1
00:00:00,100 --> 00:00:08,100
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

2
00:00:15,560 --> 00:00:17,160
‫گندش بزنن

3
00:00:42,630 --> 00:00:44,230
‫یالا

4
00:01:49,860 --> 00:01:51,460
‫خیلی‌خب

5
00:02:01,960 --> 00:02:03,560
‫اوه، بیخیال

6
00:02:15,470 --> 00:02:17,070
‫یالا دیگه

7
00:03:51,520 --> 00:03:53,520
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

8
00:03:56,400 --> 00:03:59,280
‫« ســیــلــو »

9
00:03:59,310 --> 00:04:07,310
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

10
00:04:33,820 --> 00:04:35,950
‫« تاسیسات »
‫« پمپ آب زیرزمینی طبقه‌ی 90 »

11
00:05:13,310 --> 00:05:15,690
‫« کوپر »

12
00:05:29,960 --> 00:05:31,560
‫اینجا جای کسیه؟

13
00:05:33,290 --> 00:05:34,890
‫نه

14
00:05:35,130 --> 00:05:36,760
‫بفرما، بشین

15
00:05:41,720 --> 00:05:43,320
‫مرد شجاعی هستی

16
00:05:43,720 --> 00:05:44,720
‫چطور مگه؟

17
00:05:44,720 --> 00:05:46,970
‫معمولاً از بیسکوئیت‌های "مـیـو"
‫به عنوان وزنه استفاده می‌کنیم

18
00:05:47,680 --> 00:05:50,100
‫دو تا از دوستام بعد از گاز زدنشون
‫دندون‌هاشون رو از دست دادن

19
00:05:50,100 --> 00:05:52,730
‫زنم همیشه سعی می‌کنه
‫کاری کنه غذام رو بیشتر بجوم

20
00:05:53,400 --> 00:05:55,000
‫تمرین خوبی بود

21
00:05:57,270 --> 00:05:59,650
‫خب، حالا می‌خوای چیکار کنی؟

22
00:05:59,650 --> 00:06:01,780
‫هرکاری می‌تونم می‌کنم
‫تا به جواب برسم

23
00:06:01,780 --> 00:06:03,380
‫این پایین؟

24
00:06:03,570 --> 00:06:05,950
‫- اصلاً هنوزم کلانتر هستی؟
‫- تا اینکه خلافشو بهم بگن، آره

25
00:06:05,950 --> 00:06:08,620
‫پس عملاً مخفی شدی؟

26
00:06:08,620 --> 00:06:10,220
‫نه

27
00:06:12,960 --> 00:06:14,560
‫شاید

28
00:06:15,880 --> 00:06:19,090
‫خب، در این حین
‫چرا یه مفید انجام نمیدی؟

29
00:06:20,460 --> 00:06:21,750
‫کمکمون کن

30
00:06:21,760 --> 00:06:24,260
‫تا جایی که پیمان اجازه میده

31
00:06:24,260 --> 00:06:25,550
‫یه سوالی برات دارم

32
00:06:25,550 --> 00:06:30,010
‫پیمان در مورد افرادی
‫که با چاقو می‌زنن توی قلب کسی و سعی می‌کنن

33
00:06:30,020 --> 00:06:31,440
‫بندازنش گردن دیگران چی میگه؟

34
00:06:31,430 --> 00:06:33,680
‫- نیاز به مدرک دارم که...
‫- بیخیال شو دیگه لعنتی

35
00:06:33,690 --> 00:06:35,320
‫خودت می‌دونی هیچوقت اثبات نمیشه

36
00:06:36,360 --> 00:06:39,610
‫شهردار و سیمز از دیدن
‫ تلاش‌های رقت‌انگیزت برای اینکه اونا رو

37
00:06:39,610 --> 00:06:41,860
‫به سزای اعمال‌شون برسونی
‫از خنده‌ روده‌بر میشن

38
00:06:42,440 --> 00:06:45,990
‫درحالی‌که واکر، ناکس و من از پل منتهی به
‫بخش قضایی به دار آویخته میشیم

39
00:06:46,910 --> 00:06:48,450
‫بنیان‌گذارها یه فرآیند تعیین کردن

40
00:06:48,450 --> 00:06:50,410
‫- یه فرآیند قانونی عادلانه
‫- بنیان‌گذارها؟

41
00:06:50,410 --> 00:06:54,830
‫تابحال به این فکر کردی که شاید بنیان‌گذارها

42
00:06:54,830 --> 00:06:56,460
‫حالا هر خری که بودن

43
00:06:56,460 --> 00:06:59,500
‫داشتن در مورد همه‌چی
‫عین سگ دروغ می‌گفتن؟

44
00:06:59,500 --> 00:07:01,100
‫نه

45
00:07:02,010 --> 00:07:03,610
‫نه

46
00:07:09,050 --> 00:07:12,800
‫اگر برای نظام حاکم بر امور احترام قائل نشیم
‫همه‌چی از هم می‌پاشه

47
00:07:14,600 --> 00:07:17,440
‫چیزی جز پیمان نداریم

48
00:07:17,440 --> 00:07:19,730
‫اون کلماتیه که بر اساسشون زندگی می‌کنیم

49
00:07:20,400 --> 00:07:25,780
‫بالاخره زمانی می‌رسه که باید قد علم کنی
‫و بگی دارن چرت میگن

50
00:07:42,590 --> 00:07:44,190
‫خیلی‌خب

51
00:08:05,030 --> 00:08:06,630
‫سلام، تو کدوم خری هستی؟

52
00:08:07,110 --> 00:08:08,710
‫لوکاس کایل

53
00:08:09,360 --> 00:08:11,610
‫دست‌راست رئیس بخش فناوری اطلاعات

54
00:08:11,620 --> 00:08:13,370
‫هالند دست راست نداره

55
00:08:13,370 --> 00:08:14,660
‫که یعنی می‌تونی بری گم شی

56
00:08:14,660 --> 00:08:18,580
‫- اوه، نه. من یه...
‫- هی، باادبانه بهت گفتیم

57
00:08:19,630 --> 00:08:21,670
‫می‌خوای به شکل دیگه‌ای بهت بگیم؟

58
00:08:24,710 --> 00:08:25,790
‫آبیه

59
00:08:25,800 --> 00:08:27,400
‫آره، رنگ‌ها رو بلدم

60
00:08:28,800 --> 00:08:29,800
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

61
00:08:29,800 --> 00:08:33,600
‫شهردار هالند ازم خواست
‫توی آپارتمان قاضی یه چیزی پیدا کنم

62
00:08:33,600 --> 00:08:35,680
‫- چی؟
‫- نمی‌تونم بهتون بگم

63
00:08:35,680 --> 00:08:39,350
‫قاضی سیمز بهمون دستور داده
‫همه‌چی رو جمع کنیم و ببریم بخش قضایی

64
00:08:40,060 --> 00:08:41,660
‫نمی‌دونم می‌خواین چی بهش بگین

65
00:08:43,320 --> 00:08:47,070
‫ولی من باید تنها باشم

66
00:08:49,610 --> 00:08:51,210
‫همین الان

67
00:09:43,920 --> 00:09:46,710
‫« نوادگان سالوادور کوئین »

68
00:09:54,640 --> 00:09:56,390
‫« لوکاس کایل »

69
00:10:10,280 --> 00:10:12,360
‫« ترنس پنبروک، 7318 »

70
00:10:12,450 --> 00:10:15,160
‫خب می‌خواین چیکار کنین؟
‫دوباره با اره یه مسیر به سمت بالا باز کنین؟

