله‌ی دریل حفاری

323
00:20:20,560 --> 00:20:22,140
‫ته چاله دنبال یه چیزی می‌گشت

324
00:20:22,150 --> 00:20:23,610
‫نمی‌گفت دنبال چیه

325
00:20:23,610 --> 00:20:25,820
‫ولی اگر طرف واقعاً
‫دست راست برنارد بوده

326
00:20:27,030 --> 00:20:28,700
‫شاید بتونه کمکت کنه

327
00:20:29,620 --> 00:20:31,290
‫اسمش چیه؟

328
00:20:32,200 --> 00:20:33,870
‫لوکاس کایل

329
00:20:40,420 --> 00:20:42,300
‫توی زندگی بعدیم
‫یه دستیار استخدام می‌کنم

330
00:20:42,290 --> 00:20:44,290
‫دیگه خسته شدم از بس

331
00:20:44,300 --> 00:20:46,760
‫کارهای دیگران رو براشون انجام دادم

332
00:20:46,760 --> 00:20:48,840
‫سلام. بذار از اول شروع کنم

333
00:20:48,840 --> 00:20:51,430
‫از طرف دفتر جناب نماینده
‫دنیل کین اومدم

334
00:20:51,430 --> 00:20:53,560
‫ازم خواست یه سر بیام
‫و ببینم حال خواهرش چطوره

335
00:20:53,550 --> 00:20:55,390
‫شاید...

336
00:20:55,390 --> 00:20:57,140
‫شاید یه سر ببرمش بیرون؟

337
00:20:59,230 --> 00:21:01,360
‫چرا شرلی خودش بهم نگفت؟

338
00:21:05,320 --> 00:21:06,990
‫فکر کنم...

339
00:21:10,820 --> 00:21:13,610
‫همه‌مون توش موندیم
‫چطوری با این کنار بیایم...

340
00:21:13,620 --> 00:21:15,790
‫که چیا یادته و چیا یادت نیست

341
00:21:18,040 --> 00:21:20,210
‫و می‌دونم این یادت نمیاد

342
00:21:21,710 --> 00:21:25,210
‫ولی شرلی، وقتی دلش به‌درد میاد
‫اطراف خودش دیوار می‌کشه

343
00:21:28,840 --> 00:21:31,340
‫آخه... اون اول که برگشتی

344
00:21:32,760 --> 00:21:36,970
‫شرل ده روز تمام
‫از دم در اتاق بیمارستانت تکون نخورد

345
00:21:36,970 --> 00:21:38,640
‫حاضر نمی‌شد ولت کنه

346
00:21:39,100 --> 00:21:42,190
‫عملاً مجبور شدم
‫کولش کنم ببرمش بخش مکانیکی

347
00:21:44,060 --> 00:21:47,980
‫بعدش شایعه شد که بخش زیادی از
‫خاطراتت رو توی آتش‌سوزی از دست دادی

348
00:21:47,980 --> 00:21:50,110
‫ولی شرل زیر بار نرفت

349
00:21:50,110 --> 00:21:51,780
‫می‌گفت امکان نداره اونو یادت بره

350
00:21:52,110 --> 00:21:57,450
‫اولین باری که اومدی غذاخوری
‫با کله 144 طبقه دوید اومد دیدنت

351
00:21:57,450 --> 00:21:59,240
‫پشت جمعیت منتظر موند

352
00:21:59,240 --> 00:22:01,540
‫گذاشت همه ببیننت

353
00:22:03,120 --> 00:22:06,210
‫و وقتی نوبت اون شد
‫جوری نگاهش کردی که انگار اصلاً نمی‌شناختیش

354
00:22:09,380 --> 00:22:11,050
‫فکر...

355
00:22:12,170 --> 00:22:17,050
‫فکر کنم فعلاً حرف زدن باهات
‫براش زیادی دردناکه

356
00:22:21,560 --> 00:22:23,230
‫واکر اومد

357
00:22:26,810 --> 00:22:30,400
‫خانم شهردار، ایشون مارتا واکره

358
00:22:31,190 --> 00:22:32,400
‫به خودت زحمت نده

359
00:22:32,400 --> 00:22:34,690
‫روحشم خبر نداره من کیم

360
00:22:34,700 --> 00:22:36,370
‫مگه نه؟

361
00:22:38,240 --> 00:22:39,530
‫بیا با یه چیز ساده شروع کنیم

362
00:22:39,530 --> 00:22:40,950
‫هنوزم قهوه می‌خوری؟

363
00:22:40,950 --> 00:22:45,080
‫یا اجازه ندارم اینو بپرسم
‫چون زیادی حساسی؟

364
00:22:46,210 --> 00:22:47,880
‫قهوه می‌خورم

365
00:22:49,710 --> 00:22:51,380
‫خوبه

366
00:22:56,010 --> 00:22:57,760
‫خب، چیا بهت گفتن؟

367
00:22:58,680 --> 00:23:00,220
‫خب، گفتن قدیما

368
00:23:00,220 --> 00:23:01,850
‫زیاد میومدم کارگاهت

369
00:23:01,850 --> 00:23:02,850
‫شهردار داره میاد

370
00:23:02,850 --> 00:23:04,890
‫خانم شهردار، بفرمایید جلو

371
00:23:04,890 --> 00:23:07,020
‫می‌تونه مثل بقیه‌مون منتظر بمونه

372
00:23:11,610 --> 00:23:13,280
‫خب...

