1
00:00:00,100 --> 00:00:08,100
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

2
00:00:12,800 --> 00:00:14,400
‫اینم ویتامین‌هاتون

3
00:00:19,310 --> 00:00:23,270
‫- قراره شام چی بخورین؟
‫- سوپ

4
00:00:23,270 --> 00:00:24,870
‫همیشه سوپ می‌خورین

5
00:00:30,110 --> 00:00:32,110
‫- خانم شهردار. سلام
‫- سلام تونی

6
00:00:32,120 --> 00:00:33,870
‫- امشب چی داریم؟
‫- قارچ

7
00:00:33,870 --> 00:00:36,370
‫- قارچ؟ قارچ دوست دارم؟
‫- کیه که قارچ دوست نداشته باشه؟

8
00:00:36,370 --> 00:00:38,080
‫بعداً برمی‌گردم سینی رو می‌برم، خانم

9
00:00:38,080 --> 00:00:39,680
‫باشه. ممنون تونی

10
00:00:42,790 --> 00:00:44,290
‫می‌دونم از شنیدن این حرفم خسته شدین

11
00:00:44,290 --> 00:00:46,670
‫- ولی می‌دونین که درهرحال میگم
‫- نه. می‌دونم. بگو

12
00:00:46,670 --> 00:00:48,420
‫یادتون باشه، دلیل آرامش سیلو

13
00:00:48,420 --> 00:00:49,920
‫- شمایی
‫- منم

14
00:00:49,930 --> 00:00:51,530
‫چون برگشتین

15
00:00:52,090 --> 00:00:54,260
‫- باشه
‫- فردا صبح می‌بینمتون

16
00:00:54,260 --> 00:00:55,860
‫خداحافظ

17
00:01:00,850 --> 00:01:02,450
‫شب بخیر

18
00:02:32,610 --> 00:02:34,210
‫اومدی

19
00:02:34,700 --> 00:02:36,300
‫خوب خوابیدی؟

20
00:02:37,200 --> 00:02:38,280
‫- آره
‫- آره؟

21
00:02:38,280 --> 00:02:39,880
‫- آره
‫- خوبه

22
00:02:40,540 --> 00:02:44,380
‫باید یه سری از جزئیات
‫جلسه‌ی فردای شورا رو مرور کنیم

23
00:02:44,370 --> 00:02:45,970
‫- باشه
‫- خیلی هیجان‌انگیزه

24
00:02:46,580 --> 00:02:49,380
‫ولی می‌تونیم بعد از جلسه‌ی
‫هفتگیت توی غذاخوری انجامش بدیم

25
00:02:51,590 --> 00:02:54,010
‫می‌دونم از این دورهمی‌ها خوشت نمیاد

26
00:02:54,010 --> 00:02:55,930
‫ولی مردم باید ببیننت

27
00:02:56,640 --> 00:02:59,140
‫آره. مردم باید منو ببینن

28
00:03:00,060 --> 00:03:04,270
‫خانم شهردار! شهردار نیکولز!

29
00:03:30,000 --> 00:03:31,790
‫ایناهاش! جولیت!

30
00:03:38,800 --> 00:03:40,760
‫نگران اونا نباش. چیزی نیست

31
00:03:51,320 --> 00:03:54,360
‫خانم‌ها، یه چیزی دارم
‫که گفتم شاید بخواین

32
00:03:55,110 --> 00:03:56,710
‫میشه ببینمش؟

33
00:03:56,950 --> 00:03:58,780
‫یعنی می‌تونی بهش دست بزنی؟

34
00:03:58,780 --> 00:04:00,110
‫نه

35
00:04:00,120 --> 00:04:01,250
‫چقدر بابتش می‌خوای؟

36
00:04:01,240 --> 00:04:04,080
‫تو فکر بودم به‌جاش مبادله کنیم

37
00:04:09,170 --> 00:04:10,770
‫- این چیه؟
‫- اسباب‌بازیه

38
00:04:11,170 --> 00:04:13,630
‫فکر می‌کنیم یا مال خودش بوده یا برادرش

39
00:04:13,630 --> 00:04:16,300
‫یکی رو می‌شناسم
‫که اینو از خونه‌ی باباش برداشته

40
00:04:37,400 --> 00:04:39,000
‫خیلی‌خب. می‌خوام برم

41
00:04:40,160 --> 00:04:42,250
‫- می‌خوام برم
‫- باشه. باشه

42
00:06:34,850 --> 00:06:36,310
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

43
00:06:37,810 --> 00:06:40,230
‫« ســیــلــو »

44
00:06:50,060 --> 00:06:58,060
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

45
00:08:34,350 --> 00:08:35,850
‫الو؟

46
00:08:35,850 --> 00:08:37,140
‫آقای جونز؟

47
00:08:37,140 --> 00:08:39,850
‫- بله؟
‫- نماینده‌ی مجلس دنیل کین هستم

48
00:08:39,850 --> 00:08:41,140
‫حالتون چطوره؟

49
00:08:41,150 --> 00:08:42,780
‫می‌دونی چیه، جناب نماینده؟

50
00:08:42,770 --> 00:08:46,770
‫اگر اسممو بذاری توی لیست تماس ممنوعت
‫دفعه‌ی بعد بهت رای میدم

51
00:08:46,780 --> 00:08:48,360
‫اگر یه بار دیگه زنگ بزنی

52
00:08:48,360 --> 00:08:50,820
‫به هر خری که رقیبته رای میدم

53
00:08:51,570 --> 00:08:53,170
‫باشه چشم

54
00:09:09,300 --> 00:09:10,900
‫سلام

55
00:09:11,510 --> 00:09:13,110
‫کاری که گفتم انجام دادی؟

56
00:09:13,550 --> 00:09:14,630
‫مگه چی گفتی؟

57
00:09:14,640 --> 00:09:17,730
‫گفتم اگر کاری که میگم انجام ندی
‫یه مشت می‌کوبم تو گلوت

58
00:09:17,720 --> 00:09:19,970
‫خب، قطعاً نمی‌خوایم
‫همچین کاری بکنی

59
00:09:20,560 --> 00:09:23,730
‫آره، سوار دو تا قطار
‫و دو تا تاکسی شدم و یه دور زدم...

60
00:09:25,110 --> 00:09:26,710
‫برات چای‌شیرین گرفتم

61
00:09:27,230 --> 00:09:29,860
‫- با یه عالمه یخ
‫- اینجا بهش میگن یخ‌چای

62
00:09:30,700 --> 00:09:33,240
‫خب، من اهل اینجا نیستم
‫توام نیستی

63
00:09:38,580 --> 00:09:40,180
‫چی شده، چارلز؟

64
00:09:41,250 --> 00:09:43,420
‫سر پستت نیستی
‫ولی مرخصی هم نداری

65
00:09:43,420 --> 00:09:45,050
‫نباید الان لباس فرم تنت باشه؟

66
00:09:45,040 --> 00:09:47,170
‫تو نباید الان پای تلفن
‫در ازای پول کیرخوری کنی؟

67
00:09:48,920 --> 00:09:50,520
‫عجب

68
00:09:51,300 --> 00:09:54,260
‫زیادی توی نیروی دریایی بودی
‫اگر مامان و بابا الان زنده بودن...

69
00:09:54,260 --> 00:09:56,010
‫با چنگ و دندون سعی می‌کردن...

70
00:09:56,010 --> 00:09:57,610
‫- از تابوت‌هاشون دربیان
‫- از تابوت‌هاشون دربیان

71
00:10:02,730 --> 00:10:04,330
‫چرا فکر می‌کردی قرار عاشقانه‌ست؟

72
00:10:05,810 --> 00:10:08,520
‫- چی؟ ها؟
‫- اون خبرنگاره

73
00:10:09,400 --> 00:10:11,000
‫هلن درو

74
00:10:11,280 --> 00:10:13,280
‫- تو از کجا...؟
‫- گفت یه "پز" بهش دادی

75
00:10:14,870 --> 00:10:16,750
‫- به‌نظرم بامزه بود
‫- اوهوم، واقعاً بود؟

76
00:10:18,700 --> 00:10:22,450
‫اینم گفت که بحث
‫نیواورلینز رو پیش کشیدی

77
00:10:23,120 --> 00:10:24,720
‫خیلی زرنگیا

78
00:10:25,630 --> 00:10:28,550
‫داشت سپاه مهندسی رو تحقیر می‌کرد
‫می‌خواستم حساب کار دستش بیاد

79
00:10:28,550 --> 00:10:31,050
‫قضیه‌ی نیواورلینز خیلی مهم بود
‫منم نقش مهمی توش داشتم

80
00:10:31,050 --> 00:10:32,590
‫کارهایی کردیم که تابحال
‫کسی به فکرش نرسیده بود...