71
00:10:15,160 --> 00:10:16,990
‫نه، دیروقت میریم

72
00:10:16,990 --> 00:10:19,910
‫از کناره‌ها، با صندلی‌هایی
‫که جولز و کوپ برای ژنراتور استفاده کردن

73
00:10:19,910 --> 00:10:21,370
‫و به‌نحوی

74
00:10:21,370 --> 00:10:24,750
‫با ورود مخفیانه به انبار تدارکات پزشکی
‫بدون اینکه کسی متوجه بشه

75
00:10:24,750 --> 00:10:28,090
‫بدون اینکه لو برین
‫به‌شکل جادویی اوضاع رو درست می‌کنین؟

76
00:10:28,090 --> 00:10:29,590
‫توی همه‌چی کمبود داریم، واک

77
00:10:29,590 --> 00:10:32,260
‫رسیدیم به جایی که برای پانسمان
‫پارچه کهنه پاره می‌کنیم

78
00:10:32,260 --> 00:10:34,050
‫برای بی‌حسی از عرق‌سگی استفاده می‌کنیم

79
00:10:34,050 --> 00:10:35,510
‫اگر دخترت اینجا بود

80
00:10:35,510 --> 00:10:36,930
‫به این کله‌خرها می‌گفت

81
00:10:36,930 --> 00:10:38,720
‫انجام این نقشه احمقانه‌ست

82
00:10:38,720 --> 00:10:41,390
‫- خودت ایده‌ی بهتری داری؟
‫- معلومه که دارم

83
00:10:41,390 --> 00:10:43,680
‫برای گیر آوردن پانسمان
‫نیازی نیست برین انبار تدارکات

84
00:10:43,690 --> 00:10:46,110
‫باید مک‌لین رو برگردونین
‫تا اون بتونه پانسمان گیر بیاره

85
00:10:46,690 --> 00:10:50,860
‫درآوردن مک‌لین از بازداشت 200 درصد
‫سخت‌تر از ورود مخفیانه به تدارکاته

86
00:10:50,860 --> 00:10:52,780
‫احتمالش هیچ اهمیتی برام نداره

87
00:10:52,780 --> 00:10:54,380
‫باید حداقل سعی کنیم

88
00:10:54,910 --> 00:10:57,450
‫خودشو بخاطر ما حیف‌نون‌ها قربانی کرد

89
00:10:57,450 --> 00:10:58,950
‫باید یه ارزشی برای این‌کارش قائل بشیم

90
00:10:58,950 --> 00:11:01,700
‫- معلومه که ارزش قائلیم، ولی...
‫- واسه من اما و ولی نیار لامصب

91
00:11:02,450 --> 00:11:03,910
‫برین این‌کارو انجام بدین

92
00:11:03,910 --> 00:11:06,450
‫بابتش دستگیر بشین
‫و شایدم خودتونو به کشتن بدین

93
00:11:06,460 --> 00:11:07,630
‫و می‌دونین چی میشه؟

94
00:11:07,630 --> 00:11:10,170
‫مک‌لین هنوزم پشت میله‌هاست
‫و دهن‌مون دوبرابر سرویس میشه

95
00:11:10,170 --> 00:11:11,750
‫واک، آخه باید توی این قضیه...

96
00:11:11,760 --> 00:11:14,220
‫می‌دونین چیه؟ از کارگاهم گم شین بیرون

97
00:11:14,220 --> 00:11:17,890
‫برای این بازی‌های احمقانه‌تون
‫برین یه جای دیگه، من کار واقعی دارم

98
00:11:17,890 --> 00:11:20,140
‫- اذیت نکن دیگه، واک!
‫- شنیدین چی گفتم. برین بیرون

99
00:11:30,520 --> 00:11:33,230
‫همه‌مون می‌دونیم مک‌لین
‫چقدر برات اهمیت داره، واک

100
00:11:34,280 --> 00:11:35,880
‫برو!

101
00:11:54,340 --> 00:11:56,050
‫حتماً شوخیت گرفته

102
00:12:46,640 --> 00:12:49,390
‫دو تا از افرادم داشتن
‫وسایل آپارتمان مدوز رو جمع می‌کردن

103
00:12:49,390 --> 00:12:54,100
‫که یهویی لوکاس کایل، اون کثافتی
‫ که من و تو فرستادیم معادن، یهویی رفته داخل

104
00:12:55,280 --> 00:12:57,320
‫کارت شناسایی آبی جدیدش رو نشون داده

105
00:12:57,320 --> 00:12:59,110
‫و گفته از طرف برنارد اومده

106
00:12:59,910 --> 00:13:01,510
‫داره چیکار می‌کنه؟

107
00:13:02,450 --> 00:13:03,930
‫نمی‌دونم

108
00:13:03,950 --> 00:13:06,990
‫و حتی اگر می‌دونستم
‫نمی‌تونستم بهت بگم

109
00:13:08,210 --> 00:13:10,300
‫آخرین باری که چک کردم
‫تو برای بخش قضایی کار می‌کنی

110
00:13:11,710 --> 00:13:16,340
‫و از اونجایی که من قاضی سیمز هستم
‫یعنی برای من کار می‌کنی

111
00:13:17,710 --> 00:13:19,310
‫بیخیال، راب

112
00:13:19,340 --> 00:13:20,900
‫وقتی شغل منو داشتی

113
00:13:20,930 --> 00:13:22,720
‫به قاضی مدوز گزارش می‌دادی؟

114
00:13:23,390 --> 00:13:24,990
بجز روی کاغذ؟

115
00:13:33,690 --> 00:13:34,980
‫واک!

116
00:13:34,980 --> 00:13:37,400
‫صبر کن. هی، وایسا

117
00:13:38,150 --> 00:13:40,400
‫- کجا میری؟
‫- به تو ربطی نداره

118
00:13:41,320 --> 00:13:42,530
‫راستش، داره

119
00:13:42,530 --> 00:13:45,820
‫چون اگر قراره بیشتر از 10 طبقه بری
‫نیاز به محافظت داری

120
00:13:45,830 --> 00:13:47,500
‫یه پیام اومد توی کامپیوترم

121
00:13:48,000 --> 00:13:49,290
‫اونا که پیام‌رسانی رو قطع کردن

122
00:13:49,290 --> 00:13:50,750
‫خب، برای من بازش کردن

123
00:13:50,750 --> 00:13:52,000
‫کی؟

124
00:13:52,000 --> 00:13:53,460
‫بخش تخلیه‌ی آب زیرزمینی

125
00:13:53,460 --> 00:13:55,920
‫درخواست تعمیرات دادن

126
00:13:55,920 --> 00:13:57,960
‫پمپ طبقه‌ی 90 کار نمی‌کنه

127
00:13:57,960 --> 00:14:00,380
‫آخرین باری که اونو تعمیر کردم
‫تو هنوز پوشک پات بود

128
00:14:00,380 --> 00:14:01,880
‫واک، قضیه تله‌ست

129
00:14:01,880 --> 00:14:04,130
‫تضمین کردن می‌تونم
‫به سلامت برم و برگردم

130
00:14:04,140 --> 00:14:07,640
‫کسی که گفتن به دسیسه‌ی
‫قتل قاضی مرتبطه؟

131
00:14:07,640 --> 00:14:10,730
‫گفتن تعمیر پمپ از همه‌چی مهم‌تره

132
00:14:10,730 --> 00:14:12,330
‫هنوزم فکر می‌کنم تله‌ست

133
00:14:12,560 --> 00:14:15,650
‫خب، اگر منو بندازن توی سلول
‫شاید منو بذارن کنار کارلا

134
00:14:16,480 --> 00:14:19,860
‫حداقل چند ساعتی از شماها
‫و نقشه‌های احمقانه‌تون دور میشم

