1
00:00:13,500 --> 00:00:23,570
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

2
00:00:25,690 --> 00:00:28,230
‫قراره یه چیزی رو بفهمی که

3
00:00:28,260 --> 00:00:31,640
‫فقط تعداد محدودی
‫تابحال بهش دسترسی داشتن

4
00:00:43,980 --> 00:00:45,150
‫اول شما بفرما

5
00:01:22,480 --> 00:01:23,730
‫این باید کافی باشه

6
00:01:23,900 --> 00:01:27,700
‫- بقیه‌شو کجا نگه می‌داری؟
‫- جاش امنـه. فقط مراقبش باش

7
00:01:30,610 --> 00:01:31,610
‫لاشی

8
00:01:36,120 --> 00:01:38,460
‫مرسی. ممنون

9
00:01:42,210 --> 00:01:43,630
‫چیز زیادی نیست

10
00:01:46,040 --> 00:01:47,630
‫ما بخش مکانیکیم

11
00:01:47,770 --> 00:01:49,980
با همین چیزای کوچیک
خیلی کارها می‌کنیم، نه؟

12
00:01:51,930 --> 00:01:53,560
‫این قراره تاثیرگذار باشه

13
00:02:00,980 --> 00:02:02,570
‫بهشون بگو آخریشـه

14
00:02:03,370 --> 00:02:05,870
‫اسم و مقام جدیدت رو بگو

15
00:02:07,070 --> 00:02:08,450
‫لوکاس کایل

16
00:02:08,600 --> 00:02:10,140
‫دست‌راست بخش آی‌تی

17
00:02:11,050 --> 00:02:13,790
‫تأیید شد. خوش آمدی لوکاس کایل

18
00:02:14,950 --> 00:02:16,490
‫سکونتگاهت اونوره

19
00:02:17,260 --> 00:02:19,390
‫تا وقتی که با میراث آشنا بشی

20
00:02:19,410 --> 00:02:21,080
‫اینجا زندگی می‌کنی

21
00:02:21,140 --> 00:02:23,560
‫غذاش خوبـه. تختش راحتـه

22
00:02:45,900 --> 00:02:48,400
‫- خودشـه. مراقب باش
‫- خیلی‌خب .بیارش

23
00:02:48,420 --> 00:02:50,550
‫- خوبـه
‫- آروم

24
00:02:51,330 --> 00:02:52,580
‫همه آماده؟

25
00:02:57,410 --> 00:02:59,620
‫اسم نورهای توی آسمون...

26
00:02:59,640 --> 00:03:00,890
‫ستاره‌ست

27
00:03:03,580 --> 00:03:05,250
‫قاضی مدوس اینو گفت

28
00:03:09,160 --> 00:03:11,370
‫تمام این عتیقه‌ها...

29
00:03:12,760 --> 00:03:14,510
‫از کجا اومدن؟

30
00:03:15,630 --> 00:03:18,590
‫در اصل اینا عتیقه نیستن

31
00:03:18,680 --> 00:03:23,730
‫اینا کل تاریخ، علم و هنر بشریتن

32
00:03:25,020 --> 00:03:30,690
‫کتابایی که اینجا می‌بینی
‫بخش کوچیکی از کتابخونه‌ی اتاق کنترلن

33
00:03:30,840 --> 00:03:32,130
‫همه‌ی اینا

34
00:03:33,150 --> 00:03:35,150
‫و بیشتر از چیزی که بتونی تصورشو کنی

35
00:03:35,180 --> 00:03:38,730
‫نسخه‌ی دیجیتالشون توی این ذخیره شده

36
00:03:41,410 --> 00:03:43,370
‫اولین باری که اینو بهم دادن

37
00:03:44,580 --> 00:03:48,460
‫دنبال جواب برای سؤال‌هایی گشتم که
‫هممون داشتیم

38
00:03:49,210 --> 00:03:54,670
‫و تنها چیزی که دستگیرم شد این بود که
‫سیلو ۳۵۲ سال پیش ساخته شده

39
00:03:55,880 --> 00:04:00,640
‫به جز این دیگه هیچی در مورد اینکه
‫چرا ساخته شد و چرا اینجاییم نفهمیدم

40
00:04:00,720 --> 00:04:03,010
‫الان تنها چیزی که مهمـه...

41
00:04:04,640 --> 00:04:07,520
‫رمزگشایی کد سالوادور کوئینـه

42
00:04:08,900 --> 00:04:10,900
‫مطالعه‌ی ستاره‌ها رو باید بذاری واسه بعد

43
00:04:11,980 --> 00:04:15,820
‫حالا چرا الان می‌خوام که کد رو
‫رمزگشایی کنی؟

44
00:04:22,440 --> 00:04:25,490
‫این نشون میده که یه مشکلی هست

45
00:04:26,750 --> 00:04:30,840
‫احتمالاً یه چیز غیرقابل‌حلـه که
‫شما هیچی در موردش نمی‌دونید

46
00:04:33,490 --> 00:04:35,570
‫و چنین مشکلی...

47
00:04:35,590 --> 00:04:39,850
‫مخصوصاً چیزی که سالوادور کوئین
‫انقدر برای مخفی کردنش تلاش کرده...

48
00:04:41,970 --> 00:04:44,970
‫احتمالاً خیلی از شورش خطرناک‌تره

49
00:04:45,640 --> 00:04:47,020
‫بله

50
00:04:48,730 --> 00:04:50,150
‫من چطور...

51
00:04:53,110 --> 00:04:54,360
‫ازش بپرس

52
00:04:56,110 --> 00:04:57,650
‫ازش بپرسم؟

53
00:05:04,450 --> 00:05:08,500
‫لوکاس در مورد کدهای مخفی و رمزها
‫اطلاعات می‌خواد

54
00:05:10,710 --> 00:05:11,840
‫خوش به حالت

55
00:05:13,000 --> 00:05:16,210
‫چندتا از اونا کتاب‌های واقعی‌ان

56
00:05:42,970 --> 00:05:44,260
‫شهردار هالند،

57
00:05:44,350 --> 00:05:46,980
‫توی تونل مرکزی یه مشکل جدی ‫پیش اومده

58
00:06:15,900 --> 00:06:17,240
‫دیدیش؟

59
00:06:31,800 --> 00:06:33,010
‫این حقیقت داره؟

60
00:06:39,710 --> 00:06:41,050
‫چی بود؟

61
00:06:41,120 --> 00:06:43,830
‫نمی‌دونم، اما بوی باروت میده

62
00:06:51,800 --> 00:06:55,560
‫« آی‌تی داره بهمون دروغ میگه. بخش مکانیک
‫حقیقت رو می‌خواد. چی به سر جولیت اومد؟ »

63
00:06:55,590 --> 00:06:59,350
‫« قاضی مدوس واقعاً چجوری مرد؟
‫آی‌تی داره چی رو پنهون می‌کنه؟ آگاه باشید »

64
00:07:16,320 --> 00:07:20,140
‫- چرا بخش آی‌تی برق داره؟
‫- حقیقت رو بهمون بگید

65
00:07:20,210 --> 00:07:21,920
‫حقیقت رو بهمون بگید!

66
00:08:49,080 --> 00:08:53,140
‫« سیلو »
‫« فصل دوم »
‫« قسمت هفتم: غواصی »

67
00:08:53,360 --> 00:09:01,890
« ترجمه از فائزه شاهمرادی و علی محمدخانی »
‫کانال تلگرامی: FSH294@ و AliMK_Sub@

68
00:09:02,110 --> 00:09:03,280
‫کمک می‌خوای؟

69
00:09:04,440 --> 00:09:06,610
‫نه فقط لباس کوفتیمو می‌خوام

70
00:09:15,450 --> 00:09:16,890
...پمپی که باید روشنش کنی هشت

71
00:09:16,910 --> 00:09:18,450
‫آره، هشت طبقه زیر آبـه

72
00:09:18,480 --> 00:09:20,290
‫- آره. هشت طبقه...
‫- می‌دونم

73
00:09:21,420 --> 00:09:22,420
‫خیلی‌خب

74
00:09:28,630 --> 00:09:29,720
‫خیلی‌خب

75
00:09:34,760 --> 00:09:37,970
‫ببین، اگه ۱۰۰ متر کابل ضدآب...