81
00:10:32,590 --> 00:10:34,760
‫آها آره، یادم رفته بود
‫تو دریل حفاری رو اختراع کردی

82
00:10:34,760 --> 00:10:36,360
‫از کجا می‌دونی چی گفتیم؟

83
00:10:38,260 --> 00:10:39,800
‫داره روی یه مقاله کار می‌کنه

84
00:10:39,810 --> 00:10:43,270
‫من چیزی نداشتم بهش بگم
‫بهش گفتم بیاد با تو صحبت کنه

85
00:10:43,270 --> 00:10:45,520
‫گفتم شاید کاملاً بی‌مصرف نباشی

86
00:10:46,560 --> 00:10:48,940
‫اگر بتونی عضو
‫کمیته‌ی ایران "ثورمن" بشی

87
00:10:52,070 --> 00:10:53,320
‫همه می‌خوان عضو اون کمیته بشن

88
00:10:53,320 --> 00:10:55,150
‫- مگه بهت مدیون نیست؟
‫- بابت چی؟

89
00:10:55,160 --> 00:10:56,830
‫چون ازش تعریف کردی

90
00:10:56,820 --> 00:10:58,570
‫خب می‌خواستم برای مجلس رای بیارم
‫اون عضو سناست

91
00:10:58,580 --> 00:11:00,670
‫جفتمون نماینده‌ی مردم خوب ایالت هلوییم
‫(جورجیا)

92
00:11:00,660 --> 00:11:02,200
‫معلومه که ازش تعریف کردم

93
00:11:02,200 --> 00:11:04,160
‫ولی بعید می‌دونم
‫حتی اسمم رو هم بدونه

94
00:11:04,160 --> 00:11:05,760
‫چرا نباید بدونه؟

95
00:11:06,710 --> 00:11:09,500
‫خب، یه چیزی توی آمریکا داریم
‫به اسم نظام حزبی

96
00:11:09,500 --> 00:11:10,710
‫حزب‌هامون با هم فرق می‌کنه

97
00:11:10,710 --> 00:11:12,920
‫ببین، باید سعی کنی
‫عضو اون کمیته بشی

98
00:11:14,510 --> 00:11:16,110
‫قضیه چیه؟

99
00:11:16,470 --> 00:11:19,310
‫قراره عضو عملیاتی باشی
‫که برنامه‌شو ریختیم؟

100
00:11:19,300 --> 00:11:22,510
‫حتی اگرم باشم
‫نمی‌تونم به تو بگم، شهروند حقیر

101
00:11:22,520 --> 00:11:24,230
‫منم عضو ارتش بودم

102
00:11:24,230 --> 00:11:25,360
‫مهندس بودی

103
00:11:25,350 --> 00:11:26,730
‫و حالا نماینده‌ی مجلسم

104
00:11:26,730 --> 00:11:30,030
‫فکر کنم اجازه دارم بدونم خواهرکوچولوم
‫می‌خواد ایران رو بمبارون کنه یا نه

105
00:11:32,360 --> 00:11:33,960
‫دیگه باید برم

106
00:11:36,150 --> 00:11:39,820
‫این همه تاکسی و قطار عوض کردم
‫که فقط دو دقیقه باهات حرف بزنم؟

107
00:11:39,830 --> 00:11:41,580
‫خب، ببخشید. نمی‌تونستم خطر کنم

108
00:11:41,580 --> 00:11:43,660
‫- و پشت تلفن باهات حرف بزنم
‫- بهم بگو قضیه چیه

109
00:11:43,660 --> 00:11:45,490
‫دارم بهت میگم

110
00:11:45,500 --> 00:11:48,880
‫عضو اون کمیته شو
‫و هرچی فهمیدی به اون خبرنگاره بگو

111
00:11:55,170 --> 00:11:56,770
‫یه چیزی یادت رفت

112
00:12:15,360 --> 00:12:18,030
‫بعد از تمام کارهام و فداکاری‌هام

113
00:12:18,030 --> 00:12:20,450
‫حالا فهمیدم هیچ اهمیتی نداشته

114
00:12:20,450 --> 00:12:21,660
‫شایدم اینطور نباشه

115
00:12:21,660 --> 00:12:23,260
‫منظورت چیه؟

116
00:12:36,670 --> 00:12:38,250
‫- سلام
‫- سلام

117
00:12:38,260 --> 00:12:39,860
‫- چی شده؟
‫- یه...

118
00:12:40,970 --> 00:12:43,310
‫یه خواب... دیدم

119
00:12:43,310 --> 00:12:45,520
‫- نمی‌دونم. آره...
‫- خواب؟

120
00:12:46,390 --> 00:12:48,020
‫بیرون هوابند بودم و...

121
00:12:49,350 --> 00:12:50,950
‫برنارد کنارم بود و...

122
00:12:52,360 --> 00:12:54,110
‫بیرون هوابند بودیم و...

123
00:12:54,110 --> 00:12:55,900
‫- جولیت
‫- نمی‌دونم...

124
00:12:55,900 --> 00:12:58,240
‫- هی
‫- نه، یه کاری...

125
00:13:00,660 --> 00:13:02,160
‫یه کاری هست که باید انجام بدم

126
00:13:02,160 --> 00:13:03,580
‫- باید یه کاری بکنم
‫- خیلی‌خب، باید چیکار کنی؟

127
00:13:03,580 --> 00:13:05,830
‫نمی‌دونم. باید... نمی‌تونم...

128
00:13:06,700 --> 00:13:08,790
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم
‫ولی داشت یادم میومد

129
00:13:10,750 --> 00:13:12,350
‫خیلی‌خب، بس کن. بس کن

130
00:13:13,170 --> 00:13:14,920
‫بیا تمرین رو انجام بدیم

131
00:13:14,920 --> 00:13:16,420
‫ای‌کاش می‌تونستم
‫با برنارد صحبت کنم

132
00:13:16,420 --> 00:13:18,760
‫- امکان نداره
‫- می‌دونم. می‌دونم

133
00:13:18,760 --> 00:13:20,220
‫- منو نگاه کن
‫- باشه

134
00:13:20,220 --> 00:13:22,100
‫همراه من نفس بکش. آروم

135
00:13:22,720 --> 00:13:24,560
‫سه ثانیه نفست رو بده داخل. نگه دار

136
00:13:24,560 --> 00:13:26,350
‫و بده بیرون

137
00:13:26,350 --> 00:13:28,230
‫خوبه. خوبه. یه بار دیگه

138
00:13:29,060 --> 00:13:30,660
‫سه ثانیه نفست رو بده داخل

139
00:13:32,520 --> 00:13:34,520
‫همینطور نفس بکش. خوبه

140
00:13:35,070 --> 00:13:36,670
‫خوبه. یه بار دیگه

141
00:13:37,860 --> 00:13:41,700
‫خوبه. حالت خوبه
‫همینطور نفس بکش، نفس بکش

142
00:13:58,800 --> 00:14:00,640
‫سه دقیقه اونجا بودی

143
00:14:02,630 --> 00:14:05,880
‫سه دقیقه توی یه اتاقک
‫پر از آتیش بودی تا اینکه در باز شد

144
00:14:06,470 --> 00:14:08,350
‫و دوست‌هات تونستن بیارنت بیرون

145
00:14:10,310 --> 00:14:13,400
‫تمام اکسیژن در عرض 30 ثانیه سوخت

146
00:14:15,440 --> 00:14:18,440
‫لباست لباس پاکسازی معمولی نبود

147
00:14:19,150 --> 00:14:20,750
‫عایق حرارتی بود

148
00:14:21,360 --> 00:14:22,960
‫ازت محافظت کرد

149
00:14:25,820 --> 00:14:27,740
‫برنارد اینقدر خوش‌شانس نبود

150
00:14:28,620 --> 00:14:32,750
‫آتش لباسش رو سوراخ کرد
‫و سم واردش شد

151
00:14:34,290 --> 00:14:36,750
‫نمی‌تونستیم خطر کنیم
‫و توی مزرعه دفنش کنیم

152
00:14:36,750 --> 00:14:38,750
‫پله‌ها رو تخلیه کردیم

153
00:14:38,750 --> 00:14:41,500
‫هیچکس اجازه نداشت
‫وارد پلکان مرکزی بشه

154
00:14:42,970 --> 00:14:48,140
‫شش ساعت طول کشید
‫تا شش تا باربر تونستن ببرنش کوره

155
00:15:03,360 --> 00:15:04,960
‫برنارد نمی‌تونه کمکت کنه

156
00:15:08,450 --> 00:15:10,330
‫چون جلوی چشم‌های خودم سوخت

157
00:15:17,080 --> 00:15:19,920
‫زنم گفت یه چیزی در موردش یادت اومده

158
00:15:21,130 --> 00:15:24,180
‫که باید یه کاری انجام بدی

159
00:15:26,010 --> 00:15:27,970
‫نه، یادم... یادم نمیاد

160
00:15:28,720 --> 00:15:31,680
‫امیدوارم خاطراتت بیشتر از این برگرده

161
00:15:33,020 --> 00:15:34,620
‫واقعاً امیدوارم

162
00:15:39,060 --> 00:15:44,650
‫بخصوص امیدوارم یادت بیاد
‫چرا زن و پسرم رو به‌زور اسلحه

163
00:15:44,650 --> 00:15:46,250
‫گروگان گرفتی

164
00:15:53,410 --> 00:15:55,010
‫تو کی هستی؟

165
00:15:57,830 --> 00:16:00,830
‫تو کی هستی؟

166
00:16:03,920 --> 00:16:05,520
‫من رابرت سیمزم

167
00:16:07,220 --> 00:16:10,430
‫- قاضی سیلو هستم...
‫- نه، نه، نه، نه، می‌دونم. می‌دونم

168
00:16:10,430 --> 00:16:12,030
‫اینو بارها بهم گفتی

169
00:16:12,260 --> 00:16:13,860
‫ولی نمی‌شناسمت

170
00:16:14,430 --> 00:16:17,930
‫تو رو نمی‌شناسم
‫هیچکس رو نمی‌شناسم، خب؟

171
00:16:18,980 --> 00:16:22,480
‫وقتی توی آینه خودمو نگاه می‌کنم
‫حتی خودمم نمی‌شناسم

172
00:16:22,980 --> 00:16:24,580
‫و...