135
00:15:16,750 --> 00:15:18,960
‫- چیه؟
‫- یه سری سوال دارم

136
00:15:18,960 --> 00:15:20,560
‫خوش به حالت

137
00:15:24,170 --> 00:15:25,770
‫نه، نه

138
00:15:30,010 --> 00:15:32,890
‫ببین، به رئیست بگو قبل از پاکسازی بعدی
‫پشم‌هاش به دستش می‌رسه، باشه؟

139
00:15:32,890 --> 00:15:35,560
‫خیلی‌خب. خانم، خانم
‫این قضیه ربطی به پشم نداره

140
00:15:36,900 --> 00:15:39,740
‫قضیه چیزیه که برای سیلو حیاتیه

141
00:15:39,730 --> 00:15:41,330
‫منظورت چیزی مثل پشمه؟

142
00:15:41,610 --> 00:15:43,210
‫در مورد سالوادور کوئینه

143
00:15:44,240 --> 00:15:45,840
‫کسی رو به این اسم نمی‌شناسم

144
00:15:47,320 --> 00:15:50,950
‫خیلی‌خب، ترنس پنبروک اینجا زندگی می‌کنه؟

145
00:15:50,950 --> 00:15:54,330
‫پدرشوهرمه، ولی الان رفته مزارع، پس...

146
00:15:54,330 --> 00:15:56,620
‫خب، پدرشوهرت نواده‌ی مستقیم

147
00:15:56,620 --> 00:15:58,290
‫- سالوادوره...
‫- کیه، جوزی؟

148
00:15:59,630 --> 00:16:01,110
‫از بخش فناوری اطلاعات اومده

149
00:16:01,130 --> 00:16:03,800
‫میگه می‌خواد در مورد
‫سالوادور کوئین باهات صحبت کنه

150
00:16:05,130 --> 00:16:08,090
‫چی می‌خوای در مورد اون حرومزاده بپرسی
‫که همین الانشم نمی‌دونی؟

151
00:16:09,220 --> 00:16:11,010
‫جناب، میشه بیام داخل؟ آخه...

152
00:16:11,010 --> 00:16:13,680
‫نه، نه، نه، باید برم سراغ گوسفندها
‫همین الانشم دیرم شده

153
00:16:13,680 --> 00:16:18,850
‫جناب، جناب، فکر نکنم
‫خوب به این نگاه کردین

154
00:16:19,520 --> 00:16:21,120
‫که چه رنگیه

155
00:16:22,400 --> 00:16:26,360
‫می‌خواین به زور ببرنتون بالا
‫و رسماً ازتون بازجویی بشه؟

156
00:16:31,240 --> 00:16:32,840
‫ممنون

157
00:16:36,710 --> 00:16:38,960
‫شما پشم رو برای پاکسازی درست می‌کنین، ها؟

158
00:16:38,960 --> 00:16:41,880
‫بله آقا. چهار نسله کارمون همینه

159
00:16:42,460 --> 00:16:44,290
‫برندون نسل پنجمه

160
00:16:44,300 --> 00:16:46,090
‫البته کارمون بیشتر از ایناست

161
00:16:46,090 --> 00:16:49,300
‫ملافه هم درست می‌کنیم
‫ولی بیشتر برای ساکنین طبقات بالا

162
00:16:49,300 --> 00:16:50,380
‫چی می‌خوای؟

163
00:16:50,390 --> 00:16:54,480
‫یکی از وسایل بخش بایگانی
‫فناوری اطلاعات مفقود شده

164
00:16:54,470 --> 00:16:56,850
‫وسیله‌ای که آقای کوئین بدون اجازه برداشت

165
00:16:56,850 --> 00:17:00,440
‫و عقیده داریم هنوز هم دست نوادگان ایشونه

166
00:17:02,650 --> 00:17:04,250
‫هیچی در این مورد نمی‌دونم

167
00:17:04,690 --> 00:17:06,170
‫نه؟

168
00:17:06,190 --> 00:17:08,820
‫نه کاغذی هست...؟

169
00:17:10,570 --> 00:17:12,170
‫نه عتیقه‌ای؟

170
00:17:12,780 --> 00:17:14,380
‫- نه کتابی؟
‫- کتاب؟

171
00:17:15,370 --> 00:17:17,660
‫تمام کتاب‌ها توی شورش نابود شدن

172
00:17:17,660 --> 00:17:20,200
‫و اصلاً چرا باید چیزی از
‫ وسایل اونو نگه داریم؟

173
00:17:20,210 --> 00:17:24,800
‫اسم سالوادور کوئین چیزی جز
‫شرم و بی‌آبرویی برای این خانواده نداشته

174
00:17:24,800 --> 00:17:29,390
‫حرفتو باور می‌کنم
‫و ای‌کاش همین کافی بود

175
00:17:31,050 --> 00:17:33,840
‫ولی متاسفانه باید
‫یه تیم جستجوی بخش قضایی رو خبر کنم بیاد

176
00:17:33,850 --> 00:17:36,430
‫- چی؟ نه. ما هیچی نداریم
‫- هی، یه لحظه وایسا

177
00:17:36,430 --> 00:17:39,000
‫خیلی‌خب، پس شاید بهتر باشه

178
00:17:39,030 --> 00:17:41,600
‫با دقت بگردین تا مطمئن بشین

179
00:17:42,190 --> 00:17:44,530
‫میرم یه قهوه بخورم و بعدش برمی‌گردم

180
00:17:44,520 --> 00:17:46,940
‫بیخیال بابا. ما هیچی نداریم

181
00:17:59,370 --> 00:18:00,970
‫هی!

182
00:18:03,130 --> 00:18:04,730
‫میشه یه توصیه‌ای بهت بکنم؟

183
00:18:05,090 --> 00:18:06,840
‫جناب، همونطور که بهتون توضیح دادم...

184
00:18:06,840 --> 00:18:09,720
‫خیلی وقت نیست
‫که این کارت شناسایی رو داری، مگه نه؟

185
00:18:11,300 --> 00:18:14,640
‫می‌بینم که بدجوری سعی می‌کنی
‫خودتو گردن‌کلفت نشون بدی

186
00:18:14,640 --> 00:18:17,310
‫ولی تو همچین آدمی نیستی

187
00:18:18,850 --> 00:18:20,520
‫آدمای گردن‌کلفت واقعی

188
00:18:21,310 --> 00:18:23,270
‫حرف چندانی نمی‌زنن

189
00:18:26,270 --> 00:18:28,400
‫ما در مورد سالوادور کوئین حرف نمی‌زنیم

190
00:18:30,070 --> 00:18:32,860
‫خانواده‌م مدت‌ها پیش
‫از شر اون اسم خلاص شد

191
00:18:32,860 --> 00:18:33,940
‫باشه

192
00:18:33,950 --> 00:18:38,660
‫می‌دونی چرا پشم‌ها رو
‫برای پاکسازی درست می‌کنیم؟

193
00:18:39,240 --> 00:18:40,450
‫نه، چرا؟

194
00:18:40,450 --> 00:18:44,450
‫الان 140 سال گذشته
‫و ما هنوزم داریم سعی می‌کنیم

195
00:18:44,460 --> 00:18:48,420
‫ارتباطمون با مردی که نزدیک بود
‫سیلو رو نابود کنه رو جبران کنم

196
00:18:58,430 --> 00:19:00,470
‫میراث ناکامی کوئین ادامه داره

197
00:19:01,100 --> 00:19:02,700
‫خانواده‌ش نتونستن هیچ کمکی بهم بکنن

198
00:19:03,230 --> 00:19:06,820
‫سالوادور کوئین ناکام نموند

199
00:19:07,690 --> 00:19:11,110
‫به شورشی‌ها اجازه داد سرورها رو پاک کنن
‫و کتاب‌ها رو بسوزونن