373
00:23:13,270 --> 00:23:18,230
‫می‌دونم وظیفه‌ی اصلیم
‫نگهداری از ژنراتور بوده، درسته؟

374
00:23:19,320 --> 00:23:22,110
‫ولی می‌خوام بدونم
‫چرا اون همه مدت پیش تو می‌موندم؟

375
00:23:23,620 --> 00:23:25,460
‫میومدی ازم مشورت بگیری

376
00:23:25,450 --> 00:23:27,120
‫که هیچوقت گوش نمی‌کردی

377
00:23:27,660 --> 00:23:29,490
‫چرا؟

378
00:23:29,500 --> 00:23:31,330
‫- سلام
‫- کله‌شقی، تکبر

379
00:23:31,330 --> 00:23:33,870
‫هی، دو تا قهوه‌ی تلخ بده

380
00:23:33,880 --> 00:23:35,550
‫اینقدر هم خیره نشو

381
00:23:38,920 --> 00:23:40,630
‫چرا می‌خواستی منو ببینی؟

382
00:23:43,300 --> 00:23:45,300
‫دیشب یه یادداشت به دستم رسید

383
00:23:46,720 --> 00:23:48,220
‫تو فرستادیش؟

384
00:23:48,230 --> 00:23:49,440
‫کار من نبوده

385
00:23:49,430 --> 00:23:51,100
‫چی نوشته بود؟

386
00:23:52,980 --> 00:23:54,650
‫بهم اعتماد نداری

387
00:23:55,730 --> 00:23:56,980
‫دلم می‌خواد بهت اعتماد کنم

388
00:23:56,980 --> 00:23:58,440
‫- واقعاً؟
‫- آره

389
00:23:58,440 --> 00:24:00,150
‫چرا می‌خوای؟

390
00:24:03,320 --> 00:24:05,910
‫یادمه روزی که برای پاکسازی رفتم بیرون
‫یه یادداشت برام فرستادی

391
00:24:08,700 --> 00:24:10,370
‫"توی تدارکات مشکلی ندارن"

392
00:24:10,790 --> 00:24:13,170
‫که باعث شد بفهمم
‫چسب رو عوض کردی

393
00:24:13,750 --> 00:24:16,000
‫چیزی که ممکن بود بابتش
‫برای پاکسازی بفرستنت بیرون

394
00:24:17,960 --> 00:24:19,590
‫و آدم همچین کاری رو
‫برای هرکسی نمی‌کنه

395
00:24:19,590 --> 00:24:21,260
‫برای کسی انجام میده که...

396
00:24:23,470 --> 00:24:25,140
‫آره خب، این قضیه مال قبلاً بود

397
00:24:26,430 --> 00:24:29,770
‫خب که چی؟
‫وقتی چیزی یادت نیاد، دیگه تموم میشه میره

398
00:24:30,850 --> 00:24:32,640
‫جوری که انگار اصلاً وجود نداشته

399
00:24:35,150 --> 00:24:36,820
‫باشه

400
00:24:38,320 --> 00:24:39,990
‫خب...

401
00:24:41,990 --> 00:24:43,660
‫توی یادداشتی که به‌دستم رسید
‫نوشته بود

402
00:24:44,030 --> 00:24:47,410
‫"اگر می‌خوای حقیقت رو بدونی
‫ساعت 2 برو بازار"

403
00:24:48,490 --> 00:24:50,830
‫پس می‌خوام بدونم
‫باید برم بازار یا نه؟

404
00:24:51,450 --> 00:24:53,120
‫باید برم...؟

405
00:24:56,120 --> 00:24:58,960
‫می‌دونی رواعصاب‌ترین خصلتت چی بود؟

406
00:25:00,380 --> 00:25:04,470
‫اگر مشکلی وجود داشت
‫سوالی پیش میومد، باید تصمیمی می‌گرفتی

407
00:25:04,470 --> 00:25:07,100
‫و همه یه چیز رو می‌گفتن

408
00:25:07,090 --> 00:25:10,590
‫تو تصمیم می‌گرفتی
‫دقیقاً برعکسش رو انجام بدی

409
00:25:10,600 --> 00:25:12,980
‫درسته. آره. خیلی اعصاب خردکنه

410
00:25:12,970 --> 00:25:16,890
‫نه. بخش اعصاب‌خردکنش این بود
‫که 99 درصد اوقات حق با تو بود

411
00:25:18,730 --> 00:25:20,650
‫چون به حس ششمت اعتماد می‌کردی

412
00:25:22,940 --> 00:25:25,780
‫پس سوالم ازت اینه که
‫الان حس ششمت چی میگه؟

413
00:25:32,080 --> 00:25:33,750
‫نمی‌تونم...

414
00:25:34,660 --> 00:25:38,250
‫می‌دونی چیه؟ کسی که جونم رو
‫براش به‌خطر انداختم، یه جنگجو بود

415
00:25:38,250 --> 00:25:41,540
‫تا آخرین قطره‌ی لجبازی

416
00:25:41,540 --> 00:25:43,960
‫تکبر و کله‌شقی وجودش می‌جنگید

417
00:25:51,300 --> 00:25:52,970
‫همین؟

418
00:25:59,310 --> 00:26:01,270
‫- این چیه؟
‫- اصلاً سعی هم می‌کنی؟

419
00:26:02,110 --> 00:26:03,780
‫که یادت بیاد؟

420
00:26:04,860 --> 00:26:08,370
‫منظورت...؟ اومدم اینجا دیگه، مگه نه؟
‫پس آره، یعنی چی...؟

421
00:26:09,990 --> 00:26:11,660
‫تکه‌هایی...

422
00:26:12,410 --> 00:26:16,750
‫تکه‌هایی از خاطرات یا همچین چیزی
‫یادم میاد، نمی‌دونم چیه

423
00:26:16,740 --> 00:26:21,750
‫و هرچی بیشتر سعی می‌کنم
‫یادم بمونه، سریع‌تر از یادم میره، پس...

424
00:26:22,750 --> 00:26:24,420
‫نمی‌دونم باید چیکار کنم

425
00:26:25,670 --> 00:26:27,340
‫بیشتر سعی کن

426
00:26:28,110 --> 00:26:36,450
<font color="#ffa500"><b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#edff00">Telegram: @BLACKFILMTOP<font color="#ffa500"></font></font></b></font>

427
00:26:36,470 --> 00:26:38,140
‫تو رو یادم نمیاد

428
00:26:39,640 --> 00:26:42,230
‫اشکال نداره. به‌دل نمی‌گیرم

429
00:26:43,480 --> 00:26:45,020
‫فقط تو به‌دل نمی‌گیری

430
00:26:45,020 --> 00:26:46,690
‫نظرت چیه بریم اونجا بشینیم؟

431
00:26:46,940 --> 00:26:51,280
‫خیلی خوبه که حداقل یکم
‫از خیره شدن‌ها و سوالات مداوم و...