173
00:16:25,490 --> 00:16:29,330
‫فکر کردم شاید...
‫شاید یه چیزی یادم اومده

174
00:16:30,280 --> 00:16:31,880
‫ولی از یادم رفت

175
00:16:32,950 --> 00:16:35,700
‫و چی؟ می‌خوای بگی رویا بوده؟
‫رویا بوده؟

176
00:16:37,460 --> 00:16:39,060
‫نمی‌دونم

177
00:16:51,850 --> 00:16:53,770
‫خیلی‌خب، فایل قبلی رو باز کن

178
00:16:55,270 --> 00:16:57,020
‫آره، همین

179
00:16:57,020 --> 00:16:58,730
‫تمام این‌ها رو حذف کن

180
00:16:58,730 --> 00:17:00,330
‫باشه

181
00:17:04,980 --> 00:17:06,580
‫چی بهش گفتی؟

182
00:17:07,440 --> 00:17:09,360
‫گفتم برنارد بخاطر سم مرد

183
00:17:43,770 --> 00:17:44,850
‫ممنون

184
00:17:44,860 --> 00:17:48,200
‫ببین کی اینجاست، قهرمان نیواورلینز

185
00:17:48,190 --> 00:17:50,150
‫یکی از قهرمانان نیواورلینز

186
00:17:50,150 --> 00:17:52,570
‫پونصد تا مهندس ارتش
‫روی اون پروژه کار می‌کردن

187
00:17:52,570 --> 00:17:54,650
‫ولی جناب نماینده کین
‫نقش کلیدی داشت، درسته؟

188
00:17:54,660 --> 00:17:58,370
‫ایده‌ی جایگزین کردن خاکریزها
‫با تونل فکر تو بود

189
00:17:58,370 --> 00:18:03,880
‫و یجور دریل حفاری اختراع کردی که خاک
‫بالای سرش رو جابه‌جا نمی‌کنه، درسته؟

190
00:18:04,540 --> 00:18:06,750
‫ظاهراً متون تبلیغاتی کارزارم رو خوندین

191
00:18:06,750 --> 00:18:08,080
‫متون تبلیغاتی کارزارتون خیلی خوب بود

192
00:18:08,090 --> 00:18:10,510
‫آنا نویسنده‌ی خانواده‌ی ماست

193
00:18:10,510 --> 00:18:13,390
‫بیانیه‌های خبری نه، قوانین
‫لایحه می‌نویسم

194
00:18:13,390 --> 00:18:15,180
‫کار اصلاح و ویرایششون رو انجام میده

195
00:18:15,180 --> 00:18:17,970
‫اگر لوایحی که با مداد شمعی نوشته شدن رو
‫قبول کنن، دیگه نیازی به من نداره

196
00:18:17,970 --> 00:18:19,810
‫چه کمکی از دستم برمیاد، جناب نماینده؟

197
00:18:21,020 --> 00:18:24,610
‫خب، قراره به ایران
‫حمله‌ی متقابل بکنیم؟

198
00:18:24,610 --> 00:18:27,820
‫اونا یه بمب کثیف توی پایتختمون منفجر کردن

199
00:18:27,820 --> 00:18:29,570
‫معلومه که قراره تلافی کنیم

200
00:18:30,320 --> 00:18:32,280
‫می‌خوام عضو کمیته‌ی ایران بشم

201
00:18:33,160 --> 00:18:35,410
‫پسرجون، لیست انتظار کمیته هم
‫لیست انتظار داره

202
00:18:35,410 --> 00:18:37,080
‫می‌خوام در اولویت باشم

203
00:18:37,080 --> 00:18:39,120
‫خیلی‌خب، خلاصه برام توضیح بده چرا

204
00:18:45,250 --> 00:18:49,590
‫خواهرم شارلوت کین افسر خلبان
‫نیروی دریایی ناو نیمیتزه

205
00:18:49,590 --> 00:18:52,340
‫هرگونه عملیات تلافی‌جویانه
‫با ناوهای هواپیمابر انجام میشه

206
00:18:52,340 --> 00:18:54,050
‫نوسازی نیمیتز تازه تموم شده

207
00:18:54,050 --> 00:18:55,800
‫شارلوت خلبان اف-35ـه

208
00:18:55,800 --> 00:18:57,720
‫گردان هواییش تابحال
‫چندین عملیات انجام دادن

209
00:18:58,890 --> 00:19:00,490
‫دلیل خوبی بود

210
00:19:00,810 --> 00:19:02,410
‫سعی می‌کنم بیارمت توی کمیته

211
00:19:03,440 --> 00:19:06,820
‫آخرین شعار انتخاباتیتون
‫یکی از جملات یودا بود

212
00:19:06,810 --> 00:19:08,730
‫"سعی نکن، انجام بده"

213
00:19:08,730 --> 00:19:11,320
‫بهتره اینقدر گیر ندین، جناب نماینده

214
00:19:11,320 --> 00:19:13,950
‫دلم می‌خواد، ولی خب
‫شارلوت تنها عضو خانواده‌ایه که دارم

215
00:19:13,950 --> 00:19:16,450
‫و دوست دارم بدونم
‫قراره چیکار کنیم و چرا

216
00:19:16,450 --> 00:19:18,160
‫و منم می‌بینم چه کاری از دستم برمیاد

217
00:19:20,200 --> 00:19:21,800
‫آنا

218
00:19:32,840 --> 00:19:34,470
‫گند زدم، مگه نه؟

219
00:19:34,470 --> 00:19:37,930
‫خب، چیزی پرت نکرد سمتتون
‫پس کارتون چندان بدک نبود

220
00:19:39,430 --> 00:19:41,030
‫ممنون که نیواورلینز رو نجات دادین

221
00:19:45,810 --> 00:19:47,410
‫خواهرش

222
00:19:48,150 --> 00:19:49,940
‫- اسمش چیه؟
‫- شارلوت کین

223
00:19:49,940 --> 00:19:52,650
‫توی ناو نیمیتز خلبان اف-35ـه

224
00:19:52,650 --> 00:19:55,400
‫بخاطر یک مرد
‫اینجا توی غذاخوریِ

225
00:19:55,400 --> 00:19:57,000
‫بخش میانی جمع شدیم

226
00:19:57,450 --> 00:19:59,050
‫برنارد هالند

227
00:19:59,660 --> 00:20:02,040
‫ده سال زیردست برنارد کار کردم

228
00:20:03,410 --> 00:20:06,330
‫و تمام این مدت
‫هیچوقت نمی‌دونستم چی تو ذهنش می‌گذره

229
00:20:07,000 --> 00:20:11,000
‫می‌دونستم جایگاه و اختیاراتی
‫که داره توی پیمان نیست

230
00:20:11,590 --> 00:20:16,680
‫ولی برنارد بهم اطمینان‌خاطر داد که
‫از همون اوایل جزو رسم و رسوم سیلو بوده

231
00:20:16,680 --> 00:20:20,850
‫مقامات قبل از من اعتراضی نکردن
‫برای همین منم اعتراضی نکردم

232
00:20:20,850 --> 00:20:23,020
‫و همچنین خانمم کامیل

233
00:20:24,470 --> 00:20:26,070
‫و همچنین همه‌مون

234
00:20:27,140 --> 00:20:29,100
‫ولی وقتی شورش راه افتاد

235
00:20:29,100 --> 00:20:32,140
‫من و خانمم
‫خیلی در مورد این مسئله صحبت کردیم

236
00:20:32,150 --> 00:20:33,750
‫و بالاخره حس کردیم

237
00:20:34,740 --> 00:20:36,450
‫درست مثل خیلی‌هامون

238
00:20:36,450 --> 00:20:39,330
‫- که وقت تغییره
‫- آره

239
00:20:39,320 --> 00:20:41,780
‫- وقت شفافیته
‫- آره!

240
00:20:41,780 --> 00:20:43,380
‫وقت افشای حقیقته

241
00:20:44,540 --> 00:20:48,340
‫ولی افشای حقیقت، بی‌هزینه نیست

242
00:20:48,920 --> 00:20:51,550
‫این سه ماه اخیر از خیلی جهات

243
00:20:51,540 --> 00:20:53,140
‫دگرگون‌کننده بوده

244
00:20:53,960 --> 00:20:59,130
‫کلانتر پاول بیلینگز داره بخش‌هایی از پیمان
‫که نیاز به اصلاح داره رو بازنویسی می‌کنه

245
00:20:59,130 --> 00:21:04,470
‫اکثر دوربین‌هایی که برنارد در سراسر سیلو
‫نصب کرده بود، برداشته شدن

246
00:21:04,470 --> 00:21:09,180
‫و فقط اون‌هایی که برای امنیت عمومی
‫ضروری هستن باقی موندن

247
00:21:09,190 --> 00:21:14,690
‫و مهم‌تر از همه، حالا این شورا رو داریم

248
00:21:14,690 --> 00:21:18,530
‫که نماینده‌های طبقات مختلف
‫و مسئولین بخش‌های مختلف در اون حضور دارن

249
00:21:24,660 --> 00:21:25,880
‫تغییراتی رخ دادن

250
00:21:25,880 --> 00:21:27,080
‫تغییراتی رخ دادن

251
00:21:28,160 --> 00:21:29,370
‫و حالا...

