1
00:00:00,100 --> 00:00:02,880
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

2
00:00:02,880 --> 00:00:04,230
‫بذارین رد بشن!

3
00:00:04,230 --> 00:00:05,580
‫بذارین رد بشن!

4
00:00:05,590 --> 00:00:07,190
‫بذارین رد بشن!

5
00:00:07,550 --> 00:00:08,650
‫بذارین رد بشن!

6
00:00:08,650 --> 00:00:09,820
‫بذارین رد بشن!

7
00:00:09,820 --> 00:00:11,420
‫بذارین رد بشن!

8
00:00:33,870 --> 00:00:35,160
‫چه خبره؟

9
00:00:35,160 --> 00:00:37,160
‫مامورها اجازه نمیدن
‫اجناس‌مون به دستمون برسن

10
00:00:37,160 --> 00:00:38,990
‫- بذارین رد بشن!
‫- چه اجناسی؟

11
00:00:39,000 --> 00:00:43,300
‫همه‌شون. بذارین رد بشن!
‫بذارین رد بشن!

12
00:00:43,290 --> 00:00:44,620
‫بذارین رد بشن!

13
00:00:44,620 --> 00:00:45,920
‫بذارین رد بشن!

14
00:00:49,840 --> 00:00:51,440
‫آروم

15
00:00:53,140 --> 00:00:54,740
نوک انگشتم بهت خورد

16
00:00:56,100 --> 00:00:57,100
‫درد می‌کنه؟

17
00:00:57,100 --> 00:00:58,980
‫معلومه که درد می‌کنه لامصب

18
00:01:00,890 --> 00:01:04,430
‫باید تمام بچه‌ها رو جمع کنیم اینجا
‫تا ببینن داری بابت یه خراش گریه می‌کنی

19
00:01:06,780 --> 00:01:08,380
‫میشه اینقدر سروصدا نکنین؟

20
00:01:11,150 --> 00:01:12,990
‫- ممنون
‫- یکی طلبم

21
00:01:15,410 --> 00:01:18,580
‫واک، مک‌کلین رو پس می‌گیریم

22
00:01:20,160 --> 00:01:22,160
‫رئیس بخش تدارکاته. زیادی آدم مهمیه

23
00:01:22,750 --> 00:01:24,620
‫اونم مثل ماها دشمن اوناست

24
00:01:24,620 --> 00:01:27,430
‫پس رئیس هرکجا هم باشه اهمیتی نداره

25
00:01:29,300 --> 00:01:31,800
‫کلانتر داره دنبال‌تون می‌گرده
‫پس بهتره برین

26
00:01:32,800 --> 00:01:34,400
‫آره، داره دنبال توام می‌گرده واک

27
00:01:35,050 --> 00:01:36,970
‫خب پس راحت می‌تونه پیدام کنه
‫مگه نه؟

28
00:01:36,970 --> 00:01:38,570
‫چون قرار نیست جایی برم

29
00:01:52,280 --> 00:01:53,280
‫این کیه؟

30
00:01:53,280 --> 00:01:57,450
‫مارک، این "شرلی"ـه
‫مهارت مکانیکیش دو برابر منه

31
00:01:57,450 --> 00:01:59,050
‫بهتر از تو بودن چندانم سخت نیست

32
00:01:59,410 --> 00:02:00,950
‫برام سوال بود کی قراره برگردی

33
00:02:00,950 --> 00:02:02,700
‫عجب بند و بساطی اینجا داری

34
00:02:02,710 --> 00:02:04,750
‫آره، زیاد نیستیم، ولی کارو راه می‌اندازیم

35
00:02:06,080 --> 00:02:07,680
‫لی

36
00:02:16,930 --> 00:02:18,530
‫پشمام

37
00:02:21,020 --> 00:02:24,110
‫از مارک خواستم هرکی ازش خواست
‫سلاح بسازه، بهش جواب رد بده

38
00:02:25,520 --> 00:02:27,120
‫و فقط برای تو درست کنه؟

39
00:02:27,940 --> 00:02:30,530
‫مامورها جلوی بارها رو گرفتن

40
00:02:31,570 --> 00:02:35,200
‫از جمله غذا و... فقط هم این نیست

41
00:02:36,990 --> 00:02:40,030
‫اومدم موجودی انبار رو برای صبحونه چک کنم
‫و دیدم روی همه‌ش هست

42
00:02:40,040 --> 00:02:44,090
‫میوه‌ها، سبزیجات، گوشت
‫حتی تخم‌مرغ‌ها

43
00:02:44,960 --> 00:02:46,250
‫چیه؟

44
00:02:46,250 --> 00:02:48,460
‫فقط یه چیز این رنگ آبی خاص رو داره

45
00:02:48,460 --> 00:02:50,060
‫مرگ موش

46
00:02:51,960 --> 00:02:53,500
‫مطمئنی؟

47
00:02:53,510 --> 00:02:55,550
‫یه چیز دیگه‌ای قبل از من اومده بود اینجا

48
00:02:57,590 --> 00:03:01,180
‫مهم اینه که، یه نفر این‌کارو کرده

49
00:03:01,180 --> 00:03:03,600
‫شاید این قضیه به جلوگیری
‫از رسیدن بارها ربط داشته باشه

50
00:03:03,600 --> 00:03:05,270
‫از برنارد بعید نیست

51
00:03:05,270 --> 00:03:08,520
‫ولی این یعنی یکی این پایین
‫داره باهاش همکاری می‌کنه

52
00:03:09,360 --> 00:03:11,240
‫درهرحال، یه نقشه‌ی جدید لازم داریم

53
00:03:13,150 --> 00:03:14,440
‫بذارین رد بشن!

54
00:03:14,440 --> 00:03:16,650
‫یک حقیقتی وجود داره، آقای آموندسن

55
00:03:17,200 --> 00:03:21,410
‫که از دوران قدیم تا الان
‫در مورد تمدن بشر صدق می‌کرده

56
00:03:22,330 --> 00:03:25,710
‫بین یک جامعه‌ی کارآمد و هرج و مرج

57
00:03:25,710 --> 00:03:28,050
‫فقط 9 وعده غذا فاصله‌ست

58
00:04:52,170 --> 00:04:54,170
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

59
00:04:57,510 --> 00:04:59,930
‫« ســیــلــو »

60
00:05:03,550 --> 00:05:11,560
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

61
00:05:11,560 --> 00:05:12,810
‫این دیگه کدوم خریه؟

62
00:05:12,810 --> 00:05:15,730
‫این "فیلیکس"ـه
‫دست راست دکترمون بوده

63
00:05:17,070 --> 00:05:19,320
‫فکر می‌کنین فقط چون یه تبهکار پست هستم

64
00:05:19,320 --> 00:05:22,280
‫نیازی... نیازی به دکتر ندارم؟
‫دست راستش برام بسه؟

65
00:05:22,280 --> 00:05:26,580
‫نه. دکتر فیلان رفته
‫پیش خانواده‌ش توی بخش میانی بمونه

66
00:05:26,580 --> 00:05:28,180
‫معلومه که رفته

67
00:05:29,120 --> 00:05:31,960
‫اصلاً چند سالته بچه‌جون؟
‫شروع کردی به اصلاح کردن؟

68
00:05:32,540 --> 00:05:33,920
‫اصلاً پشت لبت سبز شده؟

69
00:05:33,920 --> 00:05:37,090
‫دکتر اگر فکر نمی‌کرد دست راستش
‫آماده‌ست، جایی نمی‌رفت

70
00:05:37,090 --> 00:05:38,690
‫از این بابت مطمئنی؟

71
00:05:39,720 --> 00:05:41,320
‫از پسش برمیای، مگه نه؟

72
00:05:45,140 --> 00:05:46,740
‫فقط گلوله رو در بیار

73
00:05:51,480 --> 00:05:54,070
‫وایسا ببینم، یه لحظه وایسا
‫یه لحظه وایسا لامصب