76
00:09:38,000 --> 00:09:39,570
‫توی اتاق کنترل داشتی عالی میشد

77
00:09:40,990 --> 00:09:42,370
‫یا نظرت در مورد این چیـه؟

78
00:09:42,400 --> 00:09:45,030
‫چطوره تو بری ببینی که چجوری
‫می‌تونی یه کابل ضدآب و

79
00:09:45,050 --> 00:09:48,040
‫یه لوله‌ی ۱۰۰ متری و یه چیزی که
‫هوا رو به پایین بفرسته پیدا کنی

80
00:09:48,070 --> 00:09:49,450
‫تا من غرق نشم؟!

81
00:09:49,470 --> 00:09:52,810
‫تو این فاصله هم لباسمو بهم بدی تا
‫بتونم برگردم سیلوی خودم

82
00:09:52,830 --> 00:09:55,360
‫- نه، تو می‌دونی که نمی‌تونم اجازه بدم...
‫- من برمی‌گردم

83
00:09:55,380 --> 00:09:58,530
‫قول میدم وقتی مردم سیلوی خودمو
‫نجات دادم برگردم

84
00:09:58,620 --> 00:10:00,010
‫تو وقت داری، اونا ندارن

85
00:10:00,040 --> 00:10:01,500
‫یالا دیگه

86
00:10:01,520 --> 00:10:03,020
‫تو وقت داری

87
00:10:03,230 --> 00:10:05,900
‫لطفاً لطفاً. قول میدم

88
00:10:05,920 --> 00:10:08,460
‫آره، ولی اگه لباست جواب نده و
‫اون بیرون بمیری چی؟

89
00:10:08,490 --> 00:10:09,760
‫- نه، نه، نه
‫- اگه بری اونجا و

90
00:10:09,790 --> 00:10:12,100
‫ اونا راهت ندن و برای برگشتن
‫به قدر کافی هوا نداشته باشی چی؟

91
00:10:12,120 --> 00:10:14,030
‫- اگه ببینن دارم میرم راهم میدن...
‫- یا اگه...

92
00:10:14,050 --> 00:10:15,980
‫اگه راهت بدن و بکُشنت چی؟

93
00:10:16,010 --> 00:10:18,690
‫- اونا منو نمی‌کُشن، نه
‫- پس اونا تو رو نمی‌کُشن و

94
00:10:18,710 --> 00:10:21,220
‫بعد تو براشون توضیح میدی که
‫«بیرون خطرناکه» و

95
00:10:21,250 --> 00:10:23,590
‫اشتباهات ما رو تکرار نکنن

96
00:10:23,630 --> 00:10:25,210
‫بعدش اونا هم دوباره می‌ذارن بری بیرون!

97
00:10:25,240 --> 00:10:27,290
‫باشه، باشه، باشه

98
00:10:27,310 --> 00:10:31,480
‫جولیت، من متأسفم، از صمیم قلب میگم، اما...

99
00:10:32,490 --> 00:10:34,450
‫نه، ما الان این کار رو می‌کنیم

100
00:10:46,460 --> 00:10:49,960
‫هنوز هارمونیوم رو دارم. ‫جواب میده؟

101
00:10:50,800 --> 00:10:54,430
‫ هارمونیوم کوفتیت به درد من نمی‌خوره.
‫من یه دستگاه شستشوی فشار قوی می‌خوام.

102
00:10:55,340 --> 00:10:56,340
‫باشه؟

103
00:10:57,430 --> 00:10:58,430
‫چی؟

104
00:10:59,060 --> 00:11:01,900
‫یه پمپـه و اگه بتونه آب رو
‫بفرسته، هوا رو هم می‌تونه

105
00:11:17,160 --> 00:11:18,290
‫لعنتی

106
00:11:18,430 --> 00:11:19,970
‫می‌خواید بهمون بگید اینجا چه خبره؟

107
00:11:19,990 --> 00:11:22,120
‫ما چاره‌ی دیگه‌ای نداشتیم، خب؟

108
00:11:22,200 --> 00:11:25,040
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتید؟
توی راه‌پله یه چیزی شلیک کردید تو آسمون؟

109
00:11:25,060 --> 00:11:27,660
‫باید مردمو بیاریم طرف خودمون.
‫تنهایی نمی‌تونیم توی این جنگ برنده شیم.

110
00:11:27,690 --> 00:11:29,280
‫ممکن بود یه نفر رو به کشتن بدید

111
00:11:29,420 --> 00:11:32,630
.‫برای آسیب زدن طراحی نشده بود
‫فقط می‌خواستیم یه پیغام بفرستیم.

112
00:11:32,710 --> 00:11:34,750
‫چه پیغامی؟
این که این پایین همه دیوونه‌ایم؟

113
00:11:34,800 --> 00:11:36,430
‫نه، یه پیغام واقعی

114
00:11:36,450 --> 00:11:37,450
‫خوندمش،

115
00:11:37,630 --> 00:11:39,530
‫و تنها چیزی که قراره مردم
‫بهش اهمیت بدن اینـه که

116
00:11:39,560 --> 00:11:41,600
‫اون عوضی‌های بخش مکانیک ‫برق رو قطع کردن

117
00:11:41,680 --> 00:11:43,850
‫- دوباره وصل کردن
‫- شبیه این می‌مونه یه عوضی بگه...

118
00:11:43,890 --> 00:11:46,600
‫«آره من زدمت ولی ببین دیگه نمی‌زنم»
‫آدم اینجوری دوست پیدا نمی‌کنه

119
00:11:46,670 --> 00:11:48,550
‫اگه شماها ایده‌ی بهتری دارید،
‫خوشحال می‌شیم بشنویم

120
00:11:48,590 --> 00:11:51,380
.‫ما همدستای شما نیستیم
‫ما مأمور کلانتری‌ایم.

121
00:11:51,570 --> 00:11:54,570
‫پس چطوره وظیفه‌تونو انجام بدید و
‫بفهمید کی غذامونو مسموم کرده؟

122
00:11:54,940 --> 00:11:57,610
‫یا اینجوری به نظر می‌رسه که
‫بیش از حد بهمون کمک می‌کنید؟

123
00:12:34,780 --> 00:12:37,700
‫شنیدم با رئیس امنیتیم صحبت نمی‌کنی؟

124
00:12:39,570 --> 00:12:40,740
‫منو ببین

125
00:12:40,840 --> 00:12:42,010
‫من پیرم

126
00:12:42,660 --> 00:12:45,040
‫برای واسطه‌ها وقت ندارم

127
00:12:46,870 --> 00:12:48,330
‫منطقیـه

128
00:12:50,000 --> 00:12:55,170
‫پس بیا بیشتر از این وقتی که
‫برات مونده رو هدر ندیم

129
00:12:57,300 --> 00:13:02,010
‫در مورد باروت بخش مکانیک
‫چی می‌تونی بهم بگی؟

130
00:13:02,550 --> 00:13:05,390
‫کسایی که باهاشون اومدم بالا چی شدن؟

131
00:13:06,470 --> 00:13:07,890
‫ناکس و شرلی

132
00:13:09,190 --> 00:13:10,190
‫واک

133
00:13:12,150 --> 00:13:14,650
‫تو خیالمو از بابت اون کله‌پوکا راحت کن

134
00:13:14,670 --> 00:13:19,090
‫من هم بهت میگم که دقیقاً باید

135
00:13:19,120 --> 00:13:21,160
‫نگران چقدر باروت باشی

136
00:13:28,910 --> 00:13:30,040
‫نه

137
00:13:57,230 --> 00:13:58,400
‫بفرما

138
00:14:02,570 --> 00:14:04,610
‫- خوبی، آقا کوچولو؟
‫- اون حالش خوبـه

139
00:14:05,700 --> 00:14:06,910
‫مگه نه، مرد بزرگ؟

140
00:14:09,790 --> 00:14:13,460
‫می‌دونی، این مثل قطعی برقِ
طولانیِ چند هفته‌ی قبل نبود