432
00:26:53,110 --> 00:26:57,200
‫فشار برای به‌زبون آوردن
‫یه حرف مفید خلاص بشم

433
00:26:58,870 --> 00:27:01,330
‫هنوز کسی از ارتش نیومده دیدنت؟

434
00:27:01,330 --> 00:27:04,290
‫به این امید که یه حرف مفید بزنی؟

435
00:27:05,420 --> 00:27:07,090
‫هنوز نه

436
00:27:08,880 --> 00:27:13,090
‫بیشتر اوقات برادرم میاد که مراقبم باشه

437
00:27:13,680 --> 00:27:16,520
‫دل تو دلش نیست
‫که یه چیزی یادم بیاد

438
00:27:16,510 --> 00:27:18,510
‫- آره
‫- اونو یادم بیاد

439
00:27:19,720 --> 00:27:23,470
‫خب، محض اطلاعت، من خبرنگارم

440
00:27:24,850 --> 00:27:26,600
‫منم می‌خوام یه حرف مفیدی ازت بشنوم

441
00:27:29,730 --> 00:27:31,480
‫چند باری همدیگه رو دیدیم

442
00:27:31,480 --> 00:27:33,860
‫بابت ماموریت ایران نگران بودی

443
00:27:33,860 --> 00:27:35,740
‫هیچی در مورد ماموریت یادم نمیاد

444
00:27:35,740 --> 00:27:39,160
‫بخشی از کارم اینه که به مردم کمک می‌کنم
‫بفهمن داستان‌شون چیه، خب؟

445
00:27:39,160 --> 00:27:40,740
‫کمک‌شون می‌کنم
‫جاهای خالی داستان رو پر کنن

446
00:27:40,740 --> 00:27:44,740
‫برای همین گفتم بیام چیزهایی که
‫ خودم در مورد ماموریت می‌دونم

447
00:27:44,750 --> 00:27:47,500
‫و رسماً اعلام کردن رو بهت بگم

448
00:27:47,500 --> 00:27:49,750
‫و شاید اینطوری یه چیزی یادت بیاد

449
00:28:01,890 --> 00:28:03,560
‫شارلوت

450
00:28:05,600 --> 00:28:07,270
‫شارلوت؟

451
00:28:07,690 --> 00:28:09,530
‫هی. هی. حالت خوبه؟ هی

452
00:28:32,090 --> 00:28:33,760
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

453
00:28:39,170 --> 00:28:42,550
‫خیلی‌خب، ببخشید. هی، ببخشید دوستان
‫ممنون. ببخشید

454
00:28:59,780 --> 00:29:03,070
‫ببین، می‌دونم این جزو دستوراتت نیست

455
00:29:03,070 --> 00:29:04,700
‫ولی باید یکم تنها باشم

456
00:29:04,700 --> 00:29:07,950
‫پس میشه نیم ساعتی
‫ بهم مهلت بدی یا...؟

457
00:29:07,950 --> 00:29:09,620
‫تابحال خانم سیمز رو ندیدی؟

458
00:29:10,160 --> 00:29:11,430
‫اگر بذارم از جلوی چشمام دور بشی

459
00:29:11,460 --> 00:29:13,210
‫از دل و روده‌م به عنوان
‫نخ دندون استفاده می‌کنه

460
00:29:13,210 --> 00:29:14,880
‫- می‌دونم، ولی باید...
‫- جولیت

461
00:29:15,210 --> 00:29:17,090
‫- خودشه. جولیته
‫- سلام

462
00:29:17,090 --> 00:29:19,420
‫- هی، هی، نه
‫- هی، وایسین، وایسین، وایسین

463
00:29:19,420 --> 00:29:22,090
‫- خیلی‌خب دوستان. ببخشید، نه
‫- جری. هی، نه، نه، نه

464
00:29:22,090 --> 00:29:23,630
‫دست از سر شهردار بردارین، خب؟

465
00:29:23,640 --> 00:29:25,270
‫- برین عقب، برین عقب
‫- چه غلطی داری...؟

466
00:29:25,260 --> 00:29:27,010
‫- دستمالیم کردی؟
‫- منظورت چیه؟

467
00:29:27,010 --> 00:29:28,390
‫مرتیکه دستمالیم کرد!

468
00:29:28,390 --> 00:29:30,060
‫- ببخشید
‫- هی!

469
00:29:32,270 --> 00:29:34,900
‫- ببخشید
‫- بهش دست نزن

470
00:29:34,900 --> 00:29:37,940
‫خانم شهردار، سوءتفاهم شده

471
00:30:01,010 --> 00:30:02,680
‫خانم، گم شدین؟

472
00:30:03,840 --> 00:30:06,510
‫اگر دنبال حقیقتی، دنبالم بیا

473
00:30:14,020 --> 00:30:15,770
‫همراه من نفس بکش. سه...

474
00:30:17,940 --> 00:30:19,610
‫نگه دار

475
00:30:21,190 --> 00:30:22,650
‫آفرین. مثل من نفس بکش

476
00:30:22,650 --> 00:30:24,860
‫- سه ثانیه بده داخل و نگه دار
‫- باشه

477
00:30:26,110 --> 00:30:27,780
‫و حالا بده بیرون

478
00:30:28,320 --> 00:30:30,610
‫خوبه. کارت عالیه. آروم باش

479
00:30:30,620 --> 00:30:32,620
‫بده بیرون. خیلی‌خب. خوبه

480
00:30:34,220 --> 00:30:35,890
‫به‌نظر میومد شارلوت می‌شناستش

481
00:30:35,910 --> 00:30:38,120
‫- به پلیس زنگ زدین؟
‫- نه، منتظر تو بودم

482
00:31:08,570 --> 00:31:10,240
‫شما... شما کی هستین؟

483
00:31:13,330 --> 00:31:15,000
‫چیه؟

484
00:31:18,660 --> 00:31:21,830
‫من کسیم که مجبورش کردی
‫بابت هارد کمکت کنه

485
00:31:21,830 --> 00:31:23,420
‫چی؟

486
00:31:23,420 --> 00:31:26,050
‫پاتریک کندی، که بعد از آشنایی با تو
‫زندگیم از همیشه جهنم‌تر شد

487
00:31:26,050 --> 00:31:27,430
‫یکی از فراری‌هایی

488
00:31:27,420 --> 00:31:29,960
‫منم "دنی"ـم
‫زندگی منم خراب کردی

489
00:31:29,970 --> 00:31:31,760
‫بخاطرت افتادم انفرادی بخش قضایی

490
00:31:31,760 --> 00:31:33,850
‫دارم سعی می‌کنم فراموشش کنم
‫ولی احتمالاً هیچوقت نمی‌تونم