200
00:19:11,110 --> 00:19:15,370
‫این چیزیه که بهمون گفتن
‫ولی حقیقت این نیست

201
00:19:17,120 --> 00:19:19,750
‫سالوادور کوئین سیلو رو نجات داد

202
00:19:20,660 --> 00:19:24,620
‫قبل از اون، هر 20 سال و خرده‌ای
‫یه شورش اتفاق میفتاد

203
00:19:25,790 --> 00:19:28,920
‫و در هر شورش خطر باز شدن
‫در منتهی به بیرون

204
00:19:28,920 --> 00:19:30,960
‫و مرگ 10 هزار نفر وجود داشت

205
00:19:32,050 --> 00:19:34,680
‫کوئین متوجه شد بخشی از مشکل

206
00:19:35,220 --> 00:19:38,770
‫اینه که مردم از وجود
‫شورش‌های قبلی باخبرن

207
00:19:39,430 --> 00:19:44,310
‫پس یه راه‌حل ریشه‌ای به ذهنش رسید
‫که سیلو رو از تاریخچه‌ش جدا کنه

208
00:19:45,020 --> 00:19:47,020
‫ارتباط به سرورها رو قطع کرد

209
00:19:47,810 --> 00:19:49,410
‫کتاب‌ها رو جمع‌آوری کرد

210
00:19:50,860 --> 00:19:52,530
‫بعد تقصیر رو انداخت گردن شورشی‌ها

211
00:19:52,530 --> 00:19:55,450
‫پس چرا کسی نمی‌دونست
‫که همچین کاری کرده؟

212
00:19:55,450 --> 00:19:57,910
‫- قطعاً یکی بوده که...
‫- یه چیزی وارد آب کرد

213
00:19:58,450 --> 00:20:00,030
‫یه ماده‌ی شیمیایی

214
00:20:00,030 --> 00:20:02,280
‫یه دارو که باعث شد فراموش کنیم

215
00:20:02,870 --> 00:20:04,660
‫البته نه همه‌چی بصورت همزمان

216
00:20:04,660 --> 00:20:08,660
‫در طی هفته‌ها و ماه‌ها و سال‌ها

217
00:20:10,460 --> 00:20:12,880
‫و نتیجه‌ی این‌کارش...

218
00:20:14,720 --> 00:20:17,310
‫دوره‌ی 140 ساله‌ی صلح و آرامش بوده

219
00:20:20,890 --> 00:20:22,490
‫تا الان

220
00:20:52,500 --> 00:20:54,100
‫یا خدا

221
00:20:54,590 --> 00:20:56,590
‫مزه‌ی زیربغل برادرمو میده

222
00:20:58,720 --> 00:21:01,930
‫نمی‌پرسم از کجا می‌دونی
‫زیربغل برادرت چه طعمی میده

223
00:21:01,930 --> 00:21:03,720
‫ولی هنوزم باید بخوریش

224
00:21:03,720 --> 00:21:05,050
‫اصلاً چی توشه؟

225
00:21:05,060 --> 00:21:08,400
‫یه دستورپخت قدیمیه
‫که نسل به نسل توی خانواده‌مون بوده

226
00:21:08,390 --> 00:21:10,390
‫شاید حتی از دوران قدیم تا الان

227
00:21:10,400 --> 00:21:13,240
‫ظاهراً تو و شوهرت
‫چیزای زیادی در مورد دوران قدیم می‌دونین

228
00:21:19,820 --> 00:21:21,420
‫چطور مگه؟

229
00:21:21,820 --> 00:21:23,420
‫اون کاغذ رو نشونم داد...

230
00:21:25,200 --> 00:21:26,800
‫که توش پر از درخت بود...

231
00:21:28,000 --> 00:21:29,600
‫پر از گیاه بود

232
00:21:35,630 --> 00:21:37,230
‫نظر تو در موردش چی بود؟

233
00:21:37,920 --> 00:21:39,520
‫خیلی خاص بود

234
00:21:41,130 --> 00:21:42,730
‫آره، خیلی خاص بود

235
00:21:59,780 --> 00:22:01,380
‫هی!

236
00:22:01,530 --> 00:22:04,530
‫نمی‌دونم کجایی
‫و برامم مهم نیست، باشه؟

237
00:22:05,330 --> 00:22:07,960
‫ولی مردی که با خودت بردی
‫چیزی داره که بهش نیاز دارم

238
00:22:18,130 --> 00:22:19,730
‫وایسا!

239
00:22:22,760 --> 00:22:24,600
‫مردی که بردی
‫چیزی دستشه که بهش نیاز دارم!

240
00:22:24,600 --> 00:22:25,770
‫- من کشتمش...
‫- چی؟

241
00:22:25,760 --> 00:22:27,720
‫و اگر نری پی کارت تو رو هم می‌کشم

242
00:22:27,720 --> 00:22:30,600
‫نه، نه، نه، نه، گوش کن
‫گوش کن، بذار باهاش صحبت کنم

243
00:22:31,230 --> 00:22:32,830
‫بهت هشدار دادم

244
00:23:06,930 --> 00:23:08,640
‫سلام، غریبه

245
00:23:08,640 --> 00:23:09,930
‫کمیل

246
00:23:09,930 --> 00:23:12,260
‫یه قهوه لطفاً، هرموقع فرصت کردی
‫بدون شیر

247
00:23:12,270 --> 00:23:13,750
‫باشه چشم

248
00:23:13,770 --> 00:23:16,100
‫خب، حتماً حسابی غرق کاری

249
00:23:16,100 --> 00:23:17,520
‫شب و روز مشغولی

250
00:23:17,520 --> 00:23:19,120
‫عملاً شبانه‌روزی دارم کار می‌کنم

251
00:23:19,570 --> 00:23:21,170
‫مطمئنم برای مارسی خیلی سخته

252
00:23:21,820 --> 00:23:23,950
‫آره، خوب می‌دونم
‫این ساعات کاریت چقدر سخته

253
00:23:25,320 --> 00:23:28,490
‫فکر اینکه بالاخره کی قراره
‫"راب" بیاد خونه آسون نبود

254
00:23:28,490 --> 00:23:30,090
‫یا اصلاً قراره برگرده خونه یا نه

255
00:23:30,580 --> 00:23:33,580
‫مارسا شکایتی نمی‌کنه... البته نه چندان

256
00:23:34,750 --> 00:23:37,630
‫یادمه وقتی دو نفری
‫برای شام اومدین خونه‌مون

257
00:23:38,290 --> 00:23:39,890
‫تازه با هم دوست شده بودین

258
00:23:40,210 --> 00:23:42,130
‫آره، همون‌موقع فهمیدم دختر پوست‌کلفتیه

259
00:23:42,130 --> 00:23:43,730
‫آره هست

260
00:23:44,510 --> 00:23:47,550
‫می‌دونستی اون اولین باری بود
‫که راب یکی از مامورهاش رو دعوت کرد خونه‌‌؟

261
00:23:47,550 --> 00:23:50,010
‫و حالا چی؟ یه بچه تو راه دارین

262
00:23:50,510 --> 00:23:51,680
‫دو ماه دیگه به‌دنیا میاد

263
00:23:51,680 --> 00:23:53,280
‫فوق العاده‌ست

264
00:23:53,980 --> 00:23:55,580
‫یه موهبته

265
00:23:55,940 --> 00:23:59,860
‫ولی، نگران آینده‌ی بچه‌هامونم

266
00:24:01,860 --> 00:24:04,240
‫- متوجه نمیشم منظورت چیه
‫- اوضاع از کنترل خارج شده

267
00:24:04,780 --> 00:24:06,410
‫خودت بیشتر از همه می‌تونی اینو ببینی

268
00:24:06,410 --> 00:24:08,040
‫به‌زودی همه‌چی رو حل می‌کنیم

269
00:24:08,030 --> 00:24:09,660
‫تقصیر اون مکانیک‌های لعنتی اعماق سیلو...