141
00:14:13,550 --> 00:14:15,840
‫این فقط یه خاموشی کوچولو بود

142
00:14:16,370 --> 00:14:18,330
‫من هم دقیقاً همینو بهش گفتم

143
00:14:19,860 --> 00:14:21,490
‫اون چیـه دستت؟

144
00:14:29,620 --> 00:14:33,920
‫بابایی گفت قدیما که
اوضاع ترسناک میشده

145
00:14:33,940 --> 00:14:35,780
‫مردم اینو می‌گرفتن دستشون

146
00:14:37,270 --> 00:14:38,270
‫درستـه

147
00:14:39,030 --> 00:14:40,320
‫دیگه چی؟

148
00:14:40,990 --> 00:14:42,490
‫باعث میشده در امان بمونن

149
00:14:44,200 --> 00:14:45,660
‫عجب

150
00:14:45,740 --> 00:14:47,410
‫به نظر میاد خیلی خاص باشه، هان؟

151
00:14:50,250 --> 00:14:51,500
‫گرسنه‌ات نیست؟

152
00:14:52,100 --> 00:14:53,390
‫اشکال نداره

153
00:14:54,450 --> 00:14:55,830
‫چطوره بری توی اتاقت؟

154
00:14:55,850 --> 00:14:58,600
‫بابا باقی خمیرو واسه بعد نگه می‌داره باشه؟

155
00:15:10,100 --> 00:15:13,180
‫- تو یه عتیقه رو دادی بهش؟
‫- آرومش می‌کرد

156
00:15:13,250 --> 00:15:15,580
‫- پس حالش خوب نیست؟
‫- حسابی ترسیده

157
00:15:15,740 --> 00:15:17,270
‫مثل باقی مردم سیلو

158
00:15:17,360 --> 00:15:20,110
‫مردم فقط نترسیدن، راب،
‫اونا تحت‌تأثیر قرار گرفتن

159
00:15:20,780 --> 00:15:22,370
‫اتفاق شگرفی بود

160
00:15:22,700 --> 00:15:24,870
‫و حال دارن سؤال می‌پرسن

161
00:15:26,280 --> 00:15:27,490
‫برنارد کجاست؟

162
00:15:27,630 --> 00:15:29,090
‫بخش آی‌تیـه. چطور؟

163
00:15:29,120 --> 00:15:31,460
‫مشخصـه که آمندسن برای شغلش
‫صلاحیت لازمو نداره و

164
00:15:31,540 --> 00:15:34,540
‫برنارد باید بدونه که ما دیروز
‫اون مأمورها رو نجات دادیم

165
00:15:34,620 --> 00:15:37,040
‫بدون ما... بدون تو...

166
00:15:37,150 --> 00:15:38,990
‫می‌تونستن از پله‌ها تا طبقه‌ی بالا بارن و

167
00:15:39,010 --> 00:15:43,010
‫با اون باروت به جای یه کار نمایشی
‫به در خروجی شلیک کنن

168
00:15:43,590 --> 00:15:45,050
‫برنارد به کمکم نیاز داره

169
00:15:46,410 --> 00:15:49,250
‫تو دیروز رفتی دفترش و
‫سعی کردی باهاش حرف بزنی

170
00:15:49,270 --> 00:15:50,440
‫اون اینو می‌دونه

171
00:15:51,120 --> 00:15:52,460
‫باهات تماس گرفته؟

172
00:15:55,810 --> 00:15:57,150
‫نه

173
00:16:00,760 --> 00:16:02,150
‫چه فکری می‌کنی؟

174
00:16:03,550 --> 00:16:05,180
‫فکر می‌کنم حق با اوناست

175
00:16:06,130 --> 00:16:08,470
تو پیغام‌شون نوشته بود
به بخش آی‌تی نگاه کنید

176
00:16:08,490 --> 00:16:11,520
‫برق همه جا رفته بود به جز بخش آی‌تی

177
00:16:11,540 --> 00:16:15,450
‫من اونجا بودم. برنارد بدو بدو برگشت داخل و
‫بعد برقای آی‌تی رفت

178
00:16:16,120 --> 00:16:19,250
‫فکر کنم واسه این خاموش‌شون کرد که
می‌ترسید مردم بفهمن روشن بودن

179
00:16:19,370 --> 00:16:21,580
‫می‌دونم که الان از شورشی‌ها دفاع نمی‌کنی

180
00:16:21,630 --> 00:16:24,720
.‫نه، معلومـه که نه
‫اما اونا برنارد رو تحت فشار گذاشتن.

181
00:16:25,970 --> 00:16:27,990
‫اینم یه دلیل دیگه برای اینـه که
‫برم باهاش حرف بزنم

182
00:16:28,010 --> 00:16:30,510
‫اگه تو بری شراغش،
‫داری در حقش لطف می‌کنی

183
00:16:31,890 --> 00:16:35,520
،‫اگه صبر کنی اون بیاد سراغت
‫روال کاری رو انجام دادی

184
00:16:53,110 --> 00:16:55,450
‫همونجور که خواسته بودی ضدآبش کردم

185
00:16:57,660 --> 00:16:58,910
‫پس...

186
00:16:59,000 --> 00:17:01,630
‫خب، حالا بعد این که کابل برق رو
‫به پمپ وصل کردی،

187
00:17:01,710 --> 00:17:04,340
‫کابل فرار رو می‌کشی ‫و
این زنگ کوچولو به صدا درمیاد

188
00:17:04,880 --> 00:17:06,550
‫- آره
...این -

189
00:17:06,600 --> 00:17:08,560
...بهم می‌فهمونه که

190
00:17:08,630 --> 00:17:12,010
وقتشـه برق آی‌تی رو وصل کنم و ‫
بعد تو پمپ رو روشن می‌کنی

191
00:17:12,090 --> 00:17:16,430
‫بعدش من کابل فرار رو به دستگیره
‫وصل می‌کنم و

192
00:17:16,520 --> 00:17:18,270
‫مثل ماهی می‌کشمت بالا

193
00:17:18,290 --> 00:17:20,130
‫اما این مهمـه، خب؟

194
00:17:21,850 --> 00:17:26,020
.‫نمی‌تونم یه دفعه‌ای بکشمت بالا
‫باید آهسته پیش بریم.

195
00:17:27,090 --> 00:17:30,510
‫چون بیماری ناشی از کاهش ناگهانی فشار
‫پیش میاد، آره

196
00:17:30,530 --> 00:17:34,330
‫بعد این که «بیست هزار فرسخ زیر دریا» رو خوندم.
‫درمورد اقیانوس اطلاعاتم زیاد شد و

197
00:17:34,350 --> 00:17:37,850
‫فهمیدم که وقتی توی عمق آبی،
،‫اگه زیادی سریع بیای بالا

198
00:17:37,880 --> 00:17:39,790
‫توی مفاصلت حباب ایجاد میشه و

199
00:17:39,810 --> 00:17:42,690
‫می‌تونه بدجوری مریضت کنه.
‫حتی می‌تونه تو رو به کشتن بده.

200
00:17:43,540 --> 00:17:46,080
‫- چی؟
‫- آره، واسه همین باید آروم بری

201
00:17:46,130 --> 00:17:48,130
‫اگه آروم بالا نیومدم چی؟

202
00:17:49,630 --> 00:17:51,190
‫اونوقت می‌میری

203
00:17:51,880 --> 00:17:53,720
‫- چی؟
‫- اما اگه حس بدی داشتی

204
00:17:53,760 --> 00:17:57,060
‫می‌تونی دوباره بری پایین،
اما حدأقل ‫۶ متر باید بری

205
00:17:57,080 --> 00:17:58,240
‫و چی کار کنم؟

206
00:17:58,270 --> 00:18:00,270
‫گمونم همونجا می‌مونی تا

207
00:18:00,290 --> 00:18:03,210
‫وقتی که دیگه احساس مُردن ‫نداشته باشی

208
00:18:05,440 --> 00:18:08,090
‫آره بابا، من هم حتماً این کار رو می‌کنم

209
00:18:08,120 --> 00:18:10,080
‫نه، من این کارو نمی‌کنم. ‫خودت بکن

210
00:18:11,090 --> 00:18:12,980
‫- چی؟
‫- اینجا سیلوی توئـه، خودت نجاتش بده

211
00:18:13,000 --> 00:18:14,290
‫اما تو مهندسی!