74
00:05:54,060 --> 00:05:55,660
‫چیزی یادت نرفته؟

75
00:05:57,270 --> 00:05:59,060
‫مسکن، فیلیکس

76
00:05:59,070 --> 00:06:02,240
‫قبل از اینکه دست کنی تو زخمم
‫باید بهم مسکن بدی

77
00:06:02,240 --> 00:06:03,840
‫یه عالمه مسکن

78
00:06:06,490 --> 00:06:08,330
‫فقط دکترها مسکن‌های قوی دارن

79
00:06:10,410 --> 00:06:12,010
‫من آسپیرین دارم

80
00:06:13,920 --> 00:06:15,520
‫آسپیرین داره

81
00:06:19,050 --> 00:06:20,260
‫« کثلین »

82
00:06:20,260 --> 00:06:23,100
‫« وقتی این پیام به دستت رسید، پیام بده »

83
00:06:23,090 --> 00:06:27,760
‫واقعاً می‌خوای بازداشتشون کنی؟
‫ناکس، شرلی، واکر؟

84
00:06:29,850 --> 00:06:31,940
‫من سوگند خوردم از فرمان محافظت کنم
‫« کثلین بیلینگز: کلیر خوابه، تو خوبی؟ »

85
00:06:31,930 --> 00:06:35,180
‫ناکس و شرلی باید بازداشت بشن
‫« دکتر لازم دارم. نه برای خودم، نه رسماً »

86
00:06:35,190 --> 00:06:37,480
‫هم بخاطر صلاح خودشون هم صلاح سیلو

87
00:06:37,480 --> 00:06:40,040
‫« کثلین بیلینگز: یکی رو می‌شناسم »
‫« بفرستش کلانتری بخش مکانیکی »

88
00:06:40,040 --> 00:06:43,040
‫« کثلین بیلینگز: می‌خوای خودم بیام؟ »
‫« امن نیست. دوستت دارم. کلیر رو بغل کن »

89
00:06:51,950 --> 00:06:54,990
‫اگر فکر می‌کنی باید همچین کاری بکنیم
‫می‌تونم بهت کمک کنم پیداشون کنی

90
00:06:56,880 --> 00:06:58,480
‫مشخصه که تو همچین فکری نمی‌کنی

91
00:06:59,090 --> 00:07:00,690
‫مهم نیست من چی فکر می‌کنم

92
00:07:01,420 --> 00:07:03,800
‫وقتی کلانتر هولستون
‫بهم گفت دستمو بذارم روی فرمان

93
00:07:03,800 --> 00:07:05,400
‫سوگند خوردم

94
00:07:05,550 --> 00:07:09,550
‫هنک... اگر همونطور که میگی
‫شهروندهای خوبی هستن

95
00:07:10,140 --> 00:07:11,740
‫خودشون رو تحویل میدن

96
00:07:15,980 --> 00:07:17,810
‫آروم باشین!

97
00:07:17,810 --> 00:07:20,020
‫خودتون رو تحویل بدین!
‫خودتون رو تحویل بدین!

98
00:07:20,020 --> 00:07:21,620
‫خفه‌شین دیگه!

99
00:07:25,360 --> 00:07:27,190
‫همه‌تون شنیدین چی میگن

100
00:07:27,190 --> 00:07:28,990
‫که ما قاضی مدوز رو کشتیم

101
00:07:29,700 --> 00:07:32,330
‫به جان خودم قسم، دروغه

102
00:07:33,910 --> 00:07:37,500
‫رفتیم اونجا باهاش صحبت کنیم
‫و دیدیم مرده

103
00:07:37,500 --> 00:07:41,250
‫برنارد هالند و رابرت سیمز
‫برای ما پاپوش دوختن

104
00:07:41,250 --> 00:07:43,420
‫و شانس آوردیم که زنده برگشتیم

105
00:07:43,420 --> 00:07:45,460
‫ما تا کی زنده می‌مونیم؟

106
00:07:47,010 --> 00:07:50,390
‫من دو تا بچه دارم
‫و من گرسنه می‌مونم تا غذایی گیر اونا بیاد

107
00:07:50,390 --> 00:07:53,100
‫ولی وقتی چیزی برای اونا هم نموند چی؟

108
00:07:53,720 --> 00:07:56,390
‫واقعاً می‌خواین بچه‌هامون رو مجبور کنین
‫بخاطر شما گرسنگی بکشن؟

109
00:07:59,400 --> 00:08:01,820
‫بنظر من که اونا همین الانشم برنده شدن

110
00:08:03,900 --> 00:08:05,150
‫یه نگاهی به خودمون بندازین

111
00:08:05,150 --> 00:08:09,110
‫آماده‌ایم اگر خودشون رو تحویل ندن
‫ دو تا از مردم خودمون رو تکه‌پاره کنیم

112
00:08:10,990 --> 00:08:13,370
‫شاید می‌خواین منم برم

113
00:08:13,910 --> 00:08:15,510
‫می‌تونین همچین کاری بکنین

114
00:08:15,830 --> 00:08:17,250
‫ولی بعدش، دو روز دیگه

115
00:08:17,250 --> 00:08:21,880
‫همه‌مون رو روی اون تپه می‌بینین
‫که درحال رفتن دنبال جولز مردیم

116
00:08:21,880 --> 00:08:25,010
‫یا بیرون بخش قضایی
‫با طناب دارمون می‌زنن

117
00:08:26,510 --> 00:08:28,510
‫ولی غذاهاتون به دستتون می‌رسه

118
00:08:29,130 --> 00:08:31,510
‫برنارد سرتون رو نوازش می‌کنه و میگه

119
00:08:31,510 --> 00:08:33,930
‫"آفرین. حالا برگردین سر کار"

120
00:08:36,310 --> 00:08:38,100
‫همچین چیزی حس پیروزی بهتون میده؟

121
00:08:38,100 --> 00:08:41,810
‫نه، ولی به اونا میده
‫چون دقیقاً می‌خوان همینطوری باشیم

122
00:08:41,810 --> 00:08:45,230
‫که با همدیگه درگیر بشیم
‫که از قوانین‌شون پیروی کنیم

123
00:08:45,230 --> 00:08:48,530
‫که باور کنیم هر مشکلی پیش میاد تقصیر ماست

124
00:08:49,490 --> 00:08:51,090
‫چون همیشه همین وضع بوده

125
00:08:52,660 --> 00:08:54,500
‫ولی این معنیش این نیست
‫که همچین وضعی درسته

126
00:08:55,490 --> 00:08:56,660
‫ما مردم بخش مکانیکی هستیم

127
00:08:56,670 --> 00:08:58,790
‫سر غذا دعوا نمی‌کنیم
‫بین همدیگه تقسیم می‌کنیم

128
00:08:59,790 --> 00:09:01,870
‫بابت کمبودها همدیگه رو سرزنش نمی‌کنیم

129
00:09:01,880 --> 00:09:04,510
‫منابع‌مون رو جمع می‌کنیم
‫صرفه‌جویی و قناعت می‌کنیم...

130
00:09:04,500 --> 00:09:06,120
‫نمی‌خوایم گرسنگی بکشیم!

131
00:09:06,120 --> 00:09:07,710
‫نمی‌خوایم گرسنگی بکشیم!