491
00:31:33,890 --> 00:31:36,730
‫منم "سندی"ـم
‫وقتی کلانتر بودی زیردستت بودم

492
00:31:36,720 --> 00:31:39,430
‫زندگی منو خراب نکردی
‫ولی درهرحال ازت خوشم نمیاد

493
00:31:40,140 --> 00:31:42,220
‫خیلی‌خب، و شماها...
‫شماها یادداشت رو برام فرستادین؟

494
00:31:42,230 --> 00:31:44,940
‫من نفرستادم. اون فرستاد. اون نوشتش
‫نمی‌دونم چرا نوشت

495
00:31:44,940 --> 00:31:47,030
‫- اگر می‌خوای حقیقت رو بدونی بیا
‫- تو یادداشت رو برام فرستادی؟

496
00:31:47,030 --> 00:31:48,530
‫- چون می‌خواستم بیاد
‫- آره

497
00:31:48,530 --> 00:31:49,990
‫باشه، ولی باید می‌نوشتی

498
00:31:49,990 --> 00:31:51,660
‫"چرا داری در مورد بیرون دروغ میگی؟"

499
00:31:51,650 --> 00:31:52,780
‫آره

500
00:31:52,780 --> 00:31:54,700
‫دروغ نمیگم. منظورت چیه؟

501
00:31:54,700 --> 00:31:57,950
‫خودم دیدم ویدئوی
‫جین کارمودی رو دیدی

502
00:31:57,950 --> 00:32:00,120
‫گل‌ها، و درخت‌ها

503
00:32:00,120 --> 00:32:01,870
‫- و پرنده‌ها
‫- آره، و پرنده‌ها

504
00:32:02,460 --> 00:32:05,960
‫و بعدش رفتی بیرون
‫و برگشتی، درسته؟

505
00:32:05,960 --> 00:32:07,920
‫پس چرا میگی امن نیست؟

506
00:32:07,920 --> 00:32:11,220
‫امن نیست چون امن نیست

507
00:32:11,220 --> 00:32:15,010
‫وقتی از تپه رفتی بالا، چی دیدی؟

508
00:32:15,010 --> 00:32:17,010
‫همون چیزی رو دیدم
‫که همه‌مون دیدیم

509
00:32:17,010 --> 00:32:18,090
‫دیدم...

510
00:32:18,100 --> 00:32:21,480
‫از تپه رفتم بالا و رفتم
‫توی یه پناهگاه، خب؟

511
00:32:21,480 --> 00:32:22,940
‫ولی خودت اینو یادت میاد؟

512
00:32:22,930 --> 00:32:24,510
‫واقعاً یادت میاد؟

513
00:32:24,520 --> 00:32:27,110
‫یا فقط چیزی که بهت نشون دادن یادت میاد؟

514
00:32:31,320 --> 00:32:32,990
‫نه، من...

515
00:32:35,200 --> 00:32:36,950
‫من... خیلی‌خب. نمی...

516
00:32:38,120 --> 00:32:39,790
‫نمی... نمی‌دونم. نمی‌دونم

517
00:32:40,160 --> 00:32:41,830
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

518
00:32:42,200 --> 00:32:45,240
‫پس شاید استفاده کردن
‫شاید واقعاً ازش استفاده کردن

519
00:32:45,250 --> 00:32:46,920
‫- از چی؟
‫- یه لحظه وایسا

520
00:32:46,920 --> 00:32:49,710
‫اون داروهایی که سیمز گفت
‫بهم میده رو یادته؟

521
00:32:49,710 --> 00:32:52,380
‫گفت "این قرص‌ها رو بخور تا یادت بره
‫که زنت رو به کام مرگ کشوندیم؟"

522
00:32:52,380 --> 00:32:54,090
‫یادته؟ منم گفتم همه‌ش چرنده

523
00:32:54,090 --> 00:32:55,260
‫- هی
‫- شاید چرند نیست

524
00:32:55,260 --> 00:32:57,260
‫- ببخشید. منظورم اینه که...
‫- بگو...

525
00:32:58,300 --> 00:33:01,430
‫اگه آسیب مغزیت
‫بخاطر آتیش نباشه چی؟

526
00:33:02,390 --> 00:33:03,470
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم

527
00:33:03,480 --> 00:33:05,770
‫الان زیاد دوا و درمون میشی؟

528
00:33:05,770 --> 00:33:07,310
‫- آره
‫- آره، مثلاً ازت می‌خوان

529
00:33:07,310 --> 00:33:08,980
‫یه عالمه قرص بخوری؟

530
00:33:10,230 --> 00:33:11,900
‫- آره؟
‫- آره

531
00:33:13,610 --> 00:33:15,740
‫چشم‌هاتونو باز کنین، ملت
‫ببخشیدا

532
00:33:15,740 --> 00:33:20,830
‫ولی تو تنها کسی هستی
‫که تابحال رفته بیرون و زنده مونده

533
00:33:20,830 --> 00:33:24,330
‫و حالا، سورپرایز اونم چه سورپرایزی

534
00:33:24,330 --> 00:33:26,460
‫تنها چیزی که یادش میاد
‫چیزهاییه که اونا بهش گفتن

535
00:33:29,330 --> 00:33:31,000
‫کلاه‌ها رو بیار

536
00:33:39,130 --> 00:33:42,050
‫هی. هی. داشتی چه غلطی می‌کردی؟

537
00:33:42,890 --> 00:33:44,560
‫کاری که اون می‌خواست

538
00:33:45,010 --> 00:33:46,300
‫اون قرار غیرعاشقانه‌مون؟

539
00:33:46,310 --> 00:33:48,270
‫تصادفی نیومده بودم سراغت
‫که ازت اطلاعات بکشم

540
00:33:48,270 --> 00:33:48,980
‫آره می‌دونم

541
00:33:48,980 --> 00:33:51,400
‫رفتی یه مقاله از شارلوت بکشی بیرون
‫ولی وقتی نتونستی

542
00:33:51,400 --> 00:33:53,820
‫- اومدی سراغ من
‫- نه احمق، من نرفتم پیش اون

543
00:33:54,770 --> 00:33:56,440
‫اون اومد سراغ من

544
00:33:58,650 --> 00:34:00,150
‫مقاله‌هام رو خونده بود

545
00:34:00,160 --> 00:34:02,770
‫فکر می‌کرد می‌تونه بهم اعتماد کنه
‫و یواشکی با هم قرار گذاشتیم