212
00:18:14,320 --> 00:18:16,340
‫ظاهراً خودت دقیقاً می‌دونی ‫که
چه کاری باید انجام بشه

213
00:18:16,370 --> 00:18:18,130
‫- نه، اما من نمی‌تونم
‫- چرا؟

214
00:18:18,660 --> 00:18:20,080
‫چرا نمی‌تونی؟ می‌ترسی؟

215
00:18:20,220 --> 00:18:23,180
.‫چون من می‌ترسم
‫پس چرا منو مجبور می‌کنی انجامش بدم، هان؟

216
00:18:23,210 --> 00:18:25,420
‫ببین، چون من رئیس آی‌تی‌ام

217
00:18:25,500 --> 00:18:27,750
‫سیلوی ۱۷ اولویت منـه

218
00:18:27,780 --> 00:18:29,870
‫تو رئیس آی‌تی نیستی! بس کن!

219
00:18:30,050 --> 00:18:32,050
‫- تو حتی سولو هم نیستی!
‫- من...

220
00:18:35,720 --> 00:18:38,720
‫لطفاً، لطفاً، من آخرین نفر باقی‌مونده‌ام

221
00:18:38,740 --> 00:18:40,950
‫من بی‌عرضه‌ام. اگه برم توی آب...

222
00:18:41,020 --> 00:18:44,370
‫می‌میرم. من دست و پا چلفتی‌ام، تو نیستی

223
00:18:44,390 --> 00:18:47,020
‫تو... یالا دیگه...
‫انجامش بده، لطفاً. این کار رو می‌کنی؟

224
00:18:47,160 --> 00:18:49,540
‫تو می‌تونی به نجات کل سیلو کمک کنی

225
00:18:49,570 --> 00:18:53,370
‫می‌تونی جلوی منو بگیری ‫که
همه چی رو به فنا ندم

226
00:18:53,450 --> 00:18:55,370
.‫خواهش می‌کنم
.‫خواهش می‌کنم

227
00:19:00,250 --> 00:19:01,460
‫خواهش می‌کنم

228
00:19:11,920 --> 00:19:13,130
‫لعنتی

229
00:20:06,440 --> 00:20:10,190
‫امروز صبح شورشی‌ها
‫در سیلوی ما حمله‌ای تدارک دیدن

230
00:20:11,160 --> 00:20:15,000
‫همه‌ی شما لایق تحسینید ‫که
آرامش‌تون رو حفظ کردید

231
00:20:15,520 --> 00:20:18,940
‫اون هم بدون کمک ارتباط رادیویی

232
00:20:21,300 --> 00:20:24,220
‫من دیشب در حین گفتگو با
کلانتر بیلینگز تصمیم گرفتم ‫که

233
00:20:24,250 --> 00:20:27,210
‫ارتباط رادیویی رو قطع کنم

234
00:20:27,790 --> 00:20:31,040
‫من معتقدم که پال بیلینگز
‫گروگان گرفته شده و

235
00:20:31,230 --> 00:20:33,360
‫مجبورش کردن اون حرف‌ها رو بزنه

236
00:20:34,590 --> 00:20:37,590
‫بدون شک زمانی که شورش به پایان برسه،
‫این مسئله مشخص میشه و

237
00:20:37,620 --> 00:20:40,500
.کلانتر بیلینگز دوباره برمی‌گرده بالا
‫جایی که بهش تعلق داره.

238
00:20:41,490 --> 00:20:46,500
‫تا اون موقع، تمام ارتباطات رادیوییِ
‫ سراسر سیلو غیرفعال می‌مونن

239
00:20:47,220 --> 00:20:48,430
‫معنی این چیـه؟

240
00:20:51,400 --> 00:20:53,490
‫«آی‌تی به ما دروغ میگه»؟

241
00:20:54,480 --> 00:20:56,730
‫من شنیدم زمانی که کل سیلو توی تاریکی بوده

242
00:20:56,770 --> 00:20:58,690
‫برق آی‌تی وصل بوده

243
00:21:01,070 --> 00:21:03,740
‫بخش مکانیک تعیین می‌کنه که برق کجا بره

244
00:21:03,830 --> 00:21:08,380
اونا چند دقیقه برق آی‌تی رو روشن گذاشتن ‫تا
به من و بخش من شک کنید

245
00:21:10,040 --> 00:21:12,630
‫اشتباه نکنید، به ما حمله شده

246
00:21:13,200 --> 00:21:16,360
‫به همین خاطر تمام چیزهایی که
‫به شورش مرتبطن...

247
00:21:16,380 --> 00:21:18,050
‫توسط بخش قضایی رسیدگی میشن

248
00:21:18,130 --> 00:21:21,590
‫مثل همیشه وظیفه‌ی شما اینـه ‫که
آرامش رو توی طبقات‌تون حفظ کنید

249
00:21:21,770 --> 00:21:23,980
قوه‌ی قضاییه به باقی چیزها رسیدگی می‌کنه

250
00:21:25,430 --> 00:21:26,720
‫فعلاً دیگه حرفی نیست

251
00:21:27,330 --> 00:21:29,210
ممنون بابت خدمات‌تون

252
00:21:34,980 --> 00:21:36,820
‫نمی‌دونم چرا منو آوردید اینجا

253
00:21:36,900 --> 00:21:37,900
‫معلومـه که می‌دونی

254
00:21:41,110 --> 00:21:43,030
‫یه نیشگون کوچولو حافظه‌ات رو برمی‌گردونه

255
00:21:43,160 --> 00:21:45,200
‫من هیچ ارتباطی به مسموم کردن غذا نداشتم

256
00:21:45,240 --> 00:21:46,950
‫بفرما

257
00:21:47,090 --> 00:21:48,760
‫بهت گفتم می‌دونستی

258
00:21:49,750 --> 00:21:52,500
‫حالا، مسئله اینـه، مارتین...

259
00:21:53,170 --> 00:21:56,630
‫اگه تو ذخایر غذایی رو مسموم نکردی،
‫پس کی کرده؟

260
00:21:58,590 --> 00:21:59,670
‫من...

261
00:22:00,270 --> 00:22:02,020
‫من نمی‌دونم باقی جاسوس‌‌ها کیا هستن

262
00:22:03,930 --> 00:22:05,930
‫- قسم می‌خورم، من...
‫- اون قسم می‌خوره، هنک

263
00:22:06,340 --> 00:22:07,510
‫آره، من حرفشو باور می‌کنم

264
00:22:08,680 --> 00:22:09,970
‫واقعاً؟

265
00:22:10,060 --> 00:22:11,400
‫دوست دارم بگم آره

266
00:22:12,150 --> 00:22:15,610
‫اما فکر می‌کنم مارتین می‌تونه
‫یه کم بیشتر بهمون اطلاعات بده

267
00:22:16,190 --> 00:22:19,530
‫و اگه کمک‌مون کنه شاید به بقیه نگفتیم که
‫تموم این مدت جاسوسیشون رو

268
00:22:19,550 --> 00:22:21,050
‫برای قوه‌ی قضاییه می‌کرده

269
00:22:22,160 --> 00:22:24,000
‫نظرت در این مورد چیـه، مارتین؟

270
00:22:26,210 --> 00:22:29,210
‫یه جایی توی اتاق زباله‌گردی هست که
‫یه نفر برامون پیغام می‌ذاره

271
00:22:29,950 --> 00:22:32,240
‫یکی از سطل‌های جمع‌آوری
‫یه دستگیره‌ی توخالی داره

272
00:22:32,290 --> 00:22:33,880
‫و حتی خودم هم نمی‌دونم که
‫کی این پیغام‌ها رو می‌ذاره

273
00:22:33,900 --> 00:22:36,570
‫کِی قراره جاهای مهمشو بگی...