132
00:09:17,430 --> 00:09:21,810
‫گوش کنین! گوش کنین!
‫هیچکس گرسنگی نمی‌کشه. نه امروز. تدی

133
00:09:25,360 --> 00:09:28,280
‫هرکسی که توی اتاق
‫ زباله‌گردی کار کرده می‌دونه

134
00:09:29,360 --> 00:09:33,780
‫تمام چیزایی که از کانال‌های
‫تخلیه‌ی زباله میان پایین زباله نیستن

135
00:09:45,380 --> 00:09:50,470
‫"با تشکر از دوستان‌مون در بخش مکانیکی
‫ممنون که همیشه برق رو وصل نگه می‌دارین"

136
00:09:50,470 --> 00:09:55,100
‫"از طرف دوستان‌تون در طبقه‌ی 122
‫جولیت زنده‌ست"

137
00:10:00,930 --> 00:10:02,530
‫دکتر نیکولز؟

138
00:10:04,190 --> 00:10:05,790
‫عه، کثلین

139
00:10:07,110 --> 00:10:09,950
‫اینجا چیکار می‌کنی؟ کلیر خوبه؟

140
00:10:10,570 --> 00:10:13,780
‫کلیر خوابه، پس منم خوبم

141
00:10:15,530 --> 00:10:17,130
‫شوهرم یه لطفی ازتون می‌خواد

142
00:10:19,450 --> 00:10:21,330
‫هنوزم توی بخش مکانیکیه؟

143
00:10:21,910 --> 00:10:23,510
‫آره

144
00:10:25,630 --> 00:10:27,720
‫یکی اون پایین هست
‫که نیاز به دکتر داره

145
00:10:32,880 --> 00:10:35,090
‫فکر کنم یه روند خاصی برای درخواست دکتر

146
00:10:35,090 --> 00:10:36,840
‫از طریق کلانتری هست

147
00:10:39,640 --> 00:10:41,310
‫ترجیح میده اونطوری انجامش نده

148
00:10:55,700 --> 00:10:58,950
‫قربان، شنیدیم متحدهای بخش مکانیکی
‫دارن از کانال‌های زباله غذا می‌اندازن پایین

149
00:10:59,540 --> 00:11:02,460
‫سریع‌تر از برنامه شروع شد، که خبر خوبیه

150
00:11:02,450 --> 00:11:04,330
‫روند برنامه‌ی زمانی‌مون رو تسریع می‌کنه

151
00:11:04,330 --> 00:11:06,410
‫دم تمام کانال‌های تخلیه‌ی زباله
‫یه مامور بذار

152
00:11:06,420 --> 00:11:08,550
‫- چشم قربان
‫- هر غذایی که دریافت کردن

153
00:11:08,540 --> 00:11:10,140
‫به‌زودی تمام میشه

154
00:11:17,850 --> 00:11:21,440
‫پس، وقتی غذامون تمام شد
‫دیگه تمومه؟

155
00:11:22,350 --> 00:11:23,950
‫تسلیم میشیم؟

156
00:11:26,730 --> 00:11:28,330
‫مانع توی کدوم طبقه‌ست؟

157
00:11:28,770 --> 00:11:30,370
‫130

158
00:11:34,030 --> 00:11:35,630
‫اگر توی 120 بود چی؟

159
00:12:00,180 --> 00:12:01,850
‫اون پایین بهت نیاز دارن

160
00:12:01,850 --> 00:12:03,560
‫حالا بیشتر از همیشه نیاز دارن

161
00:12:06,810 --> 00:12:08,600
‫اومدم، اومدم بابا، اومدم!

162
00:12:08,600 --> 00:12:11,980
‫می‌خوای درو از جا بکنی؟

163
00:12:11,980 --> 00:12:13,580
‫اونقدرام کر نیستم

164
00:12:14,230 --> 00:12:16,320
‫واکر، این کلانتر "بیلینگز"ـه

165
00:12:18,610 --> 00:12:22,200
‫معاون جولیت بودی
‫اومدی دستگیرم کنی؟

166
00:12:23,200 --> 00:12:28,000
‫قبلش، می‌خوام یه سری سوال در مورد
‫ اتفاقی که برای قاضی مدوز افتاد بپرسم

167
00:12:28,000 --> 00:12:29,840
‫من از کجا بدونم؟
‫من که نرفتم داخل

168
00:12:30,670 --> 00:12:32,960
‫- از ناکس و شرلی بپرس
‫- حتماً بهت گفتن چی شده

169
00:12:32,960 --> 00:12:36,340
‫ببین، تا نفهمیدی
مک‌لین رو کجا نگه می‌دارن

170
00:12:36,340 --> 00:12:39,550
‫در مورد هیچکس حرف نمی‌زنم
‫چه برسه به قاضی مدوز

171
00:12:40,470 --> 00:12:42,890
‫کارلا مک‌لین. رئیس بخش تدارکاته

172
00:12:42,890 --> 00:12:45,600
‫آخرین بار توی کافه‌ی طبقه‌ی 70 دیدمش

173
00:12:45,600 --> 00:12:47,140
‫قطعاً تا الان بازداشتش کردن

174
00:12:47,140 --> 00:12:50,230
‫و می‌خوام بدونم زنده و سالمه یا نه

175
00:12:50,900 --> 00:12:52,110
‫اگر اینطور بود، باهاتون حرف می‌زنم

176
00:12:52,110 --> 00:12:55,780
‫اگر نبود، گمونم بهتره
‫برین ناکس و شرلی رو پیدا کنین

177
00:12:55,780 --> 00:12:58,160
‫- صبر کن
‫- یه سری سوال در مورد یه قتل...

178
00:13:08,080 --> 00:13:09,680
‫نمی‌تونین از اینجا جلوتر برین

179
00:13:10,170 --> 00:13:11,170
‫من دکترم

180
00:13:11,170 --> 00:13:13,460
‫یه موقعیت فوری پزشکی پیش اومده
‫ازم خواستن برم کمک

181
00:13:13,460 --> 00:13:15,060
‫برگرد برو

182
00:13:15,750 --> 00:13:17,330
‫کلانتر بیلینگز خواسته بیام

183
00:13:17,340 --> 00:13:20,130
‫من که خبر ندارم
‫پس از اینجا رد نمیشی

184
00:13:24,010 --> 00:13:25,930
‫برگرد بالا

185
00:13:26,520 --> 00:13:29,940
‫- یه زن داره زایمان می‌کنه. اضطراریه
‫- تو کی باشی؟

186
00:13:29,940 --> 00:13:33,150
‫کثلین بیلینگز. شوهرم کلانتره

187
00:13:34,310 --> 00:13:36,100
‫می‌دونی سزارین چیه؟

188
00:13:36,610 --> 00:13:38,820
‫یعنی بریدن شکم مادر و درآوردن بچه

189
00:13:39,400 --> 00:13:42,490
‫در تمام سیلو دو تا دکتر هست
‫که می‌تونن همچین عملی انجام بدن

190
00:13:42,490 --> 00:13:43,780
‫دکتر نیکولز یکیشونه

191
00:13:43,780 --> 00:13:44,860
‫ببین، بهم دستور دادن...

192
00:13:44,870 --> 00:13:47,290
‫اگر اتفاقی برای اون زن بیفته

193
00:13:48,160 --> 00:13:53,540
‫بند 12 بخش 6 فرمان رو زیر پا گذاشتی

194
00:13:53,540 --> 00:13:56,420
‫"جلوگیری از دسترسی یک شهروند
‫به خدمات درمانی نجات‌بخش"

195
00:14:00,880 --> 00:14:02,480
‫دو نفر دارن رد میشن!

196
00:14:02,930 --> 00:14:04,530
‫و یه بچه!

197
00:14:04,970 --> 00:14:06,760
‫سه نفر دارن رد میشن! برید عقب!

198
00:14:06,760 --> 00:14:09,390
‫اگر رفتین، شاید نتونین برگردین

199
00:14:09,390 --> 00:14:13,270
‫- برید! بجنبین! برید!
‫- برید عقب! گفتم برید عقب!

200
00:14:13,270 --> 00:14:14,870
‫برید!