270
00:24:09,660 --> 00:24:11,370
‫اونا اوضاع رو آسون‌تر نمی‌کنن

271
00:24:12,950 --> 00:24:14,660
‫ولی مشکل اصلی فناوری اطلاعات نیست؟

272
00:24:16,250 --> 00:24:17,960
‫نه، فکر نکنم

273
00:24:18,710 --> 00:24:21,300
‫دست‌راست شهردار کسیه که

274
00:24:21,300 --> 00:24:24,090
‫چند روز پیش داشت توی معادن سنگ خرد می‌کرد

275
00:24:24,670 --> 00:24:26,760
‫و ما فقط چند لحظه
‫با یه شورش تمام عیار فاصله داریم

276
00:24:27,380 --> 00:24:31,260
‫- برنارد می‌دونه داره چیکار می‌کنه
‫- امیدوارم، ولی مردم دچار تردید شدن

277
00:24:31,260 --> 00:24:34,220
‫توی تمام طبقات، نه فقط طبقات پایینی

278
00:24:35,230 --> 00:24:39,230
‫من فقط دارم وظیفه‌مو انجام میدم
‫همونطور که شوهرت داره وظیفه‌شو انجام میده

279
00:24:43,570 --> 00:24:45,450
‫اگر مراقب نباشیم همه‌مون می‌میریم

280
00:24:46,200 --> 00:24:48,870
‫شوهرم به فکر خیر و صلاح سیلوئه

281
00:24:48,860 --> 00:24:50,460
‫مطمئناً خودت اینو می‌دونی

282
00:24:51,990 --> 00:24:55,290
‫ازت می‌خواد بفهمی
‫دست‌راست برنارد مشغول چه کاریه

283
00:24:56,370 --> 00:24:57,970
‫حتی اگرم می‌خواستم کمک کنم...

284
00:25:00,080 --> 00:25:01,960
‫- اگر برنارد بفهمه...
‫- یه چیز

285
00:25:03,800 --> 00:25:05,400
‫فقط داره یه چیز ازت می‌خواد

286
00:25:06,340 --> 00:25:09,220
‫- رد لوکاس کایل رو بگیر
‫- سوگند وفاداری خوردم، کمیل

287
00:25:10,090 --> 00:25:12,470
‫درست مثل همه‌مون، از جمله قاضی سیمز

288
00:25:12,470 --> 00:25:14,140
‫فقط به یک نفر سوگند وفاداری نخوردی

289
00:25:15,720 --> 00:25:17,320
‫به کل سیلو سوگند وفاداری خوردی

290
00:25:17,980 --> 00:25:19,730
‫و الان، مردم سیلو بهت نیاز دارن

291
00:25:21,980 --> 00:25:22,980
‫باید برم

292
00:25:22,980 --> 00:25:24,580
‫ببخشید

293
00:25:51,300 --> 00:25:52,900
‫آقای شهردار

294
00:25:53,550 --> 00:25:55,260
‫شنیدم پمپ نیاز به تعمیر داره

295
00:25:56,310 --> 00:25:57,910
‫دیگه نداره

296
00:26:02,440 --> 00:26:03,690
‫چه راحت درست شد

297
00:26:03,690 --> 00:26:05,290
‫شنیدم می‌خواستی منو ببینی

298
00:26:06,650 --> 00:26:08,250
‫چرا همچین فکری کردی؟

299
00:26:08,570 --> 00:26:11,110
‫به عنوان مثال، دوربینت رو دوباره روشن کردی

300
00:26:11,110 --> 00:26:12,710
‫اون...

301
00:26:13,320 --> 00:26:14,920
‫اون اشتباه بود

302
00:26:15,160 --> 00:26:18,710
‫خب، آخه می‌دونی چیه
‫اینو به حساب یه دعوت گذاشتم

303
00:26:18,700 --> 00:26:22,700
‫دعوت به چی؟ که با هم گپ بزنیم؟
‫چون رفقای خیلی خوبی هستیم؟

304
00:26:22,710 --> 00:26:24,310
‫تمام اینا، آره

305
00:26:24,840 --> 00:26:29,680
‫ولی امیدوار بودم فرصتی
‫برای مذاکره پیدا کنیم

306
00:26:57,910 --> 00:26:59,510
‫در بیا دیگه

307
00:28:09,520 --> 00:28:10,520
‫« قاضی سیمز »

308
00:28:14,360 --> 00:28:16,440
‫« وقتی به اومدنتون
‫به مراسم ختم پدرم فکر می‌کنم »

309
00:28:16,450 --> 00:28:17,740
‫« انگار مال مدت‌ها پیشه »

310
00:28:17,740 --> 00:28:19,910
‫« بعضی اوقات به این فکر می‌کنم
‫که اون درخت سیب کوچیک چقدر رشد کرده »

311
00:28:19,910 --> 00:28:21,000
‫« ر. آموندسن »

312
00:28:34,170 --> 00:28:36,090
‫سعی کردم از میوه‌ی این درخت بخورم

313
00:28:36,970 --> 00:28:38,570
‫ولی لامصب بدجوری تلخه

314
00:28:38,800 --> 00:28:41,550
‫گمونم منطقیه، از بس بابام
‫آدم تلخ و نچسبی بود

315
00:28:43,810 --> 00:28:46,350
‫لوکاس کایل رو ردیابی کردم

316
00:28:46,890 --> 00:28:48,390
‫خیلی ازت ممنونم

317
00:28:48,400 --> 00:28:50,740
‫از آپارتمان قاضی مدوز
‫رفت به یه آپارتمان توی طبقات میانی

318
00:28:50,730 --> 00:28:52,810
‫که ترنس پنبروک اونجا اقامت داره

319
00:28:52,820 --> 00:28:54,650
‫- بعد رفت دفتر برنارد
‫- چیکار می‌کرد؟

320
00:28:54,650 --> 00:28:56,820
‫دنبال یه چیزی می‌گشت. یه کتاب

321
00:28:56,820 --> 00:28:58,450
‫که متعلق به سالوادور کوئین بوده

322
00:28:59,280 --> 00:29:01,030
‫- چه کتابی؟
‫- نمی‌دونم

323
00:29:01,030 --> 00:29:02,110
‫فکر نکنم خودشم بدونه

324
00:29:02,120 --> 00:29:03,620
‫الان کجاست؟

325
00:29:03,620 --> 00:29:05,540
‫روی پله‌هاست، داره میره پایین

326
00:29:05,540 --> 00:29:07,170
‫خب، وقتی رسید بهم بگو کجاست...

327
00:29:07,160 --> 00:29:08,410
‫نه

328
00:29:08,420 --> 00:29:10,760
‫و اینقدر زنت رو نفرست
‫که ازم بخواد بهت لطف کنم

329
00:29:12,040 --> 00:29:15,710
‫این‌کارو برات کردم، قاضی سیمز
‫همین یه بار...