546
00:34:03,700 --> 00:34:05,490
‫سوالاتی براش پیش اومده بود

547
00:34:05,490 --> 00:34:07,240
‫سوالاتی که نمی‌تونست بپرسه

548
00:34:07,250 --> 00:34:09,710
‫بهترین کاری که ازش برمیومد
‫این بود که نشونم بده باید کجا رو بگردم

549
00:34:16,090 --> 00:34:17,760
‫کجا رو دنبال چی بگردی؟

550
00:34:18,510 --> 00:34:20,760
‫فکر می‌کرد ماموریت ایران
‫ یه جای کارش می‌لنگه

551
00:34:21,760 --> 00:34:23,220
‫فکر می‌‌کرد شاید حاضر بشی

552
00:34:23,220 --> 00:34:24,850
‫از قدرت نمایندگی محدودت استفاده کنی

553
00:34:24,850 --> 00:34:26,520
‫و دنبال جواب بگردی

554
00:34:28,100 --> 00:34:29,770
‫چه سوالاتی؟

555
00:34:30,680 --> 00:34:33,850
‫از اون سوالاتی که دولتی
‫که تشنه‌ی جنگ با ایرانه

556
00:34:33,850 --> 00:34:35,390
‫دلش نمی‌خواد کسی بپرسه

557
00:34:35,400 --> 00:34:38,030
‫سوالاتی مثل "اصلاً حمله با
‫بمب کثیف به واشینگتن واقعی بوده؟"

558
00:34:41,820 --> 00:34:45,450
‫بهم گفت تمام ماموریت‌هایی که برای
‫جنگ ایران ریختن، مربوط به بمب هسته‌ای نیست

559
00:34:46,160 --> 00:34:49,160
‫اونی که خودش رفته بود؟
‫توی کوه‌های نزدیک ترکمنستان؟

560
00:34:49,160 --> 00:34:51,830
‫قرار بود هواپیماهاشون
‫مسلح به بمب‌های سنگرشکن باشه

561
00:34:52,750 --> 00:34:55,040
‫گفت سیستم ارتباطی رو درآوردن

562
00:34:55,040 --> 00:34:57,210
‫و یه سیستم قدیمی دهه‌ی هشتادی رو نصب کردن

563
00:34:57,210 --> 00:34:58,880
‫چرا باید همچین کاری بکنن؟

564
00:34:59,380 --> 00:35:01,130
‫سیستم‌های قدیمی
‫چه سودی دارن؟

565
00:35:01,130 --> 00:35:04,010
‫نمی‌خوای ایمیلت رو هک کنن؟
‫از ماشین تحریر استفاده کن

566
00:35:04,010 --> 00:35:05,430
‫نمی‌خوای هواپیماهات رو هک کنن؟

567
00:35:05,430 --> 00:35:06,890
‫سیستم دیجیتالی‌شون رو دربیار

568
00:35:06,890 --> 00:35:09,180
‫گفت "اینطوری هواپیماهامون
‫فرقی با تام‌کت (اف14) ندارن"

569
00:35:11,520 --> 00:35:13,310
‫بقیه‌ی افراد گردان شارلوت مُردن

570
00:35:13,310 --> 00:35:15,440
‫و اون به‌صورت جادویی
‫منتقل شد اینجا؟

571
00:35:16,230 --> 00:35:17,900
‫و قراره درمانش چیکار کنه؟

572
00:35:18,230 --> 00:35:19,900
‫کاری کنه یادش نیاد چی شده؟

573
00:35:22,940 --> 00:35:25,650
‫یواشکی نیومدم اینجا
‫که یه داستان گیر بیارم

574
00:35:27,030 --> 00:35:28,700
‫خواهرت دنبال حقیقت بود

575
00:35:29,870 --> 00:35:32,920
‫اونقدر که حاضر بود بخاطرش خطر از دست
‫دادن حرفه‌ش و زندان رفتن رو به جون بخره

576
00:35:34,250 --> 00:35:35,920
‫به‌نظرم هنوزم می‌خواد

577
00:35:36,410 --> 00:35:41,000
‫پس فقط این سوال باقی می‌مونه
‫که حق داشت منو بفرسته از تو کمک بگیرم؟

578
00:35:44,420 --> 00:35:46,840
‫و یهویی یه مامور اومد سراغش

579
00:35:48,300 --> 00:35:53,140
‫چند ثانیه‌ای حرف زدن
‫و جولیت دنبال ماموره رفت

580
00:35:54,770 --> 00:35:56,980
‫رفتن توی یه کوچه
‫و وارد یکی از انبارها شدن

581
00:36:00,190 --> 00:36:01,860
‫کدوم انبار؟

582
00:36:06,490 --> 00:36:08,160
‫می‌تونم نشون‌تون بدم...

583
00:36:09,820 --> 00:36:11,490
‫ولی در ازاش یه چیزی می‌خوام

584
00:36:12,030 --> 00:36:13,700
‫چی می‌خوای؟

585
00:36:19,670 --> 00:36:22,760
‫اینو چند روز پیش
‫از بخش فناوری اطلاعات دزدیدیم

586
00:36:23,250 --> 00:36:24,920
‫داخلش عدد 18 چاپ شده

587
00:36:25,920 --> 00:36:27,590
‫همون عددی که روی هارده

588
00:36:28,670 --> 00:36:31,380
‫ولی این یکی؟
‫اینی که وقتی برگشتی سرت بود؟

589
00:36:32,970 --> 00:36:34,640
‫روش نوشته 17

590
00:36:51,280 --> 00:36:52,950
‫جولیت

591
00:36:53,620 --> 00:36:55,460
‫یه نوشته دستت بود

592
00:36:55,450 --> 00:37:00,750
‫گرفتیش جلوی دوربین و روش نوشته بود
‫"امن نیست. نیاین بیرون"

593
00:37:04,670 --> 00:37:06,340
‫من زیردستت کار کردم

594
00:37:07,050 --> 00:37:09,050
‫دست‌خطت رو خوب می‌شناسم
‫اون دست‌خط تو نبود

595
00:37:10,510 --> 00:37:11,840
‫کی اونو نوشته بود؟

596
00:37:11,840 --> 00:37:14,640
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. نمی‌دونم
‫لامصب هیچیش یادم نمیاد