201
00:14:15,690 --> 00:14:17,190
‫چیزی نیست، چیزی نیست

202
00:14:17,190 --> 00:14:20,190
‫برید عقب! برید پایین ببینم

203
00:14:27,200 --> 00:14:33,080
‫اول سعی کردم هر حرف رو
‫یکی ببرم جلو، مثلاً هر الف رو کردم ب

204
00:14:33,670 --> 00:14:35,420
‫ولی این به جایی نرسید

205
00:14:35,420 --> 00:14:38,170
‫بعدش فکر کردم
‫اگر یک حرف بیاد عقب چی؟

206
00:14:38,170 --> 00:14:39,960
‫با اینم به جایی نرسیدی

207
00:14:39,960 --> 00:14:41,880
‫نه. پس، خیلی‌خب

208
00:14:41,880 --> 00:14:45,840
‫با خودم گفتم، اگر دو یا سه حرف
‫جابه‌جا باشه چی؟

209
00:14:45,840 --> 00:14:46,920
‫یا حتی 4 یا 5 تا؟

210
00:14:46,930 --> 00:14:49,810
‫و شروع کردم به دستی تغییرش دادن

211
00:14:49,810 --> 00:14:51,020
‫ولی با خودم گفتم، می‌دونی

212
00:14:51,020 --> 00:14:53,520
‫- نوشتن یه برنامه خیلی ساده‌تره
‫- هوشمدانه‌ست

213
00:14:54,190 --> 00:14:56,690
‫درضمن، کاری که داری می‌کنی
‫اسمش "جابه‌جایی سزار"ـه

214
00:14:58,480 --> 00:15:00,400
‫داستانش طولانیه

215
00:15:02,150 --> 00:15:03,750
‫ادامه بده

216
00:15:23,130 --> 00:15:24,730
‫خانم سیمز

217
00:15:24,970 --> 00:15:26,570
‫شهردار هالند

218
00:15:33,560 --> 00:15:35,690
‫کمیل، شنیدم که...

219
00:15:36,980 --> 00:15:40,320
‫اون روز به قاتل‌های قاضی مدوز کمک کردی

220
00:15:45,530 --> 00:15:50,160
‫به درخواست از تمام مامورهای سابق
‫برای برگشتن به خدمت

221
00:15:50,160 --> 00:15:51,830
‫و کمک در جستجو پاسخ دادم

222
00:15:51,830 --> 00:15:55,830
‫وقتی به طبقه‌ی 90 رسیدم، متوجه شدم
‫مردم محلی ریختن سر دو تا شهروند

223
00:15:55,830 --> 00:15:57,330
‫بردم‌شون به یه جای امن

224
00:15:57,330 --> 00:15:58,910
‫بعد به بخش امنیت قضایی بی‌سیم زدم

225
00:15:58,920 --> 00:16:01,170
‫بهشون گفتم کجان
‫و اینکه یه تیم بفرستن

226
00:16:01,170 --> 00:16:02,460
‫و اینکه توی پله‌ها منتظرشونم

227
00:16:02,460 --> 00:16:05,130
‫چرا تا تیم برسه همون‌جا نموندی؟

228
00:16:05,130 --> 00:16:06,730
‫چون هیچ تیمی نفرستادن

229
00:16:07,260 --> 00:16:08,550
‫بطور غیررسمی بهم گفتن

230
00:16:08,550 --> 00:16:11,930
‫که باید شهروندهای سیلو
‫عدالت رو اجرا کنن

231
00:16:13,600 --> 00:16:16,230
‫یه سری از همین شهروندها اومدن سراغم

232
00:16:16,230 --> 00:16:19,110
‫چندتاییشون مامورهایی بودن که می‌شناختم
‫و لباس شهروندها تنشون بود

233
00:16:19,100 --> 00:16:21,480
‫و ازم پرسیدن دو مظنون رو کجا بردم

234
00:16:21,480 --> 00:16:23,190
‫ولی بهشون نگفتی

235
00:16:23,190 --> 00:16:24,570
‫معلومه که نگفتم

236
00:16:24,570 --> 00:16:28,200
‫از زمان خدمتم در بخش قضایی می‌دونستم
‫که اجرای خودسرانه‌ی عدالت، برخلاف قانونه

237
00:16:29,490 --> 00:16:31,090
‫و همه‌مون باید از قانون پیروی کنیم

238
00:16:31,530 --> 00:16:33,130
‫آره

239
00:16:43,420 --> 00:16:48,510
‫می‌دونی، شوهرت به اون جمعیت
‫ دستور داد برن سراغشون

240
00:16:52,890 --> 00:16:56,670
‫کنجکاوم بدونم وقتی اینو بهش گفتی

241
00:16:56,670 --> 00:16:58,900
‫چه واکنشی نشون داده

242
00:17:01,150 --> 00:17:03,950
‫الان دیگه قاضی شده. کاملاً درک کرد

243
00:17:05,820 --> 00:17:07,420
‫معلومه که کرده

244
00:17:10,950 --> 00:17:12,550
‫آره

245
00:17:26,170 --> 00:17:28,840
‫دیگه خودمون حلش می‌کنیم. برید!

246
00:17:31,970 --> 00:17:34,600
‫برید غذاخوری غذای گرم بخورین
‫خودمون حلش می‌کنیم

247
00:17:38,100 --> 00:17:39,770
‫این چه وضعشه؟

248
00:17:40,980 --> 00:17:43,570
‫به آموندسن بی‌سیم بزن
‫تجهیزات دفاعی تاکتیکی لازم داریم

249
00:17:43,560 --> 00:17:45,730
‫- تجهیزات دفاعی تاکتیکی؟
‫- اسلحه. اسلحه لازم داریم

250
00:17:47,990 --> 00:17:50,030
‫از واحد 19 به آقای آموندسن

251
00:17:50,820 --> 00:17:52,030
‫آموندسن، به گوشم

252
00:17:52,030 --> 00:17:54,620
‫قربان، ممکنه اوضاع درحال بیخ پیدا کردن باشه

253
00:17:54,620 --> 00:17:56,900
‫تجهیزات دفاعی تاکتیکی پیشرفته لازم داریم

254
00:17:56,890 --> 00:17:59,250
‫« دیگو، یه مشت اوباش دارن میان سمت مانع
‫دیدم یه گروه کوچیک هم از پله‌ها دور شدن »

255
00:17:59,260 --> 00:18:00,460
‫« یکی از اوباش یه اره‌ی بتن‌بر داشت »
‫« خاله دورین »

256
00:18:00,460 --> 00:18:01,340
‫گندش بزنن

257
00:18:01,330 --> 00:18:03,960
‫- قربان، خاله‌م توی طبقه‌ی 135 الان...
‫- الان وقتش نیست

258
00:18:05,670 --> 00:18:07,270
‫باشه

259
00:18:31,070 --> 00:18:33,410
‫- بیمار کجاست؟
‫- خیلی‌خب، اونجاست

260
00:18:33,950 --> 00:18:34,990
‫ممنون

261
00:18:34,990 --> 00:18:36,590
‫عزیزم

262
00:18:40,370 --> 00:18:42,830
‫عزیز، چیکار داری می‌کنی؟

263
00:18:42,830 --> 00:18:44,080
‫دکتر نیکولز به کمکم احتیاج داره

264
00:18:44,080 --> 00:18:46,040
‫بهت که گفتم، این پایین امن نیست

265
00:18:46,040 --> 00:18:47,640
‫پاول، هیچ‌جا امن نیست

266
00:18:48,500 --> 00:18:50,100
‫سلام

267
00:18:51,170 --> 00:18:52,630
‫عجب تجدید دیدار خانوادگی تاثیرگذاری

268
00:18:52,630 --> 00:18:54,880
‫ولی بنظرتون میشه
‫ این گلوله‌ی کوفتی رو در بیارین؟

269
00:18:54,890 --> 00:18:55,970
‫ممنون میشم

270
00:18:55,970 --> 00:18:58,810
‫سلام، بیا بغلم. سلام

271
00:18:58,810 --> 00:19:00,440
‫- خیلی‌خب
‫- خوبی؟

272
00:19:01,060 --> 00:19:02,660
‫دلم برات تنگ شده بود

273
00:19:04,440 --> 00:19:07,400
‫مامان رو می‌بینی؟
‫داری اطراف رو نگاه می‌کنی؟

274
00:19:18,330 --> 00:19:19,930
‫چرا گفتی بیام، دیگو؟

275
00:19:20,290 --> 00:19:23,080
‫بخش مکانیکی داره
‫برای حمله به مانع آماده میشه

276
00:19:23,080 --> 00:19:24,540
‫و اسلحه و زره دارن...