252
00:21:29,370 --> 00:21:32,290
‫افتخار دارم تنها کسی که

253
00:21:32,290 --> 00:21:36,670
‫برای پاکسازی فرستاده شد
‫و برگشت رو بهتون معرفی کنم

254
00:21:37,460 --> 00:21:42,800
‫و تنها کسی که وقتی توی بیمارستان
‫بستری بود، سوگند یاد کرد

255
00:21:43,850 --> 00:21:47,060
‫شهردار ما، جولیت نیکولز

256
00:22:03,280 --> 00:22:04,880
‫ممنونم

257
00:22:06,080 --> 00:22:12,590
‫آغاز اولین جلسه‌ی
‫شورای سیلو رو اعلام می‌کنم

258
00:22:16,460 --> 00:22:18,300
‫- بله؟
‫- ممنون

259
00:22:18,300 --> 00:22:20,220
‫جناب نماینده، مطمئن نبودم
‫این ساعت هستین یا نه

260
00:22:20,720 --> 00:22:24,640
‫سلام. تونستم عضو کمیته‌ی ایران بشم؟

261
00:22:24,640 --> 00:22:26,060
‫سناتور ازم خواست با یکی از دوستان قدیمیش

262
00:22:26,060 --> 00:22:27,640
‫در ستاد فرماندهی مشترک
‫عملیات ویژه تماس بگیرم

263
00:22:27,640 --> 00:22:29,640
‫ازش خواستم ببینه
‫وضعیت خواهرتون چجوریه

264
00:22:30,770 --> 00:22:33,900
‫حق با شما بود. قراره
‫توی عملیات ایران نقش داشته باشه

265
00:22:35,940 --> 00:22:37,020
‫کی؟

266
00:22:37,020 --> 00:22:38,620
‫همین امشب

267
00:23:00,590 --> 00:23:02,190
‫داریم به ناو مک‌کین نزدیک میشیم

268
00:23:07,010 --> 00:23:08,760
‫در جهت ساعت 9 می‌بینمش

269
00:23:18,650 --> 00:23:20,820
‫خیلی‌خب دوستان
‫به ارتفاع 15 کیلومتری میریم

270
00:23:20,820 --> 00:23:24,620
‫هفتاد و پنج کیلومتر تا هدف فاصله داریم
‫و بعد از حمله برمی‌گردیم پیش عمو چستر
‫(لقب ناو هواپیمابر نیمیتز)

271
00:23:24,610 --> 00:23:26,150
‫مهاجم 2، دریافت شد

272
00:23:26,160 --> 00:23:28,250
‫- سه، دریافت شد
‫- چهار، دریافت شد

273
00:23:51,390 --> 00:23:53,140
‫این ابری که جلومونه رو می‌بینین؟

274
00:23:56,350 --> 00:23:58,850
‫ابر توی ارتفاع 15 کیلومتری چه غلطی می‌کنه؟

275
00:24:10,910 --> 00:24:12,510
‫تاماهاک‌ها رو ببینین

276
00:24:14,040 --> 00:24:17,000
‫یعنی چی؟
‫هنوز 500 کیلومتر تا هدف فاصله داریم

277
00:24:19,170 --> 00:24:21,550
‫مهاجم 4، دارم یه چیز عجیب
‫روی صفحه نمایشم می‌بینم

278
00:24:22,460 --> 00:24:24,590
‫مهاجم یک، شبیه روغنه

279
00:24:24,590 --> 00:24:26,590
‫مهاجم سه، آره، منم دارم می‌بینم

280
00:24:27,930 --> 00:24:29,530
‫چیه؟

281
00:24:37,140 --> 00:24:38,740
‫مهاجم یک، موشک‌هام رفتن رو حالت مسلح!

282
00:24:39,230 --> 00:24:40,830
‫نمی‌تونم...

283
00:24:41,520 --> 00:24:43,120
‫لعنتی!

284
00:24:54,200 --> 00:24:56,950
‫کمک، کمک، کمک!
‫سیستم کنترل داره از کار میفته!

285
00:25:08,930 --> 00:25:10,530
‫اینجاست

286
00:25:23,070 --> 00:25:25,280
‫« عملیات انتقام مشروع »
‫« هدف حمله تاسیسات هسته‌ای ایران می‌باشد »

287
00:25:25,280 --> 00:25:26,880
‫دنیل؟

288
00:25:36,450 --> 00:25:38,540
‫دوستم از ستاد فرماندهی مشترک
‫عملیات ویژه بود

289
00:25:38,540 --> 00:25:41,290
‫گردان خواهرت برای هدف قرار دادن هیچکدوم از

290
00:25:41,290 --> 00:25:43,630
‫اهدافی که توی تلویزیون میگن نرفته بودن

291
00:25:43,630 --> 00:25:48,090
‫داشتن می‌رفتن یه تاسیسات
‫توی کوهستان رو هدف قرار بدن

292
00:25:48,840 --> 00:25:50,760
‫هواپیمای شارلوت سقوط کرد

293
00:25:51,390 --> 00:25:54,730
‫ولی یه تیم نجات از ترکمنستان نجاتش دادن

294
00:25:55,470 --> 00:25:57,070
‫زنده‌ست

295
00:25:58,560 --> 00:26:00,160
‫زنده‌ست؟

296
00:26:05,820 --> 00:26:08,280
‫هاروود هستم، سرپرست معادن

297
00:26:08,280 --> 00:26:09,740
‫نمی‌دونم می‌خواین من چی...

298
00:26:09,740 --> 00:26:11,780
‫فقط یه گزارش وضعیت
‫بهمون بده، اِد

299
00:26:13,070 --> 00:26:14,200
‫ما معدن‌چی هستیم

300
00:26:14,200 --> 00:26:15,410
‫داریم معدن‌کاوی می‌کنیم

301
00:26:15,410 --> 00:26:17,120
‫دیروز حادثه‌ای پیش اومده بود؟

302
00:26:18,290 --> 00:26:21,080
‫نمی‌دونم بشه اسمشو گذاشت
‫حادثه یا نه، ولی آره

303
00:26:21,080 --> 00:26:22,290
‫بخشی...

304
00:26:22,290 --> 00:26:26,380
‫بخشی از تونل ب-92
‫که به چاه‌فرعی دیوید می‌رسه ریزش کرد

305
00:26:26,380 --> 00:26:28,670
‫هفت نفر گیر افتادن
‫ولی درشون آوردیم

306
00:26:28,670 --> 00:26:29,750
‫تموم شد؟

307
00:26:29,760 --> 00:26:32,810
‫ببخشید، گفتی مطمئن نیستی
‫حادثه بوده یا نه؟

308
00:26:35,180 --> 00:26:39,180
‫ببین، همه میگن معلوم نیست
‫سیلو چقدر قدمت داره

309
00:26:39,180 --> 00:26:40,640
‫ولی ما می‌دونیم

310
00:26:40,640 --> 00:26:44,600
‫چاه‌ها و تونل‌هایی که داریم
‫حداقل 300 سال قدمت دارن

311
00:26:45,230 --> 00:26:48,730
‫سیصد سال چاه و تونل
‫اینور اونور کشیده شدن

312
00:26:48,730 --> 00:26:51,570
‫چه عمودی چه افقی چه شیب‌دار
‫ولی هیچوقت افقی کشیده نشدن

313
00:26:52,400 --> 00:26:54,610
‫حداقل نه بیشتر از 60 متر

314
00:26:55,320 --> 00:26:56,610
‫چرا؟

315
00:26:56,620 --> 00:26:58,910
‫چون توی پیمان نوشته شده

316
00:27:00,000 --> 00:27:04,420
‫یعنی 300 سال تمام چاه‌ها و تونل‌های مختلف
‫از وسط همدیگه رد شدن

317
00:27:05,000 --> 00:27:07,840
‫و موج بمبی که شورشی‌ها
‫منفجر کردن هم روش

318
00:27:08,460 --> 00:27:10,170
‫طرف کسی رو نمی‌گیرم

319
00:27:10,170 --> 00:27:11,300
‫کاریه که شده

320
00:27:11,300 --> 00:27:13,090
‫فقط دارم حقیقت رو بیان می‌کنم

321
00:27:14,340 --> 00:27:18,180
‫پس ریزش تونل حادثه نبوده

322
00:27:18,760 --> 00:27:22,060
‫لامصب معجزه‌ست
‫که هر هفته اتفاق نمیفته

323
00:27:23,100 --> 00:27:24,700
‫چرا...؟

324
00:27:25,940 --> 00:27:28,900
‫چرا پیمان طول تونل‌ها رو محدود می‌کنه؟

325
00:27:28,900 --> 00:27:30,500
‫الله اعلم

326
00:27:31,150 --> 00:27:32,780
‫خیلی‌خب

327
00:27:32,780 --> 00:27:36,330
‫خیلی‌خب، پس شاید بتونیم
‫یه نگاهی بهش بندازیم

328
00:27:37,320 --> 00:27:38,920
‫- باشه همین‌کارو می‌کنیم
‫- باشه؟

329
00:27:41,410 --> 00:27:45,210
‫اسم من "اورلا کنت"ـه
‫و دست راست سرپرست بخش تدارکاتم

330
00:27:45,210 --> 00:27:48,130
‫کارلا مک‌لین ازم خواست
‫امروز به‌جاش بیام...