597
00:37:34,110 --> 00:37:35,780
‫خیلیم عالی. حالا چیکار کنیم؟

598
00:37:36,120 --> 00:37:38,080
‫بازم دنبال لوکاس کایل می‌گردیم

599
00:37:38,080 --> 00:37:39,580
‫نود و دو روزه دیده نشده

600
00:37:39,580 --> 00:37:41,460
‫ولی به قول معروف
‫تا 93 نشه بازی نشه

601
00:37:41,450 --> 00:37:43,120
‫هی، وایسا ببینم، لوکاس کایل؟

602
00:37:43,120 --> 00:37:45,370
‫- آره، دست راست برنارد بود
‫- نه، می‌دونم، می‌دونم

603
00:37:45,370 --> 00:37:46,540
‫چرا دارین دنبال اون می‌گردین؟

604
00:37:46,540 --> 00:37:49,380
‫چون قبل از اینکه دست راست برنارد بشه
‫توی معادن کار می‌کرد

605
00:37:49,380 --> 00:37:50,460
‫چرا؟

606
00:37:50,460 --> 00:37:53,760
‫چون یه عتیقه‌ی سطح قرمز بهش نشون دادی
‫و گزارشش نکرد

607
00:37:54,260 --> 00:37:56,050
‫گفتم احتمالاً هارده رو نشونش دادی

608
00:37:56,050 --> 00:37:57,720
‫یادم...

609
00:37:58,760 --> 00:38:00,300
‫یادم نمیاد چیزی بهش داده باشم...

610
00:38:00,310 --> 00:38:02,640
‫آره می‌دونم. هیچی یادت نمیاد

611
00:38:02,640 --> 00:38:03,720
‫وایسا، وایسا، صبر کن

612
00:38:03,720 --> 00:38:07,390
‫پس لوکاس رو فرستادن معادن
‫ولی چرا برنارد برش گردوند؟

613
00:38:07,400 --> 00:38:08,690
‫چرا؟ متوجه نمیشم

614
00:38:08,690 --> 00:38:10,520
‫ما هم می‌خوایم همینو بفهمیم

615
00:38:10,520 --> 00:38:12,480
‫ولی از زمان شورش کسی ندیدتش

616
00:38:14,030 --> 00:38:16,240
‫تف توش. ببرش بیرون
‫برو، برو، برو، برو

617
00:38:16,240 --> 00:38:17,530
‫- باید بری. یالا
‫- باید بریم

618
00:38:17,530 --> 00:38:19,200
‫- بجنب
‫- هی، باشه

619
00:38:24,160 --> 00:38:26,370
‫خانم شهردار، لطفاً برین کنار

620
00:38:28,540 --> 00:38:30,080
‫- دژکوب رو بیارین
‫- حالت خوبه؟

621
00:38:30,080 --> 00:38:31,870
‫- آره
‫- وایسین

622
00:38:31,880 --> 00:38:33,550
‫شهردار رو ببرین! از اینجا ببرینش

623
00:38:35,590 --> 00:38:37,260
‫بزن!

624
00:39:21,840 --> 00:39:23,510
‫کندی چیکارت داشت؟

625
00:39:24,300 --> 00:39:26,800
‫همه‌‌ش می‌گفت بیرون امنه

626
00:39:26,810 --> 00:39:29,440
‫و دارم دروغ میگم
‫و باید حقیقت رو بگم

627
00:39:29,430 --> 00:39:32,310
‫- ولی تو که حقیقت رو می‌دونی
‫- آره، می‌دونم

628
00:39:36,440 --> 00:39:39,230
‫وقتی خواب برنارد رو دیدی

629
00:39:39,240 --> 00:39:43,490
‫گفتی باید یه کاری انجام بدی
‫ولی یادت نمیاد چیه

630
00:39:43,490 --> 00:39:45,030
‫خب؟

631
00:39:45,030 --> 00:39:47,030
‫کندی چیزی در موردش نگفت؟

632
00:39:47,030 --> 00:39:48,860
‫چی؟ نه

633
00:39:48,870 --> 00:39:51,080
‫نه، همه‌ش سرم داد می‌زد

634
00:39:51,080 --> 00:39:53,210
‫که باید به همه بگم بیرون امنه

635
00:39:54,170 --> 00:39:56,050
‫- فقط همینو گفت؟
‫- آره

636
00:39:56,040 --> 00:39:57,710
‫خیلی‌خب

637
00:39:59,340 --> 00:40:02,550
‫ببین، می‌دونی که بخاطر اون یادداشت

638
00:40:02,550 --> 00:40:05,470
‫کورکورانه خودتو انداختی وسط جریانی
‫که می‌تونست عاقبت بدی داشته باشه؟

639
00:40:05,470 --> 00:40:06,350
‫آره

640
00:40:06,340 --> 00:40:09,130
‫برای همین به جری گفتم
‫مراقبت باشه، خب؟

641
00:40:09,140 --> 00:40:10,720
‫چون فقط اگر با هم همکاری کنیم

642
00:40:10,720 --> 00:40:12,390
‫- می‌تونم مراقبت باشم
‫- باشه

643
00:40:13,020 --> 00:40:14,690
‫نباید رازی بین‌مون باشه

644
00:40:16,020 --> 00:40:19,730
‫می‌دونم. و به همه‌ی جوانبش
‫فکر نکرده بودم و معذرت می‌خوام

645
00:40:19,730 --> 00:40:21,400
‫نباید... نباید میومدم. می‌دونم

646
00:40:22,240 --> 00:40:24,080
‫- می‌دونم
‫- خیلی‌خب

647
00:40:24,070 --> 00:40:25,490
‫- باشه؟
‫- باشه

648
00:40:25,490 --> 00:40:28,870
‫- خیلی‌خب. می‌تونم برم؟
‫- هنوز نه...

649
00:40:28,870 --> 00:40:30,540
‫ازت می‌خوام یکی رو ببینی

650
00:40:32,700 --> 00:40:34,080
‫چرا؟

651
00:40:34,080 --> 00:40:36,830
‫اون تعقیبت کرد...

652
00:40:36,830 --> 00:40:39,410
‫فقط به‌شرطی بهمون می‌گفت کجایی
‫که بتونه باهات صحبت کنه

653
00:40:39,420 --> 00:40:42,010
‫- بهش گفتم یک دقیقه می‌تونه صحبت کنه
‫- شوخیت گرفته؟ خیلی خسته‌م، نمی‌خوام...