277
00:19:24,540 --> 00:19:26,620
‫مطمئنم آقای آموندسن باخبره

278
00:19:26,630 --> 00:19:28,840
‫آره هست، ولی چیزایی
‫که من می‌دونم رو نمی‌دونه

279
00:19:29,920 --> 00:19:33,420
‫از وقتی دوربین‌های زیر طبقه‌ی 120
‫از کار افتادن، به شنونده‌ها متکی بودیم

280
00:19:33,420 --> 00:19:35,020
‫من بهشون اعتماد ندارم

281
00:19:35,880 --> 00:19:38,050
‫کسی که بهش اعتماد دارم، خالمه

282
00:19:38,720 --> 00:19:40,680
‫توی طبقه‌ی 135ـه، و یه پیام فرستاد

283
00:19:40,680 --> 00:19:43,140
‫و گفت یه مشت عمق‌نشین
‫دارن با اسلحه میان بالا...

284
00:19:43,140 --> 00:19:44,770
‫مگه همین الان همینو بهم نگفتی؟

285
00:19:44,770 --> 00:19:47,650
‫گفت یه گروه دیگه
‫داره به سمت دیگه‌ای میره

286
00:19:47,650 --> 00:19:50,110
‫اسلحه و یه اره داشتن

287
00:19:52,110 --> 00:19:53,650
‫خاله‌م توی بخش ساخت و سازه

288
00:19:53,650 --> 00:19:56,530
‫گفت از اون اره‌هاست
‫که باهاش بتن می‌برن

289
00:20:19,930 --> 00:20:21,530
‫کسی نیست

290
00:20:38,950 --> 00:20:40,550
‫ببخشید مزاحم...

291
00:20:40,700 --> 00:20:42,580
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

292
00:20:43,120 --> 00:20:45,160
‫مگه قرار نبود توی معادن باشی؟

293
00:20:45,160 --> 00:20:46,870
‫شهردار هالند به کمکم احتیاج داشت

294
00:20:48,120 --> 00:20:49,720
‫برای چه کاری؟

295
00:20:51,130 --> 00:20:52,260
‫برای برنامه‌نویسی

296
00:20:52,250 --> 00:20:53,920
‫کجاست؟

297
00:20:53,920 --> 00:20:55,520
‫نمی‌دونم

298
00:21:23,910 --> 00:21:25,740
‫اینو حس می‌کنی، آقای کندی؟

299
00:21:25,740 --> 00:21:27,740
‫آره، حس می‌کنم
‫ولی برام مهم نیست

300
00:21:39,590 --> 00:21:41,190
‫ایناهاش

301
00:21:45,720 --> 00:21:48,140
‫فکر می‌کنی یه تیم دارن
‫که داره با بریدن طبقات میاد بالا؟

302
00:21:50,560 --> 00:21:52,480
‫و نه آموندسن خبر داره نه برنارد؟

303
00:21:56,730 --> 00:21:57,770
‫هیچ ایرادی نداره

304
00:21:57,780 --> 00:21:59,740
‫که بذاری مردم تاوان اشتباهاتشون رو بدن

305
00:22:00,610 --> 00:22:03,740
‫به شرطی که اشتباهاتشون
‫بقیه رو به‌خطر نندازه

306
00:22:03,740 --> 00:22:05,620
‫از جمله پسرمون

307
00:22:07,830 --> 00:22:10,830
‫کاری از دستت برنمیاد
‫الان دیگه قاضی هستی

308
00:22:13,250 --> 00:22:16,920
‫می‌دونم. بعلاوه، من هیچوقت مامور نبودم

309
00:22:42,990 --> 00:22:44,410
‫- دارن چیکار می‌کنن؟
‫- نمی‌تونیم ببینیم

310
00:22:44,410 --> 00:22:45,700
‫انگار دارن دریل می‌کنن

311
00:22:45,700 --> 00:22:47,620
‫آره، خودم می‌دونم دریل کردن
‫چه صدایی میده، درک

312
00:22:47,620 --> 00:22:48,910
‫اسلحه‌ها کجان؟

313
00:22:48,910 --> 00:22:50,510
‫الان دارن از اسلحه‌خونه میارنشون

314
00:22:56,000 --> 00:22:57,600
‫به ریه‌ت نخورده

315
00:22:58,170 --> 00:22:59,420
‫خوش‌شانسی

316
00:22:59,420 --> 00:23:02,760
‫آره، آقا. خود خودمم، جناب آقای خوش‌شانس

317
00:23:04,380 --> 00:23:06,420
‫من به قولم عمل کردم، آقای کندی

318
00:23:08,390 --> 00:23:09,990
‫بیا صحبت کنیم

319
00:23:10,140 --> 00:23:13,690
‫جدی می‌گفتی؟
‫من فقط می‌خواستم گلوله رو در بیارم

320
00:23:14,480 --> 00:23:16,080
‫اذیت نکن، آقای کندی

321
00:23:17,110 --> 00:23:20,860
‫معاون کلانتر هنک توی همچین روز پرمشغله‌ای
‫وقت گذاشت که بشنوه چی می‌خوای بگی

322
00:23:21,820 --> 00:23:22,900
‫یکم گیجم

323
00:23:22,900 --> 00:23:25,530
‫بخاطر مسکن و اینکه گلوله از بدنم درآوردن

324
00:23:25,530 --> 00:23:27,130
‫بذاریمش برای فردا

325
00:23:28,160 --> 00:23:29,760
‫پانسمانش تموم شد؟

326
00:23:31,540 --> 00:23:33,140
‫بده می‌برمش

327
00:23:37,710 --> 00:23:39,310
‫برو بغل مامانی

328
00:23:44,300 --> 00:23:45,900
‫دکتر نیکولز

329
00:23:46,300 --> 00:23:47,970
‫می‌‌خوام با بیمارت صحبت کنم

330
00:23:55,690 --> 00:23:57,020
‫احتمالاً بهتره توام بری، هنک

331
00:23:57,020 --> 00:23:58,620
‫شاید بهتر باشه بمونه

332
00:23:58,980 --> 00:24:01,230
‫می‌دونی، چون اون همه وقت گذاشته و اینا

333
00:24:01,230 --> 00:24:02,830
‫خودم بعداً بهش میگم

334
00:24:05,570 --> 00:24:07,170
‫باشه

335
00:24:10,330 --> 00:24:11,930
‫آخ

336
00:24:12,490 --> 00:24:14,090
‫انگار بابایی رو عصبانی کردم

337
00:24:16,960 --> 00:24:18,560
‫نه چندان

338
00:24:20,880 --> 00:24:22,480
‫تو یه خلافکاری

339
00:24:23,050 --> 00:24:24,650
‫انتظار چندانی ازت ندارم

340
00:24:26,180 --> 00:24:27,780
‫ولی نیاز دارم...

341
00:24:29,720 --> 00:24:33,720
‫که چیزی که گفتی قراره بگی رو بهم بگی

342
00:24:44,320 --> 00:24:45,920
‫چون اگر نگی...