274
00:22:40,090 --> 00:22:41,880
‫امروز اونجا یه پیغام بود

275
00:22:43,470 --> 00:22:44,470
‫یه دستور

276
00:22:45,030 --> 00:22:46,280
‫چجور دستوری؟

277
00:22:51,350 --> 00:22:54,440
‫فکر کنم باید این رو در نظر بگیریم که
‫اگه دست‌تنها باشیم چی کار کنیم

278
00:22:54,570 --> 00:22:56,240
‫یه نقشه‌ی یدکی نیاز داریم

279
00:22:57,570 --> 00:22:59,530
‫نمی‌خوای بهم بگی چرا بوسم کردی؟

280
00:23:01,280 --> 00:23:03,160
‫من بوست نکردم.
‫تو بوسم کردی.

281
00:23:05,160 --> 00:23:09,000
.‫و منظورم اینـه که ما باید آماده باشیم
‫یه اتفاق بزرگ...

282
00:23:09,910 --> 00:23:11,370
‫چرا اینجوری نگاهم می‌کنی؟

283
00:23:11,820 --> 00:23:13,290
‫ببخشید مزاحم شدم

284
00:23:13,730 --> 00:23:15,080
‫چیـه؟

285
00:23:15,210 --> 00:23:17,640
‫ما باید تو و ناکس رو بازداشت کنیم

286
00:23:17,990 --> 00:23:19,330
باز دوباره شروع کردید؟

287
00:23:19,350 --> 00:23:21,100
...فکر کردم که -
نیومدیم دستگیرتون کنیم -

288
00:23:21,130 --> 00:23:23,720
.الان با یه جاسوس صحبت کردیم
...یه نقشه‌ای دارن

289
00:23:26,340 --> 00:23:27,800
می‌خوان بکُشن‌تون

290
00:23:30,390 --> 00:23:32,770
مطمئن بشید با معاون‌ها مشکلی نداریم

291
00:23:32,820 --> 00:23:33,820
بله، قربان

292
00:23:34,080 --> 00:23:35,660
با مکلین به جایی نرسیدید؟

293
00:23:35,690 --> 00:23:37,480
،نه، ولی اگه چیزی هم بگه

294
00:23:37,510 --> 00:23:39,890
نمی‌تونیم به حرفاش استناد کنیم

295
00:23:40,000 --> 00:23:42,590
حکم تفتیش بخش تجهیزات به کجا رسید؟

296
00:23:42,690 --> 00:23:45,350
اصلاً لازم داریم؟ طبق منشور
...تحت شرایط اضطراری

297
00:23:45,380 --> 00:23:47,880
معلومـه که لازم ندارم، ولی می‌خوام

298
00:23:47,910 --> 00:23:50,070
تا حداقل در ظاهر نشون بدم که
نظمی وجود داره

299
00:23:50,090 --> 00:23:53,220
پس، دوباره میگم، حکم تفتیش رو گرفتی؟

300
00:23:54,010 --> 00:23:56,470
قاضی سیمز امضاءش نکرده

301
00:23:56,500 --> 00:23:57,630
چرا؟

302
00:23:58,690 --> 00:24:00,000
پیغام فرستاده

303
00:24:00,030 --> 00:24:02,490
می‌خواد قبلش با شما توی دفترش صحبت کنه

304
00:24:15,330 --> 00:24:16,710
چکمه‌ها رو تموم کردی؟

305
00:24:16,850 --> 00:24:18,440
آره -
خیلی‌خب -

306
00:24:18,550 --> 00:24:20,800
همونطور که خواستی داخل‌شون وزنه گذاشتم

307
00:24:21,490 --> 00:24:24,440
که خب، نذاره سر و ته شی

308
00:24:31,220 --> 00:24:32,850
تو زمان قدیم

309
00:24:33,310 --> 00:24:36,180
،مردم یه کاری می‌کردن که اسمش شنا بود

310
00:24:36,210 --> 00:24:39,250
آب رو با دستاشون می‌کِشیدن و
با پاهاشون بهش لگد می‌زدن تا

311
00:24:39,330 --> 00:24:41,730
مثل ماهی توی آب به سمت جلو برن

312
00:24:42,810 --> 00:24:43,940
...فقط اینکه

313
00:24:43,960 --> 00:24:47,630
...ماهی‌ها که دست و پا ندارن، ولی

314
00:24:50,510 --> 00:24:54,160
یه راهی هم واسه دیدن زیر آب پیدا کرده بودن

315
00:24:54,180 --> 00:24:58,340
فهمیده بودن اگه از پشت شیشه نگاه کنن
دیگه همه جا تار دیده نمیشه

316
00:24:58,370 --> 00:24:59,410
...واسه همین

317
00:25:01,730 --> 00:25:03,360
اینو واست درست کردم

318
00:25:04,440 --> 00:25:05,440
سورپرایز

319
00:25:11,950 --> 00:25:14,990
با عینک‌ جوشکاری ساختمش

320
00:25:17,160 --> 00:25:19,250
عالیـه. ممنون

321
00:25:22,400 --> 00:25:23,820
خیلی‌خب. میشه اونو بکِشی؟

322
00:25:36,270 --> 00:25:38,600
تا کی قراره ازم عصبانی بمونی؟

323
00:25:39,230 --> 00:25:41,230
...اگه مردمِ سیلوی من بمیرن

324
00:25:44,200 --> 00:25:46,590
فقط کابل‌ها رو بررسی کن و
مطمئن شو پمپ آب کار می‌کنه

325
00:26:29,310 --> 00:26:31,030
هنوز نفهمیدی روال کار چطوریـه، نه؟

326
00:26:31,050 --> 00:26:33,180
.شرمنده. همینجوری اومد داخل
.نتونستم جلوش رو بگیرم

327
00:26:33,210 --> 00:26:34,540
اشکالی نداره، شارون. می‌تونی بری

328
00:26:34,600 --> 00:26:36,970
...من این موقعیت رو بهت دادم
...بهت ترفیع دادم

329
00:26:36,990 --> 00:26:38,740
چون نمی‌خواستم دیگه ریختت رو ببینم

330
00:26:38,830 --> 00:26:40,750
قرار بود دیگه صحبتی بین ما نباشه

331
00:26:40,830 --> 00:26:41,890
با هم بحثی نداشته باشیم

332
00:26:41,920 --> 00:26:43,550
چیزی که بهت میگم رو امضاء می‌کنی

333
00:26:43,630 --> 00:26:46,050
،پُشت میزت می‌شینی
تظاهر می‌کنی قدرت داری و

334
00:26:46,130 --> 00:26:47,420
بعدش هم میری خونه

335
00:26:47,500 --> 00:26:49,380
همین. بقیه‌ی عمرت همین آش و همین کاسه

336
00:26:49,460 --> 00:26:52,920
حالا اون مُهرت رو بردار و
حکم تفتیشِ کوفتیِ منو بده

337
00:27:03,810 --> 00:27:04,900
نه

338
00:27:04,940 --> 00:27:05,940
نه؟

339
00:27:05,960 --> 00:27:08,530
،من یه دهه از عمرم رو وقف تو کردم

340
00:27:09,880 --> 00:27:12,800
بهت وفادار بودم، بهت ایمان داشتم

341
00:27:13,970 --> 00:27:18,980
،چندین بار مشکلاتت رو حل کردم
فکر می‌کنی بابتش بهایی ندادم؟

342
00:27:19,520 --> 00:27:20,650
اونوقت چرا؟

343
00:27:20,700 --> 00:27:22,080
چون بهت اعتماد داشتم

344
00:27:22,640 --> 00:27:25,600
فکر می‌کردم به این توافق رسیدیم که
من رو دست‌راست خودت کنی

345
00:27:25,630 --> 00:27:27,470
من می‌خواستم تو رو دست‌راستم کنم، رابرت

346
00:27:28,040 --> 00:27:30,170
ولی اصلاً فرصتش پیش نیومد، نه؟

347
00:27:31,000 --> 00:27:33,920
تهِ دلم حتماً تردیدهایی داشتم

348
00:27:33,990 --> 00:27:36,580
و بعد بالأخره فهمیدم این تردیدها برای چیـه

349
00:27:37,140 --> 00:27:40,560
تو خیلی خوب مسائل رو حل می‌کنی
ولی حس کنجکاوی نداری