330
00:29:17,720 --> 00:29:19,320
‫چون در این حد بهت مدیونم

331
00:29:20,340 --> 00:29:22,630
‫ولی دیگه تمومه

332
00:29:37,400 --> 00:29:40,030
‫این "مک‌لین"ـ‌ت خیلی یک‌دنده‌ست

333
00:29:40,030 --> 00:29:41,630
‫تازه کجاشو دیدی

334
00:29:42,240 --> 00:29:45,280
‫ولی تحمل بازداشت برای اکثر آدما آسون نیست

335
00:29:45,950 --> 00:29:47,580
‫بخصوص کسی با سن و سال اون

336
00:29:49,000 --> 00:29:51,040
‫نمی‌دونم تا کی می‌تونه دووم بیاره

337
00:29:51,040 --> 00:29:52,710
‫پس آزادش کن

338
00:29:52,710 --> 00:29:54,420
‫- خب....
‫- نه، جدی میگم

339
00:29:54,420 --> 00:29:57,130
‫چرا داری سربه‌سر دو تا پیرزن می‌ذاری

340
00:29:57,130 --> 00:29:59,840
‫که از قضا در یه زمان اشتباه
‫در یه مکان اشتباه بودن؟

341
00:29:59,840 --> 00:30:01,050
‫بیخیال بابا

342
00:30:01,050 --> 00:30:03,470
‫خودت خوب می‌دونی قضیه این نبوده

343
00:30:04,680 --> 00:30:08,100
‫خب، گمونم اگر واقعاً چیزی می‌دونستی

344
00:30:08,100 --> 00:30:10,020
‫مجبور نبودی اینطوری مسخره‌بازی دربیاری

345
00:30:10,730 --> 00:30:13,400
‫بنظرم نمی‌دونی باید چیکار کنی
‫یا از کجا شروع کنی

346
00:30:13,400 --> 00:30:16,650
‫و داری تیری در تاریکی می‌اندازی
‫به این امید که به هدف بخوره

347
00:30:16,650 --> 00:30:19,360
‫دارم سعی می‌کنم
‫سیلو رو نجات بدم، مارتا

348
00:30:20,530 --> 00:30:22,910
‫و مجبورم برای این‌کار
‫به هر کاری دست بزنم

349
00:30:22,910 --> 00:30:24,830
‫خب، صدآفرین به تو

350
00:30:24,830 --> 00:30:29,380
‫کاری که بخش مکانیکی داره انجام میده
‫بخوام روراست بگم، همه‌مونو به کشتن میده

351
00:30:29,370 --> 00:30:30,790
‫تو اینطور میگی

352
00:30:30,790 --> 00:30:32,910
‫آره میگم، و اینم میگم

353
00:30:32,930 --> 00:30:35,050
‫که قبل از اینکه بذارم همچین اتفاقی بیفته

354
00:30:35,880 --> 00:30:37,760
‫زنت اونقدر زجر می‌کشه

355
00:30:37,750 --> 00:30:40,130
‫که حتی فکرشم نمی‌کرد امکان‌پذیر باشه

356
00:30:40,760 --> 00:30:42,360
‫نمی‌میره

357
00:30:42,590 --> 00:30:45,620
‫ولی به درگاه بنیان‌گذارها التماس می‌کنه

358
00:30:45,640 --> 00:30:46,720
‫که بذارن بمیره

359
00:30:46,720 --> 00:30:48,320
‫لطفاً این‌کارو نکن

360
00:30:49,310 --> 00:30:51,060
‫نمی‌خوام زیادی شلوغش کنم

361
00:30:52,770 --> 00:30:56,730
‫ولی جونش توی دست‌های توئه

362
00:30:59,230 --> 00:31:00,690
‫چی می‌خوای؟

363
00:31:00,690 --> 00:31:02,260
‫اگر کسی رو داشتم

364
00:31:02,280 --> 00:31:05,030
‫که بتونه پیشاپیش بهم خبر بده

365
00:31:05,030 --> 00:31:08,780
‫گروه شورشی کوچیک‌تون چه نقشه‌ای داره

366
00:31:08,790 --> 00:31:13,170
‫شاید بتونم اوضاع رو به حالت عادی برگردونم

367
00:31:16,790 --> 00:31:18,390
‫سلام

368
00:31:19,840 --> 00:31:21,800
‫- سلام
‫- کلیر کجاست؟

369
00:31:22,420 --> 00:31:25,130
‫- خوابه
‫- ای بابا، اینقدر دیر شده؟

370
00:31:29,600 --> 00:31:31,200
‫همه‌چی مرتبه؟

371
00:31:36,560 --> 00:31:38,160
‫راستشو بخوای، نه

372
00:31:39,480 --> 00:31:41,080
‫چیه؟

373
00:31:42,150 --> 00:31:43,320
‫چی شده؟

374
00:31:43,320 --> 00:31:45,160
‫امروز برای پاتریک کندی غذا بردم

375
00:31:46,820 --> 00:31:48,110
‫خیلی‌خب

376
00:31:48,120 --> 00:31:51,710
‫یه صفحه از یه کتاب
‫که در دوران قدیم ساخته شده بود نشونش دادی

377
00:31:52,700 --> 00:31:54,300
‫حقیقت داره؟

378
00:31:55,580 --> 00:31:58,080
‫باید می‌دونستم
‫نمی‌تونه دهنشو بسته نگه داره

379
00:31:58,090 --> 00:31:59,690
‫حقیقت داره؟

380
00:32:00,710 --> 00:32:03,130
‫- آره
‫- و به امثال اون نشون دادی و به من ندادی؟

381
00:32:03,130 --> 00:32:04,710
‫نباید به هیچکس نشونش می‌دادم

382
00:32:04,720 --> 00:32:06,720
‫ولی نیاز داشتم بهم بگه...

383
00:32:06,720 --> 00:32:08,350
‫دلیلش برام مهم نیست!

384
00:32:08,970 --> 00:32:11,390
‫چرا چیزی به این مهمی رو

385
00:32:11,390 --> 00:32:14,390
‫- به من نشون ندادی؟
‫- چون خطرناکه

386
00:32:14,390 --> 00:32:16,640
‫برام مهم نیست چقدر خطرناکه!

387
00:32:22,150 --> 00:32:23,750
‫حقیقت داره...

388
00:32:25,700 --> 00:32:29,790
‫که بیرون از اینجا
‫دنیایی زیبا وجود داشته؟

389
00:32:34,160 --> 00:32:35,760
‫بهم نشونش بده

390
00:32:37,170 --> 00:32:39,050
‫- کتلین، تو...
‫- بهم نشونش بده!

391
00:33:11,160 --> 00:33:14,250
‫یه کتاب پر از عکس وجود داره

392
00:33:17,410 --> 00:33:19,010
‫پر از آدما

393
00:33:19,290 --> 00:33:20,890
‫آسمون

394
00:33:21,380 --> 00:33:22,980
‫حیوانات

395
00:33:23,590 --> 00:33:25,190
‫بچه‌ها

396
00:33:29,180 --> 00:33:30,810
‫چه اتفاقی افتاد، پاول؟

397
00:33:31,430 --> 00:33:33,030
‫نمی‌دونم

398
00:33:35,270 --> 00:33:36,870
‫نمی‌دونم

399
00:33:39,480 --> 00:33:41,400
‫نمی‌دونم چیکار کنم، عزیزم...

400
00:33:44,530 --> 00:33:46,130
‫نمی‌دونم چیکار کنم

401
00:33:49,570 --> 00:33:51,660
‫بابت دفعه‌ی قبلی که اومدم عذر می‌خوام

402
00:33:53,780 --> 00:33:57,990
‫می‌خوام چیزی رو بفهمم
‫و خیلی قضیه‌ی مهمیه، ولی...

403
00:34:00,000 --> 00:34:02,380
‫ولی این رفتارم رو توجیه نمی‌کنه

404
00:34:05,920 --> 00:34:07,920
‫حقیقت اینه که
‫بچه‌ی طبقات پایینی بخش میانی هستم

405
00:34:07,920 --> 00:34:11,920
‫و شانس آوردم که این شغل
‫و یه کارت شناسایی باکلاس گیرم اومده

406
00:34:11,930 --> 00:34:13,220
‫و...