331
00:27:49,130 --> 00:27:50,760
‫چند...

332
00:27:50,750 --> 00:27:52,350
‫چند سالته؟

333
00:27:53,220 --> 00:27:54,760
‫بیست و شش

334
00:27:54,760 --> 00:27:56,430
‫بیست و شش؟

335
00:27:56,430 --> 00:27:58,180
‫بعضی از چکمه‌هام سن‌شون از تو بیشتره

336
00:28:01,720 --> 00:28:03,320
‫منم همینطور، آقای هاروود

337
00:28:03,770 --> 00:28:05,810
‫چکمه‌های عمه "دورین"ـم هستن

338
00:28:05,810 --> 00:28:09,900
‫چهل سال توی بخش تدارکات کار کرد
‫درست مثل مادر و پدرم

339
00:28:10,480 --> 00:28:11,860
‫منم توی انبارها بزرگ شدم

340
00:28:11,860 --> 00:28:14,400
‫و از 10 سالگی داشتم
‫جعبه جابه‌جا می‌کردم

341
00:28:14,400 --> 00:28:15,690
‫باشه بابا، باشه

342
00:28:15,700 --> 00:28:18,700
‫فقط میگم اگر من مجبور شدم بیام
‫کارلا هم باید میومد

343
00:28:18,700 --> 00:28:21,410
‫کارلا مک‌لین اهمیت
‫جلسه‌ی امروز رو درک می‌کنه

344
00:28:21,410 --> 00:28:24,120
‫ولی هنوزم مصممه بازنشسته بشه

345
00:28:24,120 --> 00:28:25,500
‫و از من خواست بیام

346
00:28:25,500 --> 00:28:28,420
‫چون قراره در آینده
‫من این گزارش‌ها رو بهتون بدم

347
00:28:28,420 --> 00:28:30,090
‫ممنونم. عالیه

348
00:28:30,090 --> 00:28:32,430
‫حالا که این موضوع روشن شد
‫می‌تونی گزارشت رو بدی

349
00:28:33,090 --> 00:28:34,340
‫ممنون

350
00:28:34,340 --> 00:28:37,010
‫بخاطر توقف تولید در زمان شورش

351
00:28:37,010 --> 00:28:38,930
‫بعد از اون کمبودهای زیادی پیش اومد

352
00:28:38,930 --> 00:28:40,970
‫ولی با عرضه‌کننده‌ها همکاری کردیم

353
00:28:40,970 --> 00:28:44,180
‫میزان حساب‌شده‌ای از ذخایر
‫و منابع اضطراری توزیع کردیم

354
00:28:44,180 --> 00:28:46,430
‫و شهروندها میزان مصرف‌شون رو کاهش دادن

355
00:28:46,440 --> 00:28:49,940
‫حالا در تمام بخش‌ها
‫به سطح قبل از شورش برگشتیم

356
00:28:49,940 --> 00:28:53,070
‫خلاصه اینکه
‫از لحاظ تدارکات مشکلی نداریم

357
00:28:56,150 --> 00:28:57,750
‫حقیقت رو می‌خواستی

358
00:28:58,700 --> 00:29:00,990
‫توی تدارکات مشکلی ندارن

359
00:29:00,990 --> 00:29:02,590
‫آقای ناکس

360
00:29:04,410 --> 00:29:07,250
‫اِد، به‌نظرم این حرفم
‫حرف دل همه باشه

361
00:29:07,250 --> 00:29:09,500
‫تو دیگه واسه چی نق می‌زنی؟

362
00:29:09,500 --> 00:29:11,250
‫من از طبقه‌ی 144 اومدم

363
00:29:11,250 --> 00:29:12,710
‫دو تا حرومی لاغرمردنی

364
00:29:12,710 --> 00:29:15,710
‫منو از فاصله‌ی بین پله‌ها کشیدن بالا
‫که مطمئن بودم منو می‌اندازن پایین

365
00:29:16,510 --> 00:29:18,110
‫بگذریم...

366
00:29:18,590 --> 00:29:21,680
‫ژنراتور داره به لطف تو
‫به‌خوبی کار می‌کنه، جولیت...

367
00:29:23,140 --> 00:29:24,810
‫خانم شهردار

368
00:29:24,810 --> 00:29:26,410
‫بخاطر تعمیراتی که قبلاً انجام دادی

369
00:29:27,020 --> 00:29:30,520
‫تنها چیز دیگه‌ای که باید گزارش کنم مربوط به
‫چیزیه که بهش میگیم چاله‌ی دریل حفاری

370
00:29:30,520 --> 00:29:32,360
‫وقتی خبرش پخش شد، مردم...

371
00:29:33,480 --> 00:29:38,070
‫اکثراً جوون‌های بی‌عقل
‫اومدن یه نگاهی بندازن

372
00:29:38,070 --> 00:29:39,860
‫و مجبور شدیم چند تاییشون رو نجات بدیم

373
00:29:40,780 --> 00:29:44,160
‫مارتا والکر لازم دید
‫که ورودیش رو ببنده

374
00:29:44,160 --> 00:29:46,330
‫تمام چیزهای قابل استفاده‌ی اونجا...

375
00:29:46,330 --> 00:29:48,040
‫مدت‌ها پیش برداشته شدن

376
00:29:49,040 --> 00:29:51,750
‫خب دیگه، گزارش دیگه‌ای ندارم

377
00:29:51,750 --> 00:29:53,350
‫ممنون

378
00:29:55,130 --> 00:29:56,730
‫کلانتر؟

379
00:30:04,350 --> 00:30:06,100
‫کلانتر پاول بیلینگز هستم

380
00:30:06,100 --> 00:30:07,350
‫چیز چندانی برای گزارش کردن ندارم

381
00:30:07,350 --> 00:30:09,100
‫داشتم روی پیمان کار می‌کردم

382
00:30:09,100 --> 00:30:10,270
‫میزان جرم اومده پایین

383
00:30:10,270 --> 00:30:11,600
‫همین دیگه

384
00:30:11,600 --> 00:30:14,020
‫جستجو برای دو فراری‌مون
‫به جایی نرسیده؟

385
00:30:15,730 --> 00:30:19,400
‫کندی چند باری دیده شده
‫ولی هرموقع رسیدیم، غیبش زده بود

386
00:30:19,400 --> 00:30:21,000
‫البته اگر واقعاً اونجا بوده

387
00:30:21,240 --> 00:30:23,070
‫اثری از لوکاس کایل نیست

388
00:30:23,070 --> 00:30:27,530
‫فکر می‌کنیم ممکنه توی شورش مرده باشه
‫و جسدش به‌درستی شناسایی نشده

389
00:30:27,540 --> 00:30:30,500
‫جسد ریک آموندسن رو
‫همین دو هفته پیش پیدا کردیم

390
00:30:30,500 --> 00:30:32,100
‫بیرون‌طلب‌ها چی؟

391
00:30:34,840 --> 00:30:37,340
‫هرکاری دلشون می‌خواد می‌کنن
‫و تا ما می‌رسیم

392
00:30:37,340 --> 00:30:38,940
‫غیبشون می‌زنه

393
00:30:39,170 --> 00:30:40,770
‫نمی‌دونیم کیا هستن؟

394
00:30:41,220 --> 00:30:43,760
‫جز اینکه پیروهای کندی هستن؟ نه

395
00:30:44,550 --> 00:30:46,150
‫ماسک می‌زنن

396
00:30:51,100 --> 00:30:52,700
‫خانم شهردار

397
00:30:54,150 --> 00:30:55,900
‫اشکال نداره، جری

398
00:30:55,900 --> 00:30:57,500
‫آقای ناکس

399
00:30:58,030 --> 00:31:00,070
‫فقط می‌خوام در مورد
‫خاطراتت ازت بپرسم

400
00:31:00,610 --> 00:31:02,320
‫چیزی یادت نیومده؟

401
00:31:02,320 --> 00:31:04,610
‫- هر روز داره بهتر میشه
‫- آره

402
00:31:05,820 --> 00:31:09,370
‫پس دیگه یادت نیومده
‫بیرون چطوری بوده؟

403
00:31:10,040 --> 00:31:12,040
‫نه، فقط در حد چیزهایی که دیدیم

404
00:31:13,370 --> 00:31:15,330
‫منو یادته؟ من...؟

405
00:31:15,330 --> 00:31:17,120
‫- منو می‌شناسی؟
‫- آره، معلومه که می‌شناسه

406
00:31:17,130 --> 00:31:19,510
‫- سرپرست بخش مکانیکی هستی، درسته؟
‫- آره درسته