350
00:27:40,630 --> 00:27:42,880
،و این چیزیـه که رئیس آی‌تی باید داشته باشه

351
00:27:42,900 --> 00:27:45,490
و در نتیجه، دست‌راستش هم باید داشته باشه

352
00:27:45,520 --> 00:27:49,270
چیزیـه که دست‌راست قبلیم داشته و
دست‌راست جدیدم هم داره

353
00:27:51,050 --> 00:27:54,390
تو لوکاس کایل رو دست‌راست خودت کردی؟

354
00:27:56,450 --> 00:27:59,620
خوشحالم یه تیم قوی واسه خودت دست و پا کردی

355
00:27:59,700 --> 00:28:04,660
لوکاس کایل، آمندسن، ولی فقط همینان

356
00:28:05,470 --> 00:28:06,680
کلانتر دیگه طرفت نیست

357
00:28:07,000 --> 00:28:09,730
همه‌ی معاون‌های درحال انجام وظیفه
شنیدن بیلینگز چطوری باهات صحبت کرد

358
00:28:09,750 --> 00:28:13,750
چقدر طول می‌کشه کُل کلانتری و
قوه‌ی قضاییه رو از دست بدی؟

359
00:28:14,760 --> 00:28:17,890
روی دیوارهای پله‌های طبقات
بالا هم چیزی نوشتن و

360
00:28:17,970 --> 00:28:20,220
تو کسی رو نفرستادی روشون رنگ بزنه

361
00:28:22,510 --> 00:28:24,890
این بخشی از برنامه‌ات نیست، مگه نه، برنی؟

362
00:28:25,440 --> 00:28:28,070
و جفت‌مون می‌دونیم که آمندسن بی‌مصرفـه

363
00:28:28,150 --> 00:28:30,190
اصلاً در مورد باروت نمی‌دونستی، نه؟

364
00:28:30,330 --> 00:28:32,420
چون اون نمی‌دونه باید دنبال چی بگرده

365
00:28:32,980 --> 00:28:35,730
تنها دلیل اینکه دیروز تونست
،اون مأمورها رو نجات بده

366
00:28:35,820 --> 00:28:38,070
این بود که من و کمیل کمک کردیم

367
00:28:38,990 --> 00:28:43,910
:الان حتماً با خودت میگی
«من دیگه چی کم دارم؟»

368
00:28:44,650 --> 00:28:45,860
من بهت میگم

369
00:28:46,810 --> 00:28:51,320
متحدینت دارن کم میشن و
انتخاب‌هات دارن محدود میشن

370
00:28:53,400 --> 00:28:55,110
تو چی کم داری، راب؟

371
00:28:56,420 --> 00:29:00,650
بعد از اینکه منو در موقعیتی قرار دادی که
چاره‌ای نداشتم جز اینکه

372
00:29:00,680 --> 00:29:02,980
،جون زنی که برام عزیز بود رو بگیرم

373
00:29:03,000 --> 00:29:06,920
جفت‌مون توافق کردیم اون دو نفری که
از بخش مکانیک دارن میان

374
00:29:06,940 --> 00:29:10,030
به عنوان مقصرینِ قتلش شناخته بشن و
بعدش قسر در رفتن

375
00:29:10,810 --> 00:29:14,360
حالا، شاید زنت دیروز کمک کرده باشه که
اون مأمورها رو نجات بدید ولی

376
00:29:14,440 --> 00:29:19,200
خودش تنها دلیلیـه که اون فراری‌ها
تونستن صحیح و سالم برگردن طبقاتِ پایینی

377
00:29:19,720 --> 00:29:22,720
ولی از قبل می‌دونستی، مگه نه؟

378
00:29:23,360 --> 00:29:26,160
با توجه به اینکه شما دوتا
چقدر با هم نزدیکید

379
00:29:39,510 --> 00:29:40,720
چی می‌خوای؟

380
00:29:41,420 --> 00:29:43,820
این پایین مشکل جاسوسی داریم، فرانسیس

381
00:29:43,850 --> 00:29:47,770
و من امیدوار بودم بتونی یکم بیشتر از
مارتی گلین کمکم کنی

382
00:29:48,150 --> 00:29:49,230
چرا اونوقت؟

383
00:29:49,260 --> 00:29:52,250
بیخیال، فرانسیس. جفت‌مون می‌دونیم
چه کسی رو تو خونه‌ات نگه می‌داری

384
00:29:53,260 --> 00:29:55,470
،یکی سعی کرده غذاها رو مسموم کنه

385
00:29:55,580 --> 00:29:57,080
اوضاع قراره خیلی بدتر بشه

386
00:29:57,260 --> 00:29:59,930
قضیـه جدیـه -
جدیـه؟ -

387
00:30:01,200 --> 00:30:02,200
شنیدی؟

388
00:30:02,340 --> 00:30:03,470
گفت جدیـه

389
00:30:03,490 --> 00:30:05,330
خب، به نظر جدی میاد

390
00:30:05,750 --> 00:30:06,870
شرمنده

391
00:30:07,710 --> 00:30:10,440
.خدایی، هنک
،اگه فکر می‌کنی جاسوسی می‌شناسم

392
00:30:10,460 --> 00:30:12,130
بهتره گورت رو گُم کنی -
...بیخیال -

393
00:32:01,670 --> 00:32:02,670
نه

394
00:32:03,570 --> 00:32:05,570
گفتم با فرانسیس به جایی نمی‌رسی

395
00:32:05,600 --> 00:32:09,310
آره. خب، حق با تو بود

396
00:32:16,130 --> 00:32:17,420
دنبال چی می‌گردی؟

397
00:32:17,510 --> 00:32:20,340
می‌دونیم جاسوس‌ها توی اتاق زباله‌گردی
،دستورات‌شون رو دریافت می‌کنن

398
00:32:20,750 --> 00:32:23,510
واسه همین یه لیست از آدمایی که
به این اتاق دسترسی دارن می‌خوایم

399
00:32:23,730 --> 00:32:26,280
کشوی پایینیه -
به چه اسمی ثبت‌شون کردی؟ -

400
00:32:26,300 --> 00:32:28,550
پیغام فرستادن تا ما رو بکُشن

401
00:32:29,350 --> 00:32:30,970
بیا ما هم یه پیغام بفرستیم

402
00:32:31,640 --> 00:32:32,640
مثلاً چی؟

403
00:32:33,270 --> 00:32:36,110
همین الانش هم با باروت
یه چیزی فرستادیم بالا

404
00:32:36,320 --> 00:32:38,610
،اگه به قدر کافی باروت داشتیم
می‌تونستیم تو رو بفرستیم

405
00:32:39,840 --> 00:32:42,550
تابحال به این فکر کردی
شاید به خاطر این می‌خوان بکُشنت که

406
00:32:42,580 --> 00:32:44,330
همیشه‌ی خدا روی مُخی؟

407
00:32:48,300 --> 00:32:50,140
انگار داره بهتون خوش می‌گذره

408
00:32:51,780 --> 00:32:53,410
چه کمکی از دست‌مون ساخته‌ست، واک؟

409
00:32:54,370 --> 00:32:56,470
می‌تونی در مورد سلول انفرادیِ
قوه‌ی قضاییه بهم بگی

410
00:32:56,500 --> 00:32:58,980
تو اونجا کار کردی -
من تو قوه‌ی قضاییه کار کردم -

411
00:32:59,000 --> 00:33:01,400
واک، بیخیال، این قضیه کمکی نمی‌کنه

412
00:33:01,420 --> 00:33:02,710
...میشه لطفاً

413
00:33:03,020 --> 00:33:04,440
خب؟

414
00:33:04,460 --> 00:33:07,460
افراد کمی توی قوه‌ی قضاییه
،در موردش خبر دارن

415
00:33:07,550 --> 00:33:09,680
چه برسه به اینکه بهش دسترسی داشته باشن

416
00:33:11,060 --> 00:33:14,980
می‌دونم آدمایی که میرن انفرادی
معمولاً بیرون نمیان