407
00:34:13,220 --> 00:34:17,560
‫و به اشتباه با خودم فکر کردم
‫شاید آدم خاصی هستم

408
00:34:18,230 --> 00:34:20,650
‫ولی نیستم

409
00:34:21,980 --> 00:34:23,580
‫به هیچ عنوان

410
00:34:25,400 --> 00:34:28,950
‫سالوادور کوئین، آدم خاصی بوده

411
00:34:29,950 --> 00:34:32,490
‫- یه قهرمان بوده
‫- می‌دونستم

412
00:34:32,490 --> 00:34:34,070
‫بهمون دروغ نگو، پسر

413
00:34:34,070 --> 00:34:39,330
‫جناب، ای‌کاش می‌تونستم بهتون بگم
‫از کجا اینو می‌دونم، ولی نمی‌تونم

414
00:34:39,960 --> 00:34:42,090
‫و شاید براتون سخت باشه که بهم اعتماد کنین

415
00:34:42,100 --> 00:34:43,910
‫از بس دفعه‌ی قبلی عوضی‌بازی درآوردم

416
00:34:43,920 --> 00:34:48,930
‫ولی دارم بهتون میگم
‫اون سیلو رو نجات داد

417
00:34:50,800 --> 00:34:54,350
‫وقتی قاضی مدوز اومد دیدنمون
‫سعی کرد همینو بهمون بگه

418
00:34:56,930 --> 00:34:59,230
‫قاضی مدوز اومد اینجا؟

419
00:35:00,600 --> 00:35:02,200
‫کی؟

420
00:35:02,390 --> 00:35:04,980
‫سال‌ها پیش، قبل از تولد برندون

421
00:35:04,980 --> 00:35:07,190
‫فکر کنم قبل از اینکه قاضی بشه

422
00:35:07,190 --> 00:35:09,400
‫چی می‌خواست؟

423
00:35:13,490 --> 00:35:15,090
‫کتاب

424
00:35:15,200 --> 00:35:16,580
‫مثل تو

425
00:35:16,580 --> 00:35:18,210
‫براش مهم نبود عتیقه‌ن یا نه

426
00:35:18,830 --> 00:35:20,870
‫گفت توی هیچ دردسری نمیفتیم

427
00:35:20,870 --> 00:35:23,580
‫اونم مثل تو یه کارت شناسایی آبی داشت

428
00:35:24,210 --> 00:35:26,710
‫گفت حاضره یه معامله بکنه

429
00:35:26,710 --> 00:35:29,590
‫- و شما...
‫- برندون

430
00:35:46,100 --> 00:35:49,230
‫کتاب‌هایی که با اینا عوض کردین چی بودن؟

431
00:35:49,230 --> 00:35:50,830
‫یه کتاب بیشتر نبود

432
00:35:50,900 --> 00:35:52,480
‫یه نسخه‌ی قدیمی از پیمان بود

433
00:35:52,490 --> 00:35:53,950
‫مال کوئین بود

434
00:35:53,950 --> 00:35:55,990
‫حداقل اسمش توش نوشته شده بود

435
00:35:55,990 --> 00:35:57,590
‫همین، ها؟

436
00:35:57,620 --> 00:35:59,220
‫فقط همینو می‌خواست

437
00:35:59,410 --> 00:36:01,010
‫دیگه هیچوقت ندیدیمش

438
00:36:02,700 --> 00:36:06,450
‫حقیقت داره که دو تا مکانیک کشتنش؟

439
00:36:08,000 --> 00:36:09,600
‫اینطور میگن

440
00:36:10,750 --> 00:36:12,350
‫من نمی‌دونم

441
00:36:12,800 --> 00:36:14,400
‫ممنون

442
00:36:18,350 --> 00:36:22,350
‫به این دلخوش باش
‫که 10 هزار نفر از شهروندان این سیلو

443
00:36:22,350 --> 00:36:25,140
‫بابت همکاریت ازت ممنونن

444
00:36:27,600 --> 00:36:29,200
‫میشه حالا ببینمش؟

445
00:36:29,610 --> 00:36:30,990
‫معلومه

446
00:36:30,980 --> 00:36:32,580
‫مرده و حرفش

447
00:37:39,050 --> 00:37:40,650
‫همینجاست

448
00:37:41,390 --> 00:37:42,990
‫یالا

449
00:37:43,260 --> 00:37:44,860
‫بیا

450
00:37:50,650 --> 00:37:52,690
‫- بن، تو برو سراغ داروها
‫- باشه

451
00:37:52,690 --> 00:37:54,290
‫سارا، تو برو سراغ پانسمان...

452
00:38:09,250 --> 00:38:10,850
‫باهاش چیکار کردین؟

453
00:38:11,670 --> 00:38:13,840
‫بهتره بگی خودش با خودش چیکار کرده

454
00:38:16,260 --> 00:38:17,860
‫کارلا!

455
00:38:18,720 --> 00:38:19,850
‫کارلا!

456
00:38:19,840 --> 00:38:21,440
‫صداتو نمی‌شنوه

457
00:38:26,470 --> 00:38:28,850
‫گفتم می‌تونی ببینیش، و حالا دیدیش

458
00:38:29,560 --> 00:38:32,190
‫- چی؟
‫- می‌تونی ببینی که زنده‌ست

459
00:38:32,190 --> 00:38:33,940
‫و اگر می‌خوای زنده بمونه

460
00:38:33,940 --> 00:38:36,610
‫باید توی اعماق سیلو
‫چشم و گوش من باقی بمونی

461
00:38:37,280 --> 00:38:39,030
‫مگه نگفتی مرده و حرفش؟

462
00:38:39,900 --> 00:38:41,440
‫این قول رو بهت میدم

463
00:38:41,450 --> 00:38:45,250
‫اگر همینطوری همکاری کنی
‫هیچ آسیبی بهش نمی‌رسه

464
00:38:45,950 --> 00:38:49,410
‫و وقتی این گندکاری جمع شد

465
00:38:50,540 --> 00:38:54,630
‫دوباره می‌تونی کنار عشق حقیقیت باشی

466
00:38:56,750 --> 00:38:59,040
‫خیلی حرومزاده‌ای، مگه نه؟

467
00:39:00,220 --> 00:39:01,820
‫باشه یا نه؟

468
00:39:06,390 --> 00:39:07,990
‫باشه، لعنتی

469
00:39:08,560 --> 00:39:10,770
‫- باشه
‫- خوبه

470
00:39:13,100 --> 00:39:14,700
‫و...

471
00:39:15,610 --> 00:39:17,450
‫قضیه این نیست که بهت اعتماد ندارم...

472
00:39:18,190 --> 00:39:19,320
‫راستشو بخوای، ندارم

473
00:39:19,320 --> 00:39:22,950
‫ولی چشم‌ها و گوش‌هایی
‫در اعماق سیلو دارم

474
00:39:22,950 --> 00:39:27,660
‫که مطمئن میشن سر حرفت می‌مونی

475
00:39:28,790 --> 00:39:33,460
‫و ازت می‌خوام دوباره دوربینت رو روشن کنی

476
00:39:34,290 --> 00:39:37,960
‫و تا پایان این جریانات
‫باید توی کارگاهت بمونی

477
00:39:47,890 --> 00:39:49,600
‫« پیمان بین بنیان‌گذارها و شهروندان سیلو »

478
00:39:49,600 --> 00:39:50,680
‫« سالوادور کوئین »

479
00:40:05,700 --> 00:40:07,300
‫خیلی‌خب

480
00:40:27,550 --> 00:40:29,150
‫لعنتی!