407
00:31:25,090 --> 00:31:27,590
‫دخترت هنوزم توی بخش تدارکاته؟

408
00:31:27,600 --> 00:31:28,810
‫زیاد اونجا نمی‌مونه

409
00:31:28,810 --> 00:31:30,980
‫امیدوارم به‌زودی برگرده بالا

410
00:31:30,970 --> 00:31:32,570
‫توی معادن راحت‌تره

411
00:31:32,980 --> 00:31:35,400
‫چندان خوشش نمیاد
‫زیردست یه نوجوون کار کنه

412
00:31:36,560 --> 00:31:39,060
‫دخترتون وقتی دست راست
‫سرپرست بخش تدارکات شد

413
00:31:39,070 --> 00:31:41,200
‫هم‌سن و سال من بود، آقای هاروود

414
00:31:41,190 --> 00:31:42,790
‫آره می‌دونم

415
00:31:43,360 --> 00:31:46,610
‫فقط... می‌دونم چه کارایی
‫از گلندا برمیاد

416
00:31:46,620 --> 00:31:48,710
‫چه کارایی ازش برمیاد، آقای هاروود؟

417
00:31:49,370 --> 00:31:51,000
‫چی گفتی؟

418
00:31:51,910 --> 00:31:53,510
‫فقط یه سوال پرسیدم

419
00:31:53,790 --> 00:31:55,390
‫اینم یه سوال دیگه

420
00:31:57,420 --> 00:32:01,130
‫آخرین باری که کلنگ
‫یا بیل زدی کی بود؟

421
00:32:02,210 --> 00:32:03,920
‫چون من هنوزم جعبه جابه‌جا می‌کنم

422
00:32:05,380 --> 00:32:07,010
‫دستم داره درد میاد

423
00:32:07,010 --> 00:32:10,260
‫لطفاً نگین اولین روز تشکیل شورا
‫به مشکل برخوردیم

424
00:32:10,260 --> 00:32:11,860
‫نه اصلاً

425
00:32:17,060 --> 00:32:18,660
‫قضیه چی بود؟

426
00:32:22,610 --> 00:32:26,110
‫گمونم بعضیا از تغییر خوششون نمیاد

427
00:32:29,200 --> 00:32:37,200
<font color="#ffa500"><b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#edff00">Telegram: @BLACKFILMTOP<font color="#ffa500"></font></font></b></font>

428
00:32:51,930 --> 00:32:53,760
‫پیشرفت چشمگیری داشتن، مگه نه؟

429
00:32:53,770 --> 00:32:55,370
‫آره

430
00:32:56,190 --> 00:32:58,820
‫آره. پیشرفت چشمگیری داشتین

431
00:32:58,810 --> 00:33:00,410
‫ممنون

432
00:33:00,770 --> 00:33:03,400
‫خب، همینطور که می‌بینی
‫بعضی از راهکارهای موقت

433
00:33:03,400 --> 00:33:05,240
‫خلاف برخی از قوانین پیمانه

434
00:33:06,070 --> 00:33:08,320
‫ولی از نظرمون بخاطر شرایط فعلی

435
00:33:08,320 --> 00:33:09,820
‫این تخلفات ضروری بودن

436
00:33:09,820 --> 00:33:11,910
‫و قراره برخی از اون قوانین
‫برای تغییر دائمی

437
00:33:11,910 --> 00:33:13,700
‫مورد بررسی قرار بگیرن

438
00:33:13,700 --> 00:33:15,300
‫مگه نه، کلانتر؟

439
00:33:15,660 --> 00:33:17,260
‫آره

440
00:33:17,580 --> 00:33:19,180
‫- بریم بالا؟
‫- اره

441
00:33:25,170 --> 00:33:27,260
‫شرلی مسئول بازسازیه

442
00:33:29,510 --> 00:33:31,110
‫شرلی رو یادته، مگه نه؟

443
00:33:31,510 --> 00:33:33,140
‫آره، بفرما

444
00:33:33,140 --> 00:33:34,220
‫آره...

445
00:33:34,220 --> 00:33:37,510
‫توی اولین جلسه‌ی دیدار و آشناییم
‫توی غذاخوری بودی، آره؟

446
00:33:37,520 --> 00:33:39,810
‫آره. اولین روزی
‫که از بیمارستان دراومده بودی

447
00:33:41,560 --> 00:33:44,230
‫خب... ببخشید که اینقدر طول کشید تا...

448
00:33:44,780 --> 00:33:46,530
‫بیام این پایین
‫و یه نگاهی به کارهاتون بندازم

449
00:33:46,530 --> 00:33:49,280
‫پس فقط می‌خوام بابت
‫تمام زحماتتون تشکر کنم

450
00:33:51,240 --> 00:33:52,530
‫بهتره برگردم سراغ کارم

451
00:33:52,530 --> 00:33:54,280
‫باشه. حتماً

452
00:34:05,500 --> 00:34:07,100
‫بابام اونجا مُرد؟

453
00:34:12,180 --> 00:34:15,560
‫شنیدم فداکاریش موفقیت
‫شورش رو تضمین کرد، آره؟

454
00:34:19,980 --> 00:34:22,440
‫قرار نبود کسی خودشو فدا کنه

455
00:34:23,480 --> 00:34:27,110
‫حواسمون بود پلکان خالی باشه، ولی...

456
00:34:28,190 --> 00:34:30,820
‫قرار بود دستگاه با یه زمان‌سنج منفجر بشه

457
00:34:30,820 --> 00:34:32,570
‫ولی زمان‌سنج رو گم کردیم

458
00:34:32,570 --> 00:34:35,820
‫و بعدش... دکتر پیت اصرار کرد بمونه

459
00:34:35,830 --> 00:34:37,500
‫ببخشید، اسم شما چیه؟

460
00:34:41,040 --> 00:34:42,640
‫من "هنک"ـم، خانم

461
00:34:43,130 --> 00:34:44,630
‫معاون کلانتر هنک مورفی

462
00:34:44,630 --> 00:34:47,510
‫جناب معاون هنک... من هیچکس رو مقصر نمی‌دونم

463
00:34:48,170 --> 00:34:51,210
‫- البته به‌جز برنارد
‫- آره، درسته، برنارد

464
00:34:51,840 --> 00:34:53,590
‫خب... وقت ناهاره

465
00:34:53,590 --> 00:34:55,190
‫باشه

466
00:35:46,310 --> 00:35:47,910
‫صبر کنین
‫صبر کنین. وایسین!

467
00:35:56,910 --> 00:35:58,450
‫باشه

468
00:35:58,450 --> 00:36:00,050
‫باشه، باشه

469
00:36:12,760 --> 00:36:14,720
‫نمی‌دونم چطوری می‌تونی
‫اینطوری رفتار کنی

470
00:36:16,260 --> 00:36:17,470
‫چطوری؟

471
00:36:17,470 --> 00:36:21,100
‫بگی "چشم خانم، نه خانم"
‫واقعاً مسخره‌ست!

472
00:36:21,100 --> 00:36:23,390
‫شرل، نمی‌دونم باید چیکار کنم

473
00:36:23,390 --> 00:36:25,770
‫به رخش بکشم
‫که چرا ما رو یادش نمیاد؟

474
00:36:26,480 --> 00:36:27,610
‫اسمش "جولز"ـه

475
00:36:27,600 --> 00:36:29,230
‫عضو بخش مکانیکیه، عمراً...

476
00:36:29,900 --> 00:36:33,490
‫عمراً حاضر نمیشه
‫همچین لباسی بپوشه بابا

477
00:36:33,490 --> 00:36:35,830
‫کامیل میگه
‫ یکم دیگه زمان می‌بره تا یادش بیاد

478
00:36:35,820 --> 00:36:37,110
‫نمی‌تونیم عجله‌ش کنیم

479
00:36:37,110 --> 00:36:40,150
‫الان 3 ماهه داره اینو میگه

480
00:36:43,700 --> 00:36:45,300
‫دیگه برنمی‌گرده

481
00:36:45,960 --> 00:36:47,560
‫همین الان داره میاد

482
00:36:49,000 --> 00:36:50,600
‫- چی؟
‫- داره میاد این سمت

483
00:36:52,340 --> 00:36:57,430
‫شرلی، میشه یه لحظه
‫باهات صحبت کنم؟

484
00:37:00,350 --> 00:37:01,950
‫- باشه؟
‫- باشه

485
00:37:05,730 --> 00:37:08,400
‫کامیل بهم گفت قبلاً با هم دوست بودیم

486
00:37:08,400 --> 00:37:11,780
‫دوست... دوست‌های...
‫دوست‌های صمیمی بودیم، آره؟

487
00:37:11,770 --> 00:37:14,060
‫- اینجوری هم میشه بیانش کرد
‫- خیلی‌خب

488
00:37:14,070 --> 00:37:15,670
‫خب...

489
00:37:16,950 --> 00:37:19,580
‫ببین، نمی... نمی‌دونم
‫الان با کی می‌تونم صحبت کنم

490
00:37:19,570 --> 00:37:21,490
‫و... فقط می‌خوام...

491
00:37:23,740 --> 00:37:25,820
‫یه... یه خاطره‌ای یادم اومد، خب؟

492
00:37:25,830 --> 00:37:27,960
‫نمی‌دونم رویا بوده یا نه، و...

493
00:37:28,870 --> 00:37:31,790
‫همراه برنارد بیرون هوابند بودم، خب؟

494
00:37:31,790 --> 00:37:35,040
‫و به‌شدت حس کردم

495
00:37:35,050 --> 00:37:36,430
‫که باید یه کاری انجام بدم

496
00:37:36,420 --> 00:37:38,880
‫و نمی‌دونم چه کاری، ولی برنارد رو می‌شناسم

497
00:37:38,880 --> 00:37:43,130
‫اگر... اگر اون بود
‫ می‌دونست چه کاریه، و... فکر کنم...

498
00:37:44,390 --> 00:37:45,990
‫آخه...

499
00:37:46,930 --> 00:37:48,930
‫فکر کنم سوالم اینه که...