654
00:40:42,000 --> 00:40:43,670
‫یک دقیقه بیشتر نیست

655
00:40:43,920 --> 00:40:45,840
‫- خیلی‌خب. باشه
‫- باشه؟

656
00:40:51,510 --> 00:40:53,430
‫این...

657
00:40:53,430 --> 00:40:55,100
‫"جولیت"ـه

658
00:40:55,770 --> 00:40:56,580
‫آره

659
00:40:56,600 --> 00:40:59,060
‫ما هم به خودمون میگیم جولیت
‫به احترام شما

660
00:41:05,110 --> 00:41:06,780
‫زدن این خالکوبیه درد داشت؟

661
00:41:07,820 --> 00:41:09,490
‫یه‌خرده

662
00:41:10,320 --> 00:41:11,400
‫راستش، خیلی درد داشت

663
00:41:11,410 --> 00:41:13,080
‫می‌دونی معنیش چیه؟

664
00:41:14,910 --> 00:41:16,580
‫- نه
‫- نه؟

665
00:41:16,580 --> 00:41:20,710
‫با خودمون گفتیم اگر شما زدین
‫حتماً معنی خوبی داره

666
00:41:21,210 --> 00:41:22,710
‫صحیح

667
00:41:22,710 --> 00:41:24,630
‫بهم میگین معنیش چیه؟

668
00:41:25,920 --> 00:41:29,340
‫ببخشید، اسمت چی بود؟
‫مامان بابات چی صدات می‌کنن؟

669
00:41:30,840 --> 00:41:32,420
‫- اولین
‫- اولین

670
00:41:32,430 --> 00:41:34,100
‫خب، اسم قشنگیه

671
00:41:41,310 --> 00:41:43,100
‫نمی‌دونم معنیش چیه

672
00:41:43,110 --> 00:41:44,570
‫حتی زدنش هم یادم نمیاد

673
00:41:44,570 --> 00:41:48,950
‫پس گمونم یه خط خطی بی‌معنا
‫روی بدنت زدی

674
00:41:51,450 --> 00:41:53,120
‫ولی... آره دیگه

675
00:41:53,700 --> 00:41:55,370
‫متاسفم

676
00:41:56,040 --> 00:41:57,710
‫شاید

677
00:41:58,620 --> 00:42:00,120
‫شایدم نه

678
00:42:00,120 --> 00:42:01,870
‫شما رفتین بیرون

679
00:42:01,870 --> 00:42:07,330
‫و برگشتین که اجازه ندین
‫خودمون رو به کشتن بدیم

680
00:42:10,550 --> 00:42:13,180
‫پس اگر این خط خطی‌ها
‫هیچ معنایی برای شما نداره

681
00:42:14,850 --> 00:42:16,520
‫برای ما همچین معنایی داره

682
00:42:29,190 --> 00:42:32,820
‫- دیگه این اتفاقات تکرار نشه، باشه؟
‫- باشه

683
00:42:38,160 --> 00:42:40,250
‫دو تا حرف باهات دارم. هی!

684
00:42:42,540 --> 00:42:45,710
‫اولاً، اون کاری که توی بازار کردی؟

685
00:42:46,630 --> 00:42:48,510
‫اصلاً کار جالبی نبود

686
00:42:48,500 --> 00:42:51,420
‫من از اون مردهایی نیستم
‫که دستمم به زن‌ها بخوره

687
00:42:52,170 --> 00:42:55,670
‫برای این نشانم احترام قائلم... و برای زنم

688
00:42:56,390 --> 00:43:01,020
‫آره. کارم خیلی زشت بود
‫و الان توی حال خودم نیستم

689
00:43:01,640 --> 00:43:03,430
‫- باشه؟
‫- باشه

690
00:43:03,430 --> 00:43:09,560
‫دوماً، داشتم به این قضیه‌ی
‫محفاظت از شهردار و اینا فکر می‌کردم

691
00:43:11,270 --> 00:43:13,610
‫عملاً داریم مثل زندانی‌ها باهات رفتار می‌کنیم

692
00:43:15,700 --> 00:43:17,370
‫و اصلاً نمی‌تونم باهاش کنار بیام

693
00:43:19,660 --> 00:43:22,040
‫خیلی‌خب، اگر می‌خوای
‫از این وضع خلاص بشی...

694
00:43:24,620 --> 00:43:27,580
‫یکم تنها باشی، فقط کافیه بهم بگی

695
00:43:29,580 --> 00:43:32,500
‫- یه راهی براش پیدا می‌کنم
‫- پس کامیل چی؟

696
00:43:37,090 --> 00:43:38,760
‫شهردار من تویی

697
00:43:39,890 --> 00:43:41,770
‫خودم یه فکری به حال
‫خانم سیمز می‌کنم

698
00:43:44,890 --> 00:43:46,560
‫بیا بریم

699
00:44:12,210 --> 00:44:14,920
‫بهتره تا دستت خوب نشده
‫آستین‌بلند بپوشی

700
00:44:14,920 --> 00:44:17,420
‫دارن دنبال زنی می‌گردن
‫که مچ دست راستش آسیب دیده

701
00:44:20,130 --> 00:44:22,630
‫چندین هفته خودمو زدم به ندیدن، کت

702
00:44:23,600 --> 00:44:24,810
‫با کارهات مخالفت نکردم

703
00:44:24,800 --> 00:44:26,470
‫- همدستیت با کندی...
‫- مخالفت کنی؟

704
00:44:26,470 --> 00:44:27,720
‫واقعاً می‌خوای همچین کاری کنی؟

705
00:44:27,720 --> 00:44:29,390
‫نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم!

706
00:44:30,390 --> 00:44:31,640
‫خودت اون صفحه رو دیدی

707
00:44:31,640 --> 00:44:33,480
‫دنیا قشنگ بود

708
00:44:33,480 --> 00:44:35,150
‫فکر می‌کنی لازمه بهم یادآوری کنی؟

709
00:44:36,730 --> 00:44:40,780
‫تمام عمرم رو با چیزی گذروندم

710
00:44:40,780 --> 00:44:42,860
‫و چیزی رو اجرا کردم که...