343
00:24:49,160 --> 00:24:50,760
‫به قاضی سیمز بی‌سیم می‌زنم

344
00:24:51,700 --> 00:24:53,080
‫چی؟

345
00:24:53,080 --> 00:24:54,680
‫آره

346
00:24:55,250 --> 00:24:56,850
‫الان قاضی شده

347
00:24:57,870 --> 00:25:00,500
‫بهش میگم کجایی
‫و خدا رو چه دیدی؟

348
00:25:02,340 --> 00:25:04,720
‫شاید دوباره برت گردونه تو سلول

349
00:25:05,800 --> 00:25:07,400
‫یا شایدم بدتر

350
00:25:07,880 --> 00:25:10,590
‫باشه. باشه

351
00:25:12,600 --> 00:25:14,270
‫از شنیدن چیزی که می‌خوام بگم خوشحال نمیشی

352
00:25:14,260 --> 00:25:18,180
‫- چرا؟
‫- چون زندگی کوفتیت رو نابود می‌کنه

353
00:25:21,100 --> 00:25:22,700
‫وقتی نیکولز فراری بود

354
00:25:23,190 --> 00:25:25,190
‫وقتی کامپیوترها خاموش شدن
‫کنار یه کامپیوتر بودی؟

355
00:25:27,360 --> 00:25:29,950
‫- می‌دونی چرا خاموش شدن؟
‫- بخاطر راه‌اندازی مجدد سیستم

356
00:25:29,950 --> 00:25:33,700
‫اونا اینطوری گفتن
‫ولی مزخرف زیاد میگن

357
00:25:36,080 --> 00:25:37,830
‫بخاطر این خاموش شدن
‫چون نیکولز به رفیقم دنی گفت

358
00:25:37,830 --> 00:25:40,460
‫یه چیزی رو بفرسته
‫به تمام کامپیوترهای سیلو

359
00:25:40,460 --> 00:25:43,170
‫و ده ثانیه بعد خاموششون کردن

360
00:25:43,170 --> 00:25:44,770
‫چی فرستاد؟

361
00:25:45,460 --> 00:25:47,340
‫شرط می‌بندم تمام کسایی
‫که دیدنش رو دستگیر کردن

362
00:25:48,300 --> 00:25:49,900
‫من و دنی...

363
00:25:51,010 --> 00:25:52,850
‫خدا می‌دونه با اون چیکار کردن

364
00:25:52,850 --> 00:25:55,560
‫دهنمون رو بستن و سرمون کیسه کشیدن
‫تا نتونیم به هیچکس چیزی بگیم

365
00:25:55,560 --> 00:25:57,160
‫به هیچکس چی بگین؟

366
00:26:02,310 --> 00:26:03,910
‫مثل اون صفحه بود...

367
00:26:05,480 --> 00:26:08,900
‫ولی میلیون‌ها بار زیباتر

368
00:26:10,530 --> 00:26:14,330
‫حتی اگر بخوامم نمی‌تونم توصیفش کنم

369
00:26:19,710 --> 00:26:21,420
‫سیمز چه ربطی به این قضیه داره؟

370
00:26:22,620 --> 00:26:24,840
‫یکم بعد از اینکه نیکولز رو فرستادن بیرون

371
00:26:24,850 --> 00:26:27,220
‫سیمز اومد پیشم و بهم پیشنهاد معامله داد

372
00:26:28,130 --> 00:26:31,300
‫که لباس‌های کثیف بپوشم
‫برم بخش مکانیکی

373
00:26:32,720 --> 00:26:34,430
‫یه بمب آتش‌زا پرت کنم سمت کلانتری هنک

374
00:26:37,680 --> 00:26:40,430
‫و در ازاش، بهم یه دارویی میده

375
00:26:41,890 --> 00:26:44,520
‫که تمام اتفاقات 22 سال اخیر رو فراموش کنم

376
00:26:46,860 --> 00:26:49,860
‫مشخصه که قصد نداشت
‫به قولش عمل کنه

377
00:26:51,400 --> 00:26:53,780
‫و احتمالاً داروی جادویی فراموشی
‫ مزخرفی بیش نیست

378
00:26:53,780 --> 00:26:56,160
‫ولی با اون کیسه‌ی روی سرم
‫انتخاب چندانی نداشتم

379
00:27:00,120 --> 00:27:01,720
‫حالا بذار یه سوالی ازت بپرسم

380
00:27:04,540 --> 00:27:07,290
‫یه بخش کوچیکی از وجودت
‫نمیگه ای‌کاش اینا رو بهت نمی‌گفتم؟

381
00:27:13,130 --> 00:27:16,590
‫اگر جامون برعکس بود

382
00:27:17,760 --> 00:27:19,510
‫توام همین‌کارو می‌کردی؟

383
00:27:32,950 --> 00:27:34,790
‫اگر خراب کرده باشم چی، مری؟

384
00:27:40,540 --> 00:27:44,250
‫صد و چهل سال ثبات داشتیم

385
00:27:44,250 --> 00:27:49,880
‫و ممکنه همه‌ش تحت مدیریت من به پایان برسه

386
00:27:51,960 --> 00:27:53,560
‫حساب...

387
00:27:55,430 --> 00:27:57,640
‫همه‌چی رو محاسبه کردم، و...

388
00:28:01,390 --> 00:28:03,770
‫نقشه‌ی همه‌چی رو ریختم

389
00:28:05,390 --> 00:28:09,060
‫ولی بعد... اتفاقات...

390
00:28:10,730 --> 00:28:12,330
‫مجبورم کرد...

391
00:28:16,360 --> 00:28:18,150
‫که تو رو...

392
00:28:21,120 --> 00:28:22,720
‫توی محاسباتم لحاظ کنم

393
00:28:36,130 --> 00:28:39,970
‫بابتش واقعاً متاسفم

394
00:29:01,030 --> 00:29:02,820
‫یه آرایش تاکتیکی اینجا تشکیل بدین

395
00:29:04,160 --> 00:29:05,760
‫دو خط بشین. زود باشین!

396
00:29:10,880 --> 00:29:12,880
‫« تدارکات »

397
00:29:38,780 --> 00:29:40,740
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- قراره براتون کمین کنن

398
00:29:41,450 --> 00:29:43,790
‫- از کجا؟
‫- دارن از کف زمین میان بالا

399
00:29:45,660 --> 00:29:46,490
‫چی؟

400
00:29:46,500 --> 00:29:48,250
‫این طبقه‌ی ماست!

401
00:29:49,870 --> 00:29:51,470
‫بچه‌ها!

402
00:30:01,010 --> 00:30:02,610
‫اونجان!

403
00:30:04,760 --> 00:30:06,360
‫الان!

404
00:30:14,020 --> 00:30:15,150
‫می‌خوان ما رو قیچی کنن

405
00:30:15,150 --> 00:30:16,780
‫عقب‌نشینی کنین! برین!

406
00:30:27,330 --> 00:30:28,660
‫برین، برین، برین!

407
00:30:28,660 --> 00:30:30,620
‫یالا! یالا!

408
00:30:44,550 --> 00:30:46,150
‫وایسین!

409
00:31:06,780 --> 00:31:08,450
‫شما ده تامون رو می‌کشین...

410
00:31:10,370 --> 00:31:11,970
‫ولی ما همه‌ی شما رو می‌کشیم...

411
00:31:14,210 --> 00:31:15,810
‫و پله‌ها رو می‌گیریم

412
00:31:22,550 --> 00:31:24,760
‫نظرتون چیه این طبقه رو
‫به عنوان مرز جدیدمون تعیین کنیم؟

413
00:31:24,760 --> 00:31:26,360
‫قبوله؟

414
00:31:50,240 --> 00:31:52,740
‫آقای شهردار، نتیجه‌ی مطلوبی نبود
‫ولی فقط 10 طبقه رو گرفتن

415
00:31:52,750 --> 00:31:54,350
‫"نتیجه‌ی مطلوبی نبود"

416
00:31:55,420 --> 00:31:58,090
‫مانع جدید توی کدوم طبقه‌ست؟

417
00:31:58,920 --> 00:32:00,460
‫صد و... صد و بیست

418
00:32:00,460 --> 00:32:03,300
‫و توی طبقه‌ی 122 چیه؟

419
00:32:04,630 --> 00:32:06,630
‫کسی می‌تونه بدون دیدن نقشه بگه؟

420
00:32:07,760 --> 00:32:09,360
‫توی طبقه‌ی 122 چیه؟

421
00:32:09,560 --> 00:32:12,690
‫مزرعه‌ی طبقات زیرین بخش میانی
‫طبقه‌ی مزرعه‌ست

422
00:32:14,100 --> 00:32:17,850
‫داریم سعی می‌کنیم با گرسنگی مجبورشون کنیم
‫تسلیم بشن، و حالا یه مرزعه دارن