500
00:37:48,940 --> 00:37:51,650
‫چیزی به تو... چیزی به تو نگفتم؟

501
00:37:51,650 --> 00:37:54,110
‫- می‌دونی منظورم چیه؟
‫- نه

502
00:38:01,240 --> 00:38:03,490
‫داره... داره به من نگاه می‌کنه؟

503
00:38:04,990 --> 00:38:06,700
‫نه، داره میره

504
00:38:11,960 --> 00:38:13,560
‫- همه‌چی مرتبه؟
‫- آره

505
00:38:13,880 --> 00:38:15,480
‫خانم شهردار

506
00:38:16,170 --> 00:38:17,770
‫- ببخشید
‫- ببخشید

507
00:38:18,260 --> 00:38:22,010
‫- اورلا بودی؟ آره
‫- آره، یه مشکلی پیش اومده

508
00:38:22,010 --> 00:38:25,470
‫و بهم گفتن فقط به 2 نفر می‌تونم بگم

509
00:38:25,470 --> 00:38:28,970
‫سرپرست بخش تدارکات
‫و... شما، خانم

510
00:38:28,980 --> 00:38:30,580
‫خیلی‌خب

511
00:38:31,310 --> 00:38:32,910
‫- باشه مشکلی نیست، باشه
‫- باشه

512
00:38:34,440 --> 00:38:36,040
‫منابع اضطراری

513
00:38:36,400 --> 00:38:39,150
‫تمام چیزهایی که موقع
‫ساخته شدن سیلو توش انبار شدن...

514
00:38:39,150 --> 00:38:41,530
‫لامپ، کامپیوتر و این‌ها...

515
00:38:41,530 --> 00:38:45,620
‫خب، بعضی‌هاشون...
‫خیلی‌هاشون ناپدید شدن

516
00:38:45,620 --> 00:38:47,220
‫ممکنه دزدیده شده باشن

517
00:38:47,790 --> 00:38:49,000
‫- واقعاً؟
‫- آره

518
00:38:49,000 --> 00:38:51,590
‫ولی فکر کنم دارن
‫از بخش ساخت‌و‌ساز رد میشن

519
00:38:51,580 --> 00:38:53,460
‫- خانم شهردار
‫- بله؟

520
00:38:54,630 --> 00:38:56,230
‫یه مشکلی پیش اومده

521
00:38:57,130 --> 00:39:00,380
‫حراست میگه مهاجم‌ها
‫ماسک و لباس کلاه‌دار پوشیده بودن

522
00:39:00,380 --> 00:39:01,460
‫بیرون‌طلب‌ها

523
00:39:01,470 --> 00:39:03,310
‫توی بخش فناوری اطلاعات چیکار می‌کردن؟

524
00:39:03,300 --> 00:39:04,970
‫یه کلاه ایمنی
‫از اتاق لباس‌ها برداشتن

525
00:39:05,680 --> 00:39:07,810
‫چرا؟ چرا باید یه کلاه بردارن؟

526
00:39:07,810 --> 00:39:09,130
‫گندش بزنن

527
00:39:09,130 --> 00:39:11,630
‫« حقیقته اینه »
‫« تصویر صفحه‌ نمایش‌ها دروغه! »

528
00:39:33,290 --> 00:39:35,710
‫تصویر صفحه نمایش‌ها دروغه

529
00:39:40,840 --> 00:39:42,630
‫- جولیت؟
‫- باشه

530
00:39:42,630 --> 00:39:44,230
‫باشه. خوبه

531
00:39:45,180 --> 00:39:47,260
‫- کندی رو پیدا کنین
‫- بازم دنبالش می‌گردیم

532
00:39:47,260 --> 00:39:49,760
‫شاید اگر یکی از پیروهاش رو گیر بندازین
‫بتونین پیداش کنین

533
00:39:50,060 --> 00:39:51,660
‫فکر خوبیه

534
00:40:02,440 --> 00:40:04,040
‫- سلام
‫- سلام

535
00:40:04,910 --> 00:40:07,660
‫خواهرت 12 ساعت پیش
‫از لنداشتول راه افتاده

536
00:40:07,660 --> 00:40:09,950
‫آره، آره، آره. ده دقیقه‌ی دیگه
‫توی اندروز فرود میاد

537
00:40:09,950 --> 00:40:11,200
‫قراره برم بیمارستان والتر رید دیدنش

538
00:40:11,200 --> 00:40:13,540
‫- نمیره والتر رید
‫- چی؟

539
00:40:13,540 --> 00:40:15,620
‫مطمئنم شنیدی از لحاظ جسمی مشکلی نداره

540
00:40:15,620 --> 00:40:17,540
‫ولی دچار تی‌بی‌آی شده. آسیب...

541
00:40:17,540 --> 00:40:19,830
‫آسیب تروماتیک مغزی
‫آره، می‌دونم، ولی...

542
00:40:19,840 --> 00:40:22,130
‫خیلی‌خب، مادرم یکم پارتی‌بازی کرد

543
00:40:22,130 --> 00:40:24,630
‫قراره بفرستنش درمانگاه
‫هایدی استنسن توی فرفکس

544
00:40:25,220 --> 00:40:28,100
‫اونجا بهترین مرکز
‫آسیب تروماتیک مغزی توی کشوره

545
00:40:28,100 --> 00:40:29,600
‫بهترین توی کل دنیاست

546
00:40:29,600 --> 00:40:31,350
‫از اسمش مشخصه

547
00:40:31,350 --> 00:40:33,190
‫- آها، استنسن
‫- آره

548
00:40:33,680 --> 00:40:35,180
‫هایدی استنسن مادرش بود

549
00:40:35,190 --> 00:40:38,490
‫آلزایمر داشته
‫پول زیادی توی اون درمونگاه هزینه کرده

550
00:40:54,750 --> 00:40:56,790
‫سلام. اومدم دیدن شارلوت کین

551
00:41:22,320 --> 00:41:24,200
‫خب، ظاهرت تعریفی نداره

552
00:41:38,580 --> 00:41:40,180
‫شما؟

553
00:41:45,130 --> 00:41:48,010
‫هنوزم داریم سعی می‌کنیم
‫بیرون‌طلب‌ها رو پیدا کنیم

554
00:41:48,010 --> 00:41:50,100
‫متاسفانه خیلی باهوشن

555
00:41:50,840 --> 00:41:53,970
‫وقتی از هم جدا میشن
‫میرن جاهایی که هیچ دوربینی نیست

556
00:41:53,970 --> 00:41:55,800
‫ولی اینو پیدا کردیم

557
00:41:55,810 --> 00:41:57,690
‫صبر کنین
‫صبر کنین، وایسین!

558
00:41:58,690 --> 00:42:00,290
‫ممکنه مچ دستش شکسته باشه

559
00:42:02,310 --> 00:42:05,150
‫دنبال یه زن با دست راست
‫پانسمان شده بگردین

560
00:42:05,150 --> 00:42:06,750
‫چشم

561
00:42:22,000 --> 00:42:23,600
‫چی شده؟

562
00:42:24,590 --> 00:42:26,190
‫چطوری اومدم داخل؟

563
00:42:27,460 --> 00:42:29,380
‫متوجه نمیشم. منظورت...؟

564
00:42:29,380 --> 00:42:31,340
‫چطوری از درها رد شدم؟
‫چطوری اومدم داخل؟

565
00:42:31,930 --> 00:42:34,470
‫- خب، برنارد بازشون کرد. می‌خواست...
‫- نه. آره، نه، نه، نه

566
00:42:34,470 --> 00:42:36,070
‫اینو گفته بودی، ولی...

567
00:42:37,270 --> 00:42:39,360
‫امکان نداشت بدونم قراره این‌کارو بکنه

568
00:42:40,140 --> 00:42:42,810
‫پس چطوری...؟

569
00:42:45,110 --> 00:42:46,990
‫حتماً یه نقشه‌ای داشتم، مگه نه؟
‫پس یعنی...

570
00:42:49,530 --> 00:42:51,490
‫حتماً یه چیزی داشتم، مگه نه؟

571
00:42:55,950 --> 00:42:57,550
‫یه چیزی داشتم

572
00:42:59,330 --> 00:43:00,930
‫یه چیزی توی دستم داشتم

573
00:43:03,080 --> 00:43:04,680
‫یه دیلم داشتم

574
00:43:06,250 --> 00:43:08,130
‫سعی کردم با همون درها رو باز کنم

575
00:43:17,310 --> 00:43:18,910
‫جولیت

576
00:43:20,350 --> 00:43:21,890
‫هی

577
00:43:21,890 --> 00:43:23,140
‫هی

578
00:43:23,150 --> 00:43:24,440
‫هی، منو نگاه کن. جولیت

579
00:43:24,440 --> 00:43:26,860
‫- چیزی نیست خوبم
‫- جولیت، گوش کن

580
00:43:26,860 --> 00:43:28,460
‫رفتم...

581
00:43:30,650 --> 00:43:32,230
‫رفتم یه جای دیگه

582
00:43:32,240 --> 00:43:34,160
‫آره. رفتی. اینو که می‌دونیم

583
00:43:35,160 --> 00:43:36,760
‫فکر کنم رفتم...