711
00:44:42,860 --> 00:44:44,530
‫- دروغه
‫- نه

712
00:44:45,740 --> 00:44:47,410
‫همه‌ش دروغ نیست

713
00:44:48,830 --> 00:44:50,500
‫ولی خیال می‌کنی

714
00:44:50,500 --> 00:44:54,130
‫زیر بار تضاد این کمر خم نکردم
‫که ازم خواستن پیمان رو بازنویسی کنم...؟

715
00:44:55,960 --> 00:44:59,800
‫اینکه چند بار می‌بینم چیزهایی که
‫بهشون باور داشتم اشتباه بودن؟

716
00:45:00,380 --> 00:45:02,050
‫ولی کاری که تو داری می‌کنی...

717
00:45:03,930 --> 00:45:08,230
‫نمی‌تونم به تو یا کندی یا هیچ‌کس دیگه‌ای
‫بگم باید چه تفکری داشته باشین

718
00:45:08,890 --> 00:45:11,930
‫ولی امروز زیاده‌روی کردین

719
00:45:11,930 --> 00:45:16,730
‫هر فکری می‌خواین بکنین! ولی بی‌اجازه
‫وارد بخش فناوری نشین! شهردار رو ندزدیدن!

720
00:45:16,730 --> 00:45:18,400
‫دخترت خوابه

721
00:45:25,700 --> 00:45:28,370
‫معجزه‌ست که کس دیگه‌ای تو رو ندیده

722
00:45:29,990 --> 00:45:33,660
‫اگر دیده بودن چی؟ اون‌موقع چی؟

723
00:45:33,660 --> 00:45:37,290
‫وقتی بهم بگن
‫زنم توی این قضایا دست داره چی؟

724
00:45:38,130 --> 00:45:39,800
‫نمی‌دونم، پاول

725
00:45:40,170 --> 00:45:42,550
‫خودمم نمی‌دونم آخر عاقبت
‫این قضایا چی میشه

726
00:46:06,490 --> 00:46:08,160
‫باید برم

727
00:46:09,160 --> 00:46:10,830
‫کجا؟

728
00:46:11,700 --> 00:46:13,370
‫طبقات میانی

729
00:46:13,910 --> 00:46:15,580
‫یه نفر گم شده

730
00:46:25,550 --> 00:46:27,220
‫فشار خونتون بالاست

731
00:46:30,090 --> 00:46:32,930
‫بعد از همچین روز ترسناکی
‫تعجبی نداره، مگه نه؟

732
00:46:33,680 --> 00:46:35,350
‫آره

733
00:46:35,600 --> 00:46:37,890
‫- وقت خوردن ویتامین‌هاتونه
‫- ممنون

734
00:46:50,450 --> 00:46:52,450
‫- خیلی‌خب. خداحافظ
‫- خداحافظ

735
00:47:13,180 --> 00:47:17,020
‫سلام. می‌خوام برم غذاخوری
‫گشنمه

736
00:47:51,310 --> 00:47:53,390
‫تابحال متوجه این نشده بودم

737
00:47:53,420 --> 00:47:55,090
‫خب، حالا دیگه متوجهش شدی

738
00:47:59,140 --> 00:48:01,020
‫خانم، می‌خواین چیزی سفارش بدین؟

739
00:48:02,100 --> 00:48:04,310
‫نه. نمی‌خوام

740
00:49:22,840 --> 00:49:25,390
‫نکته‌ی مثبتش اینه که
‫فکر کنم بابتش ترسید

741
00:49:26,100 --> 00:49:29,230
‫معذرت‌خواهی کرد که چرا
‫قضیه‌ی یادداشت رو فوراً بهم نگفته بود

742
00:49:29,250 --> 00:49:31,650
‫پس فکر می‌کنی
‫اوضاع برگشته به روال عادی؟

743
00:49:32,520 --> 00:49:35,690
‫نمی‌تونم اوضاع فردا رو تضمین کنم
‫ولی امروز، آره

744
00:49:35,690 --> 00:49:37,360
‫فکر کنم برگشته به روال عادی

745
00:49:39,780 --> 00:49:41,660
‫بعد از برگشتن جولیت

746
00:49:41,680 --> 00:49:43,950
‫زنده موندنش نامطلوب بود

747
00:49:44,400 --> 00:49:46,800
‫ولی بر اساس اعداد و ارقام، قابل تحمل بود

748
00:49:47,130 --> 00:49:49,210
‫و حتی شاید مفید بود

749
00:49:50,280 --> 00:49:51,730
‫خط آبی بیانگر آرامشیه

750
00:49:51,760 --> 00:49:53,620
‫که شهردار بودن جولیت نیکولز

751
00:49:53,640 --> 00:49:55,500
‫برای سیلو به ارمغان میاره

752
00:49:56,570 --> 00:49:59,180
‫خط قرمز بیانگر میزان خطرناک بودنشه

753
00:49:59,200 --> 00:50:01,290
‫اگر دستورالعمل حافظه موفقیت‌آمیز نباشه

754
00:50:02,350 --> 00:50:04,440
‫اگر این دو خط با هم تلاقی پیدا کنن

755
00:50:04,460 --> 00:50:07,590
‫وجود جولیت نیکولز
‫ دیگه فایده‌ای برامون نداره

756
00:50:08,660 --> 00:50:10,750
‫البته مشکل اینه که...

757
00:50:10,770 --> 00:50:12,860
‫حذف ناگهانی جولیت می‌تونه...

758
00:50:13,290 --> 00:50:16,420
‫باعث بی‌ثباتی فاجعه‌باری بشه

759
00:50:17,490 --> 00:50:19,230
‫فقط می‌تونیم امیدوار باشیم

760
00:50:19,260 --> 00:50:21,320
‫قبل از اینکه این‌کار ضروری بشه

761
00:50:21,340 --> 00:50:24,160
‫ترکیب ویتامین به منبع آب سیلو اضافه بشه

762
00:50:34,020 --> 00:50:42,020
‫تـرجـمـه : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

763
00:50:44,050 --> 00:50:45,550
‫« ویتامین دی‌پلاس »

764
00:50:47,260 --> 00:50:53,260
تـنظیـم و هـماهـنـگی زیرنویس از
.: Aren Zohrabi :.

765
00:50:53,580 --> 00:51:03,920
<font color="#ffa500"><b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#edff00">Telegram: @BLACKFILMTOP<font color="#ffa500"></font></font></b></font>

766
00:51:04,000 --> 00:51:09,210
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