417
00:33:16,270 --> 00:33:17,590
و می‌دونم حق با شرلیـه

418
00:33:17,610 --> 00:33:20,400
این سؤال پرسیدن‌ها عاقبتِ خوبی نداره

419
00:33:20,550 --> 00:33:22,640
مکلین الان تو یه قلعه‌ست

420
00:33:23,510 --> 00:33:24,680
راهی وجود نداره

421
00:33:25,790 --> 00:33:28,250
حدأقل یه پیغام می‌تونم واسش بفرستم؟

422
00:33:28,280 --> 00:33:30,740
حتی نمی‌ذارن باربرها نزدیکِ راهبند بشن

423
00:33:30,850 --> 00:33:33,230
می‌تونی به یکی از دوستات بی‌سیم بزنی

424
00:33:33,250 --> 00:33:34,960
بیخیال، می‌تونی ازشون بخوای در حقت لطف کنن

425
00:33:34,990 --> 00:33:37,280
امروز چیزی توی بی‌سیم شنیدی، واک؟

426
00:33:37,570 --> 00:33:38,640
نه، چرا؟

427
00:33:38,670 --> 00:33:40,100
شهردار خاموشش کرده چون

428
00:33:40,120 --> 00:33:41,990
از حرفای کلانتر خوشش نیومد

429
00:33:43,800 --> 00:33:45,550
با کامپیوتر پیغام بفرست

430
00:33:45,570 --> 00:33:46,950
اون رو هم خاموش کرده

431
00:33:51,180 --> 00:33:55,810
‫۲۵ سال پیش، من به قدر کافی تلاش نکردم.
‫واسه همین در وهله‌ی اول از دست دادمش.

432
00:33:56,450 --> 00:33:59,040
لعنت به من اگه این بار
نهایت تلاشم رو نکنم

433
00:33:59,060 --> 00:34:00,400
واک -
نه -

434
00:34:02,100 --> 00:34:04,690
کسی اون سمتِ راهبند هست که

435
00:34:04,710 --> 00:34:07,000
اونقدر بهش اعتماد داشته باشی که
پیغامی بهش بدی؟

436
00:34:07,030 --> 00:34:08,790
در مورد انفرادیِ قوه‌ی قضاییه؟

437
00:34:10,400 --> 00:34:11,610
نه

438
00:34:14,820 --> 00:34:17,840
دوباره رمز اتبش رو نشونم بده

439
00:34:19,910 --> 00:34:21,080
...خب. فقط

440
00:34:22,040 --> 00:34:23,670
نه، منطقی نیست

441
00:34:24,330 --> 00:34:25,710
همون متن اصلی رو نشون بده

442
00:34:35,560 --> 00:34:36,940
اگه حروف نباشن چی؟

443
00:34:38,840 --> 00:34:42,590
همه چیز رو در مورد
رمزهای عددی بهم نشون بده

444
00:36:12,950 --> 00:36:15,580
این اسم‌ها رو از زمانی که
داخل قوه‌ی قضاییه بودی به خاطر میاری؟

445
00:36:15,950 --> 00:36:17,030
هنوز نه

446
00:36:17,970 --> 00:36:20,260
همیشه فکر می‌کردم لورلای جاسوسـه

447
00:36:20,290 --> 00:36:22,830
لورلای درستـه عوضیـه، ولی جاسوس نیست

448
00:36:23,560 --> 00:36:27,060
نمی‌تونیم مطمئن باشیم که فقط از همونجا
دستوراتشون رو دریافت می‌کنن

449
00:36:28,470 --> 00:36:29,550
کت؟

450
00:36:30,300 --> 00:36:31,510
یه مشکلی پیش اومده

451
00:36:31,710 --> 00:36:32,710
چی شده؟

452
00:36:32,800 --> 00:36:35,050
بعد از اینکه رفتی، فرانسیس گفت
باید بره یه جایی

453
00:36:35,130 --> 00:36:37,260
،مطمئن بودم دروغ میگه
واسه همین دنبالش کردم

454
00:36:37,340 --> 00:36:39,300
دنبالش کردی؟ -
رفت کافه‌تریا -

455
00:36:39,750 --> 00:36:41,670
اوضاع داره از کنترل خارج میشه -
کلانتر -

456
00:36:42,110 --> 00:36:45,070
بهتون برنخوره ها ولی اگه
،همین الانش هم از کنترل خارج شده باشه

457
00:36:45,090 --> 00:36:47,560
یکی رو لازم داری که
مردم به حرفش گوش بدن

458
00:37:58,410 --> 00:37:59,470
!نزدیکم نشید

459
00:37:59,500 --> 00:38:00,500
!کنار هم بمونید

460
00:38:01,220 --> 00:38:02,970
!برید کنار! آهای! آروم باشید

461
00:38:04,060 --> 00:38:06,020
!برید عقب -
اون سعی کرد ما رو بکُشه -

462
00:38:06,050 --> 00:38:07,070
اون غذامون رو مسموم کرد

463
00:38:07,100 --> 00:38:08,940
!نه، نکردم، به خدا! از اونا بپرسید

464
00:38:08,960 --> 00:38:10,670
من بهشون گفتم غذاها مسموم شده. کار من نبوده

465
00:38:10,700 --> 00:38:12,860
!دروغگوی کثافت -
!دروغ نمیگم -

466
00:38:12,940 --> 00:38:14,880
!جلو نیاید -
راست میگه -

467
00:38:14,940 --> 00:38:17,320
میو بهمون گفت غذاها مسموم شدن

468
00:38:17,360 --> 00:38:19,960
دیدی؟ زنیکه‌ی دریده

469
00:38:19,990 --> 00:38:21,870
!خیلی‌خب! خیلی‌خب! برید عقب

470
00:38:22,450 --> 00:38:24,870
!خیلی‌خب! خیلی‌خب! برید عقب

471
00:38:24,970 --> 00:38:26,930
لطف کردی نذاشتی کسی صدمه ببینه

472
00:38:28,330 --> 00:38:29,330
چی؟

473
00:38:31,420 --> 00:38:32,420
آهای

474
00:38:34,920 --> 00:38:37,340
این روزا حال مادرت چطوره، میو؟

475
00:38:39,470 --> 00:38:40,720
...داروهاش

476
00:38:41,160 --> 00:38:43,850
،همینجوریش هم کمیاب بودن
،ولی بعد از بستنِ راه‌ها