584
00:43:37,870 --> 00:43:39,870
‫فکر کنم رفتم یه سیلوی دیگه

585
00:43:41,960 --> 00:43:43,560
‫خیلی‌خب

586
00:43:44,500 --> 00:43:46,750
‫فکر کنم وقتشه دوباره تماشاش کنی

587
00:43:49,510 --> 00:43:51,840
‫برنارد توی...

588
00:43:51,840 --> 00:43:55,260
‫لباس‌های پاکسازی دوربین گذاشته بوده
‫ولی به کسی نشون نداد. آره می‌دونم

589
00:43:55,260 --> 00:43:58,100
‫- بارها اینو بهم گفتی
‫- آره

590
00:43:59,060 --> 00:44:00,660
‫- خیلی‌خب
‫- آره

591
00:44:04,270 --> 00:44:05,870
‫الان یادت اومد؟

592
00:44:08,900 --> 00:44:10,320
‫رفتی بیرون

593
00:44:10,320 --> 00:44:12,400
‫خودتو رسوندی به اون پناهگاه

594
00:44:12,400 --> 00:44:13,940
‫- اونقدر اونجا موندی...
‫- اونقدر اونجا موندم...

595
00:44:13,950 --> 00:44:15,990
‫تا توان کافی برای برگشتن پیدا کنم

596
00:44:15,990 --> 00:44:18,120
‫یه لباس و یه کلاه ایمنی
‫توی پناهگاه بود

597
00:44:18,830 --> 00:44:21,630
‫و لباسه عایق حرارتی بود

598
00:44:22,830 --> 00:44:24,430
‫بنیان‌گذارها رو شکر

599
00:44:26,790 --> 00:44:28,390
‫بنیان‌گذارها رو شکر

600
00:44:51,940 --> 00:44:53,570
‫این چی بود؟

601
00:44:53,570 --> 00:44:55,950
‫بخش فناوری اطلاعات میگه
‫ویتامین دی کم داریم

602
00:44:55,950 --> 00:44:59,000
‫لطفاً دو بشکه دی‌پلاس
‫بفرستین بخش تصفیه‌ی آب

603
00:44:59,620 --> 00:45:01,660
‫- وزنشون چقدره؟
‫- به‌طرز مسخره‌ای سنگینن

604
00:45:01,660 --> 00:45:04,120
‫برای همین سه تا تیم
‫دارن نوبتی می‌برنشون

605
00:45:04,120 --> 00:45:06,330
‫- با فرغون می‌برن؟
‫- مجبورن

606
00:45:06,330 --> 00:45:07,960
‫یعنی فقط شب‌ها می‌تونن جابه‌جاشون کنن

607
00:45:08,790 --> 00:45:11,130
‫- نگفتن چقدر طول می‌کشه؟
‫- سه روز

608
00:45:11,750 --> 00:45:13,380
‫واقعاً هیچ دلیلی واسه نق زدن ندارم

609
00:45:13,380 --> 00:45:15,590
‫ولی هرجوری شده، نق می‌زنی

610
00:45:20,600 --> 00:45:22,200
‫شورا چطور بود؟

611
00:45:22,930 --> 00:45:25,980
‫خوب بود. ولی یکی دو بار
‫با هاروود درگیر شدم

612
00:45:26,480 --> 00:45:27,650
‫عجب بی‌شعوریه

613
00:45:27,640 --> 00:45:30,480
‫مشخصه شاکیه که چرا
‫شغل دخترش رو گرفتم

614
00:45:30,480 --> 00:45:32,020
‫و می‌دونه دارم در مورد
‫دخترش تحقیق می‌کنم

615
00:45:32,020 --> 00:45:33,620
‫حتماً بهش گفته

616
00:45:36,570 --> 00:45:39,280
‫می‌دونی، حتی با وجود
‫تمام مشغله‌هات، ظاهراً...

617
00:45:41,330 --> 00:45:43,520
‫نمی‌دونم والا، آروم‌تر از
‫این چند هفته‌ی اخیر به‌نظر میای

618
00:45:45,580 --> 00:45:47,330
‫فکر کنم بخاطر دیدن شهردار آروم شدم

619
00:45:48,420 --> 00:45:53,470
‫نمی‌دونم چرا ولی دیدنش باعث شد
‫حس کنم همه‌چی درست میشه

620
00:45:56,630 --> 00:45:59,380
‫میرم یه نگاهی به بخش ساخت‌و‌ساز بندازم

621
00:46:00,180 --> 00:46:01,810
‫توی فاصله‌ی بین پله‌ها
‫یه چیزی دیدم

622
00:46:01,800 --> 00:46:04,140
‫فکر کنم فهمیدم
‫چطوری داره بار جابه‌جا می‌کنه

623
00:46:04,140 --> 00:46:05,720
‫چطوری؟

624
00:46:05,720 --> 00:46:07,560
‫اگر درست حدس زده باشم، بعداً بهت میگم

625
00:46:09,730 --> 00:46:11,330
‫هی

626
00:46:35,090 --> 00:46:36,690
‫حالش چطور بود؟

627
00:46:37,670 --> 00:46:39,460
‫آروم‌تر شد

628
00:46:39,470 --> 00:46:43,020
‫فکر کنم کاملاً قبول کرده
‫که خاطره‌ی پناهگاه واقعیه

629
00:46:46,930 --> 00:46:48,530
‫هنوزم نگرانین

630
00:46:49,230 --> 00:46:51,480
‫به‌جز خاطراتی که بهش دادی

631
00:46:51,480 --> 00:46:53,230
‫سه‌ماهه هیچی یادش نیومده

632
00:46:54,110 --> 00:46:55,710
‫و حالا همچین اتفاقی افتاده

633
00:46:57,690 --> 00:47:00,570
‫"فرمان" میگه کارایی داروهای
‫سرکوب خاطرات صددرصد نیست

634
00:47:00,570 --> 00:47:03,660
‫- و بعضی از خاطرات برمی‌گردن...
‫- بحث دیگه از فرمان گذشته

635
00:47:04,160 --> 00:47:07,710
‫مسئله این نیست که
‫یادش اومده از قارچ بدش میاد

636
00:47:07,700 --> 00:47:11,250
‫مسئله اینه که فکر می‌کنه
‫باید یه کاری انجام بده

637
00:47:12,170 --> 00:47:14,050
‫ولی یادش نمیاد چه‌کاریه

638
00:47:15,380 --> 00:47:16,980
‫این نگرانم می‌کنه

639
00:47:20,970 --> 00:47:22,570
‫دوز داروهاش رو دو برابر کن

640
00:47:30,560 --> 00:47:32,160
‫ویتامین‌هاتون

641
00:47:38,610 --> 00:47:40,780
‫اولین جلسه‌ی شورای سیلو

642
00:47:40,780 --> 00:47:42,380
‫چطور بود؟

643
00:47:43,320 --> 00:47:45,560
‫چیزی یادم نمیاد
‫که بخوام باهاش مقایسه‌ش کنم، پس...

644
00:47:46,620 --> 00:47:49,330
‫- خب، امیدوارم امشب بهتر بخوابین
‫- ممنون

645
00:47:49,330 --> 00:47:50,660
‫فردا صبح می‌بینمتون

646
00:47:50,660 --> 00:47:52,260
‫خداحافظ

647
00:47:56,340 --> 00:47:57,940
‫- سلام
‫- سلام

648
00:47:59,210 --> 00:48:00,810
‫سلام تونی

649
00:48:01,130 --> 00:48:03,010
‫- سوپ مخصوص آوردم
‫- خیلی‌خب

650
00:48:03,010 --> 00:48:04,610
‫شنیدم خیلی خوشمزه‌ست

651
00:48:05,390 --> 00:48:07,180
‫هر شب همینو میگی

652
00:48:07,800 --> 00:48:09,220
‫- بیرون منتظر می‌مونم
‫- واقعاً؟

653
00:48:09,220 --> 00:48:11,300
‫اگر دوست نداشتین
‫نودل مرغ براتون میارم

654
00:48:11,310 --> 00:48:12,910
‫باشه. ممنون

655
00:49:49,740 --> 00:49:52,330
‫- اینقدر بدمزه‌ بود؟
‫- تعریفی نداشت

656
00:49:52,870 --> 00:49:54,540
‫- نودل مرغ براتون میارم
‫- نه، نمی‌خواد

657
00:49:54,540 --> 00:49:56,210
‫- گرسنه نیستم
‫- چرا کاسه برعکس...؟

658
00:49:56,210 --> 00:49:58,290
‫می‌خوام اینطوری بهشون نشون بدم
‫طعمش رو دوست نداشتم

659
00:49:58,290 --> 00:50:00,170
‫- باشه چشم، خانم
‫- خیلی‌خب. خداحافظ تونی

660
00:50:00,170 --> 00:50:01,770
‫خداحافظ

661
00:50:29,240 --> 00:50:32,490
‫« می‌خوای حقیقت رو بدونی؟ »

662
00:50:32,570 --> 00:50:35,240
‫« کاسه‌ت رو برعکس کن »

663
00:50:35,330 --> 00:50:38,920
‫« ساعت 2 برو بازار »

664
00:50:39,000 --> 00:50:41,040
‫« اینو بسوزون »

665
00:50:47,700 --> 00:50:55,700
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

666
00:50:55,720 --> 00:51:05,740
<font color="#ffa500"><b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]
<font color="#edff00">Telegram: @BLACKFILMTOP<font color="#ffa500"></font></font></b></font>

667
00:51:05,770 --> 00:51:10,770
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