423
00:32:17,860 --> 00:32:21,070
‫پس آره، نتیجه‌ی مطلوبی نیست

424
00:32:28,070 --> 00:32:30,740
‫شنیدم یه درگیری توی پله‌ها پیش اومده

425
00:32:30,740 --> 00:32:31,870
‫نباید الان اونجا باشی؟

426
00:32:31,870 --> 00:32:36,080
‫مشغول این بودم که بفهمم
‫چه اتفاقی برای کارلا مک‌لین افتاده

427
00:32:43,460 --> 00:32:46,840
‫توی همون کافه‌ی طبقه‌ی 70 دستگیر شده

428
00:32:46,840 --> 00:32:48,680
‫آره، همون‌جایی که از پیشش رفتم

429
00:32:49,640 --> 00:32:51,240
‫خب الان کجاست؟

430
00:32:51,510 --> 00:32:54,310
‫معمولاً مردم رو برای رسیدگی و ثبت
‫به ما تحویل میدن

431
00:32:54,980 --> 00:32:57,480
‫ولی هنک با تمام کلانتری‌ها تماس گرفت

432
00:32:57,480 --> 00:32:59,080
‫توی هیچکدومشون نیست

433
00:32:59,310 --> 00:33:00,910
‫پس کجاست؟

434
00:33:01,110 --> 00:33:02,710
‫توی بیمارستانه؟

435
00:33:03,150 --> 00:33:07,700
‫گاهی اوقات، وقتی مامورها یه مظنون

436
00:33:07,700 --> 00:33:11,450
‫مهم و پرخطر رو می‌گیرن
‫می‌برنش به سلول انفرادی

437
00:33:12,120 --> 00:33:15,210
‫نه، نمی‌تونن همچین کاری کنن
‫نه، کارلا وضع سلامتیش خوب نیست

438
00:33:15,200 --> 00:33:16,800
‫اونجا دووم نمیاره

439
00:33:17,540 --> 00:33:19,710
‫ببین، تو کلانتری
‫می‌تونی کاری بکنی

440
00:33:20,210 --> 00:33:23,670
‫شاید بتونم آزادش کنم، ولی فقط
‫در صورتیکه بتونم بی‌گناهیش رو اثبات کنم

441
00:33:23,670 --> 00:33:27,380
‫پس لطفاً، بهم بگو
‫چه اتفاقی برای قاضی مدوز افتاد؟

442
00:33:34,310 --> 00:33:35,730
‫عجب نقشه‌ای امروز ریختی

443
00:33:35,720 --> 00:33:38,890
‫خب، مگه نشنیدی؟
‫مهارت مکانیکیم دو برابر توئه

444
00:33:38,890 --> 00:33:40,220
‫کدوم احمقی همچین چیزی بهت گفته؟

445
00:33:40,230 --> 00:33:44,690
‫که یعنی هوشم
‫و مهارت مهندسیم هم دو برابر توئه

446
00:33:44,690 --> 00:33:46,860
‫می‌بینی؟ برای همین از مردم تعریف نمی‌کنم

447
00:34:00,830 --> 00:34:02,430
‫به افتخار کار گروهی

448
00:34:04,840 --> 00:34:06,440
‫به افتخار شرکای فوق العاده

449
00:34:25,480 --> 00:34:27,570
‫اومدی دستگیرمون کنی، کلانتر؟

450
00:34:30,200 --> 00:34:33,790
‫مارتا واکر بهم گفته
‫چه اتفاقی برای قاضی مدوز افتاده

451
00:34:34,570 --> 00:34:36,490
‫یا حداقل چیزی که شما بهش گفتین

452
00:34:36,490 --> 00:34:39,200
‫که رفتین داخل
‫و دیدین قاضی مرده

453
00:34:40,160 --> 00:34:43,750
‫گفتین برنارد هالند و رابرت سیمز
‫داشتن براتون پاپوش می‌دوختن

454
00:34:44,880 --> 00:34:47,010
‫حاضرین به فرمان قسم بخورین حقیقت داره؟

455
00:34:48,460 --> 00:34:50,060
‫همه‌ش حقیقته

456
00:34:54,090 --> 00:34:56,220
‫کلانتر بیلینگز به کلانتر هالند

457
00:34:58,600 --> 00:35:00,230
‫کلانتر بیلینگز به کلانتر هالند

458
00:35:02,770 --> 00:35:03,770
‫به گوشم

459
00:35:03,770 --> 00:35:05,400
‫فراری‌ها رو پیدا کردم

460
00:35:05,900 --> 00:35:08,360
‫خبر فوق العاده‌ایه، کلانتر
‫ممنون. کجان؟

461
00:35:14,280 --> 00:35:16,120
‫فعلاً مکان‌شون رو فاش نمی‌کنم

462
00:35:17,660 --> 00:35:20,000
‫اول باید در مورد اتفاقاتی
‫که منجر به مرگ قاضی مدوز شد

463
00:35:20,000 --> 00:35:21,420
‫تحقیقات کامل انجام بدم

464
00:35:21,410 --> 00:35:23,620
‫- و یک تحقیقات جدید در مورد...
‫- فوراً ارتباطات رادیویی

465
00:35:23,620 --> 00:35:25,250
‫- تمام سیلو رو قطع کنین
‫- حمله به کلانتری

466
00:35:25,250 --> 00:35:27,420
‫در اعماق سیلو، که منجر به مرگ دو نفر و...

467
00:35:27,420 --> 00:35:30,840
‫گندش بزنن. یه کلانتر از دستم رفت

468
00:35:30,840 --> 00:35:32,440
‫شهردار؟

469
00:35:36,300 --> 00:35:37,900
‫ممنون

470
00:35:39,680 --> 00:35:41,280
‫بابت چی؟

471
00:35:42,560 --> 00:35:46,360
‫من نه طرف شهردارم، نه قاضی، نه شماها

472
00:35:48,940 --> 00:35:50,540
‫من طرف قانونم

473
00:36:01,370 --> 00:36:03,870
‫پاول، خوبی؟

474
00:36:07,920 --> 00:36:09,590
‫امروز کار شجاعانه‌ای انجام دادی

475
00:36:10,750 --> 00:36:12,350
‫شجاعانه؟ شاید

476
00:36:12,880 --> 00:36:14,480
‫احمقانه؟ قطعاً

477
00:36:17,470 --> 00:36:19,390
‫بعید می‌دونم خیلی بیشتر از این کلانتر بمونم

478
00:36:20,100 --> 00:36:22,640
‫احمقانه نبود، و کار درستی بود

479
00:36:22,640 --> 00:36:24,240
‫مردم متوجهش میشن

480
00:36:25,480 --> 00:36:27,320
‫مطمئن هم نیستم کار درستی بوده باشه

481
00:36:33,610 --> 00:36:35,610
‫آخرین باری که
‫داروهای گیاهیت رو خوردی کی بود؟

482
00:36:38,120 --> 00:36:39,950
‫ببخشید عزیزم، یادم رفت

483
00:36:39,950 --> 00:36:41,700
‫سرزنشت نمی‌کنم

484
00:36:44,040 --> 00:36:46,460
‫- میشه اون لیوان آب رو بهم بدی؟
‫- آره، باشه

485
00:36:53,420 --> 00:36:54,550
‫چیکار داری...؟

486
00:36:54,550 --> 00:36:56,150
‫ببین

487
00:36:59,180 --> 00:37:00,780
‫بنظرت چرا نمی‌لرزی؟

488
00:37:02,560 --> 00:37:03,980
‫من...

489
00:37:03,970 --> 00:37:05,850
‫چندین روزه داروهات رو نخوردی

490
00:37:11,730 --> 00:37:13,330
‫ولی نمی‌دونم چی تغییر کرده

491
00:37:13,780 --> 00:37:15,380
‫شاید تو تغییر کردی

492
00:37:17,070 --> 00:37:18,820
‫خب، این رمز "کوئین"ـه

493
00:37:18,820 --> 00:37:23,240
‫ولی با برعکس کردن الفبا
‫و سه حرف جابه‌جا کردن

494
00:37:23,240 --> 00:37:24,990
‫قابل خوندن نیست

495
00:37:25,000 --> 00:37:26,670
‫نامفهومه

496
00:37:26,660 --> 00:37:29,290
‫درسته، به‌جز اینجا...