481
00:40:44,440 --> 00:40:46,780
‫جلو رفته...

482
00:40:48,490 --> 00:40:52,660
‫بیست قـ... بیست قدم...

483
00:40:52,660 --> 00:40:55,910
‫بیست قدم به جلو... به جلو رفته

484
00:40:55,910 --> 00:40:59,750
‫بیست قدم به جلو رفته، و سپس دو

485
00:41:05,920 --> 00:41:07,520
‫صفحه‌ی 99

486
00:41:08,800 --> 00:41:10,400
‫یالا

487
00:41:10,600 --> 00:41:12,200
‫یالا، لوکاس

488
00:41:27,240 --> 00:41:31,080
‫"اگر تا اینجا رسیدی، پس می‌دونی
‫که این بازی از بیخ و بن ناعادلانه‌ست"

489
00:41:41,920 --> 00:41:44,300
‫مامورهام رو از این آپارتمان انداختی بیرون

490
00:41:44,300 --> 00:41:46,340
‫- چی توی کیفه؟
‫- نمی‌تونی بهم دست بزنی

491
00:41:46,340 --> 00:41:48,260
‫من دست راست برنارد هالندم

492
00:41:49,470 --> 00:41:52,850
‫روحتم خبر نداره
‫چیکارا می‌تونم بکنم

493
00:42:01,860 --> 00:42:03,460
‫پیمان

494
00:42:03,940 --> 00:42:05,440
‫شهردار هالند ازم خواست
‫اینو براش ببرم

495
00:42:05,440 --> 00:42:07,040
‫چرا؟

496
00:42:07,860 --> 00:42:09,460
‫مال خانم قاضی بوده

497
00:42:11,450 --> 00:42:13,660
‫تظاهر نمی‌کنم می‌دونم
‫توی سر برنارد چی می‌گذره

498
00:42:13,660 --> 00:42:15,330
‫که به تو همچین فرصتی داده

499
00:42:15,330 --> 00:42:18,500
‫ولی دلیلش هرچی که هست، اینو بدون
‫وقتی به چیزی که می‌خواد برسه

500
00:42:18,500 --> 00:42:20,880
‫دوباره پرتت می‌کنه توی معادن

501
00:42:25,170 --> 00:42:27,920
‫به‌زودی، به یه دوست نیاز پیدا می‌کنی

502
00:42:29,550 --> 00:42:30,880
‫دوستی مثل تو؟

503
00:42:30,880 --> 00:42:33,590
‫شاید فکر کنی
‫می‌دونی چی می‌خواد

504
00:42:34,470 --> 00:42:36,070
‫خودمم فکر می‌کردم می‌دونم

505
00:42:37,600 --> 00:42:39,850
‫ولی همیشه چهار قدم ازت جلوتره

506
00:42:41,770 --> 00:42:43,370
‫مراقب خودت باش

507
00:42:43,610 --> 00:42:45,210
‫این توصیه‌ی من به توئه

508
00:42:46,860 --> 00:42:47,990
‫ممنون

509
00:42:47,990 --> 00:42:49,740
‫حالا اگر اشکالی نداره، می‌خوام برم

510
00:42:49,740 --> 00:42:53,950
‫مادرت توی آسایشگاه
‫طبقه‌ی 85 کار می‌کنه، مگه نه؟

511
00:42:55,410 --> 00:42:59,120
‫حدس می‌زنم اصلاً دوست نداره
‫پسرش به عنوان مریض بره اونجا

512
00:43:38,620 --> 00:43:40,220
‫چطور پیش رفت؟

513
00:43:40,910 --> 00:43:42,510
‫اوضاع پمپ ردیف شد؟

514
00:43:43,330 --> 00:43:44,930
‫خازنش سوخته بود

515
00:43:45,250 --> 00:43:46,850
‫می‌تونست بدتر از اینم باشه

516
00:43:47,790 --> 00:43:49,790
‫اوضاع این پایین
‫ که نمی‌تونست از این بدتر باشه

517
00:43:49,840 --> 00:43:51,440
‫باید به حرفت گوش می‌کردیم، واک

518
00:43:52,220 --> 00:43:54,600
‫- در مورد چی؟
‫- در مورد ورود مخفیانه به بخش تدارکات

519
00:43:56,390 --> 00:43:57,390
‫گرفتنشون

520
00:43:57,390 --> 00:43:59,430
‫تدی و تیمش دستگیر شدن

521
00:44:03,310 --> 00:44:04,600
‫کسی کشته شد؟

522
00:44:04,600 --> 00:44:06,480
‫راستشو بخوای، نمی‌دونیم

523
00:44:07,810 --> 00:44:13,150
‫ممکنه، ولی هیچ اطلاعاتی به دستمون نمی‌رسه

524
00:44:13,150 --> 00:44:14,750
‫گندش بزنن

525
00:44:15,030 --> 00:44:17,490
‫من و ناکس مطمئن نیستیم
‫مامورها چطوری خبردار شدن

526
00:44:18,200 --> 00:44:22,290
‫می‌دونی، حتماً این پایین
‫یه جاسوسی دارن

527
00:44:23,870 --> 00:44:27,370
‫می‌دونی، فکر می‌کردیم مراقبیم
‫ولی گمونم نبودیم

528
00:44:35,340 --> 00:44:36,940
‫حالت خوبه؟

529
00:44:37,180 --> 00:44:38,780
‫آره، فقط خسته‌م

530
00:44:38,890 --> 00:44:40,490
‫خیلی راه رفتم

531
00:44:40,720 --> 00:44:43,060
‫فکر نکنم دیگه بتونم
‫تا اونجا برم و برگردم

532
00:44:44,640 --> 00:44:46,240
‫چیزی دیدی؟

533
00:44:46,980 --> 00:44:48,690
‫مردم وحشت کرده بودن

534
00:44:50,020 --> 00:44:52,190
‫تمام طبقات پر از مامورهای تا دندون مسلح بود

535
00:44:52,190 --> 00:44:54,530
‫و منتظر بودن یه حرکت اشتباه از کسی سر بزنه

536
00:44:54,530 --> 00:44:57,280
‫- همین؟
‫- آره. همین برات کافی نیست؟

537
00:45:00,370 --> 00:45:04,250
‫ببین، شرمنده، ولی خسته‌م

538
00:45:04,960 --> 00:45:07,340
‫- می‌خوای چیزی برات بیارم؟
‫- نه، نه، فقط...

539
00:45:07,330 --> 00:45:09,170
‫ببین، فقط باید استراحت کنم، باشه؟

540
00:45:09,670 --> 00:45:11,270
‫ممنون

541
00:45:16,380 --> 00:45:17,980
‫باشه

542
00:45:19,300 --> 00:45:20,900
‫خب...

543
00:45:22,640 --> 00:45:25,100
‫- می‌دونی کجا می‌تونی پیدام کنی
‫- همیشه

544
00:46:18,360 --> 00:46:19,960
‫هی!

545
00:46:27,330 --> 00:46:28,930
‫صبر کن! صبر...

546
00:46:31,120 --> 00:46:32,720
‫نه!

547
00:46:44,300 --> 00:46:45,900
‫هی!

548
00:46:49,600 --> 00:46:51,890
‫یه تیر توی شونه‌ت کاشتم

549
00:46:51,900 --> 00:46:54,280
‫یه حرکت دیگه بکنی
‫این یکی مستقیم می‌خوره تو قلبت

550
00:46:56,500 --> 00:47:04,500
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

551
00:47:04,520 --> 00:47:09,520
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