477
00:38:45,310 --> 00:38:46,900
حتماً گیر آوردن‌شون خیلی سختـه

478
00:38:56,570 --> 00:38:57,650
اون تو بخش پزشکیـه

479
00:38:59,460 --> 00:39:00,920
بالای راهبند

480
00:39:05,560 --> 00:39:06,890
مجبور بودم

481
00:39:07,760 --> 00:39:09,650
...اگه کاری که گفته بودن رو نمی‌کردم

482
00:39:09,680 --> 00:39:11,390
می‌ترسیدی بلایی سرش بیارن

483
00:39:13,580 --> 00:39:15,250
چاره‌ای نداشتم

484
00:39:17,300 --> 00:39:19,260
ولی مطمئن شدم کسی صدمه نبینه

485
00:39:19,280 --> 00:39:21,370
دستور کُشتنِ ناکس و شرلی چی؟

486
00:39:21,960 --> 00:39:23,630
بهم گفتن اون یادداشت رو بذارم

487
00:39:24,350 --> 00:39:25,940
گفتن مردم رو ناراحت می‌کنه

488
00:39:26,860 --> 00:39:28,190
گفتن به جون هم می‌ندازتشون

489
00:39:28,950 --> 00:39:30,540
خب، گمونم جواب داده

490
00:39:31,750 --> 00:39:32,840
خواهش می‌کنم

491
00:39:34,070 --> 00:39:35,070
من رو نکُشید

492
00:39:36,100 --> 00:39:37,180
من هم یکی از شمام

493
00:39:38,980 --> 00:39:40,610
این کارش همچین بی‌ارزش هم نیست

494
00:39:47,570 --> 00:39:48,990
ما نمی‌کُشیمت

495
00:39:50,400 --> 00:39:53,030
مثل طبقات بالا نمی‌فرستیمت معدن

496
00:39:54,610 --> 00:39:58,490
،بهت کارهای سخت میدیم
همینجا توی خونه‌ات

497
00:39:59,860 --> 00:40:01,990
یه مدتی بهت سخت می‌گیریم

498
00:40:03,230 --> 00:40:04,940
بهت یادآوری می‌کنیم کی هستی

499
00:40:06,730 --> 00:40:08,650
مطمئن میشیم حال مادرت خوبـه

500
00:40:10,620 --> 00:40:13,290
و دیگه هرگز به بخش مکانیک خیانت
نمی‌کنی، باشه؟

501
00:40:15,200 --> 00:40:17,740
نه، هرگز

502
00:40:26,030 --> 00:40:27,780
رمز کتابیـه

503
00:40:27,810 --> 00:40:31,970
،خیلی‌خب، حروف در اصل حروف نبودن
عدد بودن

504
00:40:32,500 --> 00:40:36,160
خب، هر عدد نماینده‌ی یه کلمه توی

505
00:40:36,190 --> 00:40:39,530
یه صفحه‌ی خاص از یه کتابِ خاصـه

506
00:40:40,170 --> 00:40:43,340
و گمون کنم صفحه‌ی ۷۷ باشه

507
00:40:43,440 --> 00:40:45,760
چون ۷ تنها عددیـه که کوئین داخلِ

508
00:40:45,790 --> 00:40:50,640
پیامش به صورت غیررمزی و
اون هم دوبار ازش استفاده کرده

509
00:40:53,620 --> 00:40:56,490
این تئوری‌ات رو با کتاب‌های
داخلِ میراث امتحان کردی؟

510
00:40:57,940 --> 00:41:00,540
آره، هیچکدوم از کتاب‌ها مطاقبت نداشت

511
00:41:00,560 --> 00:41:02,730
پس اشتباه می‌کنی -
نه، نمی‌کنم -

512
00:41:03,070 --> 00:41:07,530
صرفاً یعنی کوئین از کتاب‌های داخل میراث
،برای رمزنگاری پیامش استفاده نکرده

513
00:41:08,810 --> 00:41:13,360
که منطقیـه چون می‌خواسته پیامش
رمزگشایی بشه

514
00:41:13,950 --> 00:41:19,350
،فقط دو نفر به اون اتاق دسترسی دارن
به اون کتاب‌ها

515
00:41:20,740 --> 00:41:23,700
پس، از یه عتیقه استفاده کرده

516
00:41:25,150 --> 00:41:28,320
یه کتابی که داخل سیلو پیدا میشه

517
00:41:28,400 --> 00:41:29,940
دقیقاً

518
00:41:30,180 --> 00:41:34,980
یه کتابی می‌خوایم که
بیشتر از ۱۴۰ سال قدمت داشته باشه

519
00:41:35,340 --> 00:41:37,590
شاید حتی یه چیزی که
متعلق به خودِ کوئین بوده

520
00:41:39,650 --> 00:41:44,660
کسی رو می‌شناسی که ممکنه
همچین عتیقه‌ای داشته باشه؟

521
00:41:48,310 --> 00:41:49,480
یه نفر

522
00:41:51,570 --> 00:41:52,990
قبلاً می‌شناختم

523
00:41:56,400 --> 00:42:00,400
و یه کتاب دارم که
می‌تونی باهاش شروع کنی

524
00:42:09,810 --> 00:42:12,240
« جادوگر شهر اُز »

525
00:42:30,360 --> 00:42:33,100
اینجوری تو تاریکی می‌شینی
چشمات اذیت میشه ها

526
00:42:41,170 --> 00:42:42,880
با برنارد صحبت کردی

527
00:42:44,760 --> 00:42:47,300
بهت گفت که به اون دو نفر از
بخش مکانیک کمک کردم فرار کنن

528
00:42:49,840 --> 00:42:52,110
تو تازه سوگند خورده بودی و قاضی شده بودی

529
00:42:52,340 --> 00:42:55,720
هنوز سعی داشتی دوباره دلِ
برنارد رو به دست بیاری که هوشمندانه هم بود

530
00:42:55,930 --> 00:42:57,720
ولی دوست پیدا کردن؟

531
00:42:57,810 --> 00:42:59,020
این هم هوشمندانه‌ست

532
00:43:02,430 --> 00:43:06,560
واسه همین بی‌خبر همچین کاری کردی؟ -
نه. سعی داشتم ازت محافظت کنم -

533
00:43:07,540 --> 00:43:10,210
می‌دونستم که برنارد بالأخره می‌فهمه

534
00:43:11,670 --> 00:43:14,880
باید فکر می‌کرد که من خود مختار
دست به این کار زدم

535
00:43:14,910 --> 00:43:17,500
برنارد نباید فکر می‌کرد که تو
توی فرار اون دو نفر دخلی داشتی و

536
00:43:17,520 --> 00:43:18,690
هنوز هم اینطور فکر نمی‌کنه

537
00:43:18,710 --> 00:43:20,960
می‌خوای با شورشی‌ها دوست بشی، کمیل؟

538
00:43:22,040 --> 00:43:23,630
می‌دونی چقدر خطرناکن؟

539
00:43:23,670 --> 00:43:24,960
اونوقت برنارد خطرناک نیست؟

540
00:43:31,750 --> 00:43:34,380
ما نمی‌دونیم تهِ این ماجرا چی میشه

541
00:43:35,220 --> 00:43:38,010
پس تا وقتی بفهمیم، با دو طرف بازی می‌کنیم

542
00:43:38,900 --> 00:43:40,150
آره

543
00:43:40,870 --> 00:43:42,870
ولی همدیگه رو بازی نمی‌دیم

544
00:43:43,470 --> 00:43:45,510
،کاری که سر صبحونه سعی داشتی بکنی

545
00:43:46,480 --> 00:43:49,910
سعی داشتی جلوی من رو بگیری تا
...با برنارد صحبت نکنم تا خبردار نشم

546
00:43:54,660 --> 00:43:58,750
یا با هم همکاری می‌کنیم یا
هیچ کاری نمی‌کنیم

547
00:44:00,390 --> 00:44:01,640
دیگه رازی بین‌مون نباشه

548
00:44:08,140 --> 00:44:09,640
دیگه رازی بین‌مون نباشه

549
00:45:46,220 --> 00:45:48,560
راهی واسه فرستادن پیام به بالا نیست؟

550
00:45:50,230 --> 00:45:51,690
عمراً

551
00:48:29,370 --> 00:48:33,210
قربان، دوربینِ کارگاهِ مارتا واکر
برای سی ثانیه روشن شد

552
00:48:33,530 --> 00:48:35,280
سعی داریم دوباره روشنش کنیم

553
00:48:35,370 --> 00:48:37,750
همون اول چطوری فعال شد؟

554
00:48:37,770 --> 00:48:39,950
فکر می‌کنیم خودش روشنش کرده

555
00:48:40,780 --> 00:48:41,970
چرا باید همچین کاری بکنه؟

556
00:48:41,990 --> 00:48:44,470
من با دوربین‌ها حرکاتِ
چند روز گذشته‌ی مکلین رو بررسی کردم تا

557
00:48:44,490 --> 00:48:46,840
ببینم چطوری باروت رو جابجا کرده

558
00:48:46,870 --> 00:48:49,460
چیزی دستیگرم نشد، ولی بعد اینو دیدم

559
00:48:51,630 --> 00:48:54,550
این مال زمانیـه که معاونِ بخش مکانیک رو
فرستادید که دستگیرش کنه و

560
00:48:54,570 --> 00:48:58,010
مکلین رو زمانی که دارید سخنرانی می‌کنید
بندازه تو بازداشتگاه

561
00:49:02,050 --> 00:49:03,430
سوابق‌شون رو چک کردم

562
00:49:04,120 --> 00:49:06,200
اونا ۲۵ سال پیش طلاق گرفتن

563
00:49:07,410 --> 00:49:09,870
ولی هنوز برای همدیگه مهمن

564
00:49:13,310 --> 00:49:15,320
کارت خیلی خوب بود، آقای آمندسن

565
00:49:20,170 --> 00:49:21,300
سولو؟

566
00:49:32,340 --> 00:49:42,340
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