497
00:37:29,290 --> 00:37:30,890
‫"سیللو"

498
00:37:32,380 --> 00:37:36,050
‫بعید می‌دونم سالوادور کوئین
‫سیلو رو اشتباه بنویسه

499
00:37:36,050 --> 00:37:38,090
‫منم همین فکرو کردم. پس، خیلی‌خب...

500
00:37:38,090 --> 00:37:44,510
‫اینم یه حالت دیگه‌ست، که هنوزم الفباش
‫برعکسه، ولی 10 حرف جابه‌جا شده

501
00:37:50,310 --> 00:37:51,910
‫"اَلی"

502
00:37:53,860 --> 00:37:56,820
‫اسم دختر کوئین اَلی بوده
‫شاید داری به یه جاهایی می‌رسی

503
00:37:57,650 --> 00:37:59,250
‫درسته

504
00:37:59,490 --> 00:38:04,160
‫ولی خب هیچکدوم از
‫بقیه‌ی کلمات قابل فهم نیستن

505
00:38:04,160 --> 00:38:09,620
‫خب، این خیلی فراتر از یه جابه‌جایی سزاره

506
00:38:09,620 --> 00:38:11,330
‫این پیچیده‌ست

507
00:38:12,130 --> 00:38:13,920
‫یه رمز درون یه رمزه

508
00:38:15,090 --> 00:38:17,800
‫برای شکستن رمزش، باید...

509
00:38:21,390 --> 00:38:22,990
‫چی؟

510
00:38:23,510 --> 00:38:25,110
‫باید میراث رو ببینی

511
00:38:25,720 --> 00:38:28,720
‫میراث؟ نمی‌دونم این که میگی چیه

512
00:38:29,430 --> 00:38:31,390
‫بلند شو. بلند شو!

513
00:38:33,650 --> 00:38:35,990
‫لوکاس کایل، تو رو به عنوان
‫دست راستم انتخاب می‌کنم

514
00:38:36,570 --> 00:38:38,660
‫لطفاً دست راستت رو بذار روی فرمان

515
00:38:40,320 --> 00:38:41,920
‫قبول می‌کنی؟

516
00:38:44,370 --> 00:38:45,870
‫بله

517
00:38:45,870 --> 00:38:47,470
‫بعد از من تکرار کن

518
00:38:48,290 --> 00:38:50,750
‫من، لوکاس کایل...

519
00:38:58,710 --> 00:39:01,590
‫اگر دوستی، بیا داخل
‫اگر نیستی، برو پی کارت

520
00:39:05,550 --> 00:39:07,550
‫امیدوارم هنوزم منو دوست خودت بدونی

521
00:39:12,770 --> 00:39:14,400
‫خیلی وقته ندیدمت

522
00:39:18,860 --> 00:39:22,570
‫می‌خواستم ازت تشکر کنم
‫که این همه سال ازش مراقبت کردی

523
00:39:23,160 --> 00:39:25,870
‫اون بود که از ما مراقبت می‌کرد

524
00:39:27,450 --> 00:39:28,990
‫یکی از مهندس‌ها بهم گفت

525
00:39:28,990 --> 00:39:32,040
‫تونستی برای پاکسازی جولیت
‫از یه نوارچسب متفاوت استفاده کنی

526
00:39:33,420 --> 00:39:35,020
‫حقیقت داره؟

527
00:39:35,670 --> 00:39:37,270
‫آره

528
00:39:38,170 --> 00:39:40,090
‫برای همین تونست از دیدرس فراتر بره؟

529
00:39:45,680 --> 00:39:47,280
‫بنظرت هنوز زنده‌ست؟

530
00:39:49,560 --> 00:39:51,160
‫نه

531
00:39:51,640 --> 00:39:53,390
‫پس چرا بهمون امید واهی دادی؟

532
00:39:55,350 --> 00:39:57,140
‫بخاطر اون انجامش دادم، دکتر

533
00:39:58,520 --> 00:40:01,310
‫و برای تو و من و تمام افراد این پایین
‫که می‌شناختنش و دوستش داشتن

534
00:40:01,320 --> 00:40:04,070
‫و آره، بعضی روزها
‫می‌خواستن خفه‌ش کنن

535
00:40:06,110 --> 00:40:08,360
‫بخاطر این انجامش دادم چون می‌دونستم

536
00:40:08,370 --> 00:40:11,370
‫نمی‌خواست هیچکدوممون
‫مرگش رو روی اون تپه ببینیم

537
00:40:16,920 --> 00:40:18,800
‫ولی فکر نمی‌کنی هنوز زنده باشه

538
00:40:20,630 --> 00:40:22,230
‫نمی‌دونم چطور ممکنه زنده باشه

539
00:40:37,100 --> 00:40:38,700
‫سلام

540
00:40:39,440 --> 00:40:41,110
‫بیدار شدی، خوبه

541
00:40:46,200 --> 00:40:48,740
‫زخمت عفونت کرده بود
‫عفونت بدی بود

542
00:40:51,830 --> 00:40:54,460
‫خوشحالم فهمیدم اون آنتی‌بیوتیک‌ها جواب میدن

543
00:40:54,450 --> 00:40:57,870
‫همین چند مدت پیش
‫خودم تنهایی درستشون کردم

544
00:40:57,880 --> 00:40:59,480
‫یه کلاه گیر آوردم

545
00:41:00,590 --> 00:41:03,430
‫کجاست؟ باید برم
‫باید لباسم رو بپوشم

546
00:41:06,300 --> 00:41:08,800
‫آره، در مورد لباس...

547
00:41:09,970 --> 00:41:11,890
‫جاش امنه

548
00:41:11,890 --> 00:41:13,490
‫بعداً بهت پسش میدم

549
00:41:13,680 --> 00:41:16,020
‫ولی قبلش، ازت می‌خوام پمپ رو درست کنی

550
00:41:17,350 --> 00:41:18,850
‫چی؟

551
00:41:18,850 --> 00:41:21,980
‫خودت گفتی اگر به پمپ زیر آب

552
00:41:21,980 --> 00:41:23,560
‫- برق برسونی...
‫- نه

553
00:41:23,570 --> 00:41:25,030
‫می‌تونی جلوی بالا اومدن آب رو بگیری

554
00:41:25,030 --> 00:41:27,120
‫لباسمو بهم بده

555
00:41:28,320 --> 00:41:29,740
‫خیلی‌خب. خب...

556
00:41:29,740 --> 00:41:31,300
‫فکر کن داری یه لطف بهم می‌کنی

557
00:41:31,300 --> 00:41:33,950
‫مثلاً من جون تو رو نجات دادم
‫ تو جون منو نجات میدی

558
00:41:33,950 --> 00:41:35,120
‫و بعدش بی‌حساب میشیم

559
00:41:35,120 --> 00:41:36,200
‫- بی‌حساب میشیم؟
‫- آره

560
00:41:36,210 --> 00:41:38,790
‫تو یه نفری. ده هزار نفر کوفتی توی...

561
00:41:38,790 --> 00:41:40,750
‫آره، ده هزار نفری
‫که ممکنه همین روزا بمیرن

562
00:41:40,750 --> 00:41:42,580
‫درست همونطوری که مردم این سیلو مردن

563
00:41:42,590 --> 00:41:46,090
‫ببین، می‌تونی با بحث با من وقت تلف کنی

564
00:41:46,090 --> 00:41:49,430
‫یا می‌تونی به این فکر کنی
‫که چطور می‌خوای پمپه رو تعمیر کنی

565
00:41:51,300 --> 00:41:52,900
‫انتخابش با خودته

566
00:41:57,930 --> 00:42:05,950
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

567
00:42:05,950 --> 00:42:10,970
<font color="#ffa500"><b>«ارائــه ای از فیلم سیاه»
[ WWW.BLACKFILM.TOP ]<font color="#ffa500"></font></b></font>

